|
|
|
|
|
دوستی پرسیده بود انتخابات در کوبا چه طور بود ؟
اینجا وقتی انتخابات برگزار شد که نیمه شب ایران بود و نتایج تقریبا معلوم. ولی از ۱۷ رای داده شده ۷ رای به موسوی ۷ رای به احمدی نژاد و ۳ رای به رضایی واین یعنی ما باید در مرحله دوم رئیس جمهورمان را تعیین کنیم!!!
|
||
|
|
|
|
|
روز زن و مادر بر همه زنان و مادران مبارک باد
|
||
|
|
|
|
|
رنگ خدا شنبه عصر ساعت 8 تلویزیون کوبا فیلم رنگ خدا ساخته مجید مجیدی رو با زیرنویس اسپانیایی پخش کرد. فیلمی که قبلا دیده بودم ولی این بار فرق می کرد. این فیلم ازسری فیلم هایی هست که در سفر سال گذشته رئیس سازمان صدا و سیما به کوبا ، به تلویزیون کوبا داده شده. نما های زیبای ایران با مضمون عالی فیلم خیلی به قول جوانها حال داد. در هر صورت انجام کارهایی فرهنگی از این قبیل برای معرفی سینمای ایران و ... در جهان رقابتی امروز خیلی لازم هست. - موزه لوور در ملکُن (Del Louvre en el Malekon )
مدتی هست که تابلوهایی ازنقاشی های موزه لوور فرانسه در ساحل زیبای ملکن در هاوانا به نمایش گذاشته شده . واقعا زیبا هست.هم ساحل ملکن و هم بازدیدی از این تابلوها.
- و از آخر سیاست : اینجا هم جمعه ، ما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنیم. البته توفیق دیدن بحث های جنجالی رو نداریم ولی از طریق خبرگزاری ها کم و بیش می خوانیم. و شاید این بهتر باشد تا کمتر درگیر سیاست شویم اگر چه خیلی تحت تاثیر سیاست هستیم. باید از کشور خارج بود تا بیشتر فهمید که تاثیر یک انتخاب عالی با متوسط چه اثری روی نگاه جامعه جهانی و در نتیجه عظمت ایران و ایرانی دارد. امیدوارم این بار ایرانیان انتخاب خوبی داشته باشند! |
||
|
|
|
|
|
در هاوانا دو موزه ی هنرهای زیبا وجود دارد. یکی ملی و دیگری بین المللی.
یک روز به دیدن موزه بین المللی رفتیم. ورودی 5 پزو معادل 200 تومان بود. ساختمانی بسیار زیبا و دارای سه طبقه که از لحاظ هندسی بسیار قابل توجه بود. سالن مصر با داشتن بیشترین وسایل قدیمی مربوط به فراعنه و اهرام مصر خودش یک سفر به مصر بود. سالن کشور های دیگر بیشتر تابلوهای نقاشی داشت. مخصوصا سالن انگلیس با داشتن تابلوهایی که به قول عبدالولی (معلم اسپانیایی من) با آن قیافه های جدی و خشک و رسمی باعث می شوند که آدم زودتر آنجا را ترک کند. اما بیشتر نقاشی های کشورهای مختلف در مورد مسیحیت بود. از تابلوهای جالب یکی مربوط به ختنه کردن مسیح بود! که از عبدل پرسیدم که مگر مسیحیان... گفت مسیح یهودی بوده !البته آن زمان! چند تابلو هم از آدم و حوا Adan y Eva بود و اشاره به سیب و مار و گناه بیچاره حوا که فکر می کنم دو کلمه آدم و حوا باید از زبان عبری به دیگر زبان ها رفته باشد. تابلوی ترینیداد Trinidad (تثلیث) پدر ، پسر و روح القدس هم جالب بود. و از آن مهمتر نام کشور ترینیداد و توباگو بود که حالا معنی اش برایم روشن شد. توباگو هم نام دینی دیگر هست. شهری بسیار زیبا در کوبا هم نامش ترینیداد هست. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
در محوطه ورودی تمام مکان های دولتی کوبا و از جمله مدارس، مجسمه ای از خوزه مرتی هست. در کتاب های درسی نیز در مورد او مطلب زیاد هست.
خوزه مرتی (و با تلفظ کوبایی هوزه مرتی) در سال 1852 در کوبا به دنیا آمد. پدرش Jose Mariano Marti اسپانیایی بود و از اهالی والنسیا ، مادرش Leonor Perez همچنین اسپانیایی و از جزیره ی کاناویاس. از کودکی باهوش و زرنگ بود.در جوانی زندانی اسپانیایی ها شد و به اردوگاه های کار اجباری رفت. مجبور به ترک کوبا شد. در کشورهای زیادی ازجمله اسپانیا ، کلمبیا ، مکزیک و گواتمالا و آمریکا زندگی کرد. او معلم ، شاعر ، نویسنده ، مترجم وسیاستمدار بود. او از ایالت فلوریدا جنگ برعلیه اسپانیا را سازماندهی کرد. کوبایی ها را در جنگ متحد کرد. در سال 1896 در کوبا کشته شد. او یک فرد آزادی خواه بود و در جنگ برای آزادی کشته شد. |
||
|
|
|
|
|
سیستم آموزشی کوبا مثل نظام قدیم قدیم ایران است. ابتدایی 6 سال ، سیکل اول یا مرحله دوم عمومی سه سال و سه سال هم سیکل دوم که شامل رشته های ریاضی و طبیعی و انسانی و هنرستان ها می شود. رنگ لباس همه مشخص هست : دبستان قرمز، سیکل اول زرد خاکی ، هنرستان شکلاتی و حتی دانشسرای مقدماتی شلوار و دامن آبی با بلوز سفید. یک روز جمعه با عبدالولی به (مجتمع مدارس آزادی) رفتیم. این ترجمه من از CIUDAD ESCOLAR LIBERTAD) ) هست. از پیش دبستانی تا دانشسرای مقدماتی و عالی را در خود داشت.
روبروی میدان OBELISCO قرار داشت. کلمه ابلیسک : به ستون هرمی شکل و سنگی که در ابتدا در ورودی مقابر مصر باستان برپا می کرده اند می گفته اند . الان در اکثر شهرها ی جهان وجود دارد.( به نقل از کتاب راز داوینچی)
در زمان باتیستا مرکز آموزش نظامی بوده از همه رسته ها و نیروها. خیلی بزرگ بود. در دانشسرای عالی یکی از دانشجویان دکترا می خواست در مورد تزش حرف بزند که نحوه آموزش زبان اسپانیایی برای پایه چهارم بود. بیشتر استادان زن بودند و عبدالولی هم برای تز خود با بعضی شان درس داشت. در راهرو تابلوی زیر نصب بود: یادبود خانم ماتا مارتینز : بنیانگذار دانش سرای عالی< انریکه خوزه وارونا> استادتمام ، دکترای فلسفه علم،...و در آخر ( وقف کرد زندگی اش را برای انقلاب ، خانواده و شاگردانش)
بعضی ها حتی سه دکترا داشتند و انصافا اگر بیرون از این محیط بود نمی شد تشخیص داد که آیا می توانند اسم خود را بنویسند؟ وقتی از رئیس شان پرسیدم که چه چیز باعث این همه پیشرفت زنان کوبا شده بیدرنگ گفت بعد از انقلاب زنان کوبا فرصت کرده اند که توانایی هاشان را بروز دهند. البته عبدالولی گفت که نماینده پارلمان خلق هم هست و خیلی طرفدار فیدل! و معلوم بود.
حقوق معلمین آن قدر در کوبا پایین هست که افراد اصلا تمایلی به معلمی ندارند و دولت با بحران روبروست. برای نمونه خانمی با 23 سال سابقه، وقتی کمتر از 20 دلار حقوق می گیرد حاضر است با 100 دلار در ماه نظافتچی سفارت شود!! به همین دلیل دولت تعداد زیادی را از کلاس نهم به دانشسرای مقدماتی می آورد و بعد از دو سال به مدارس میروند و سه سال دیگر هم پاره وقت درس می خوانند. در پست پیش نوشته بودم از 400 پزو حقوقشان شروع می شود و عبدالولی گفت که من با 14 سال سابقه کار دارم 400 پزو می گیرم. از کمتر از 300 پزو شروع می شود. البته باید اشاره کنیم که خدمات عمومی در کوبا کاملا رایگان هست مثلا بیمارستانها که اصلا پولی دریافت نمی کنند و خدمات خوبی هم ارائه می دهند ولی آن را با دریافتهای کلان از دیپلمات ها و توریست ها جبران می کنند. |
||
|
|
|
|
|
ناوگان حمل و نقل عمومی و خصوصی در کوبا خیلی فرسوده هست. ماشین هایی که بیش از 50 سال از ساختشان می گذرد هنوز در حال ترددند. دو سال می شود که با اعتبار چینی ها توانسته اند برای هاوانا متروبوس هایی تهیه کنند. کرایه آن ها 40 سنتااس(یک صدم پزو کوبایی یک centaos )حدود 16 تومان هست. که نقدی دریافت می کنند. قبل از آن کامیون های ارتشی را تغییر کاربری داده بودند و به حمل مسافر می پرداختند. الان در مسیرهای حاشیه شهر کار می کنند. موتور سیکلت وسیله مورد استفاده خیلی ها هست و البته کلاه ایمنی استفاده می کنند. ولی نمی دانم از ترس پلیس هست یا ...! موتورهای ایژ روسی هم به دلیل رفاقتشان با شوروی خیلی هست حتی مدل های 74 و 75 سه چرخه ها هم که صاحبانش بعضی وقتها خیلی به آن می رسند در جاهای مختلف کار می کنند. کرایه هر نفر 20 پزو کوبایی معادل 800 تومان هست. لازم به ذکر مجدد هست که در کوبا دو واحد پول رایج دارند. پزو کوبایی(moneda nacional ) و پزوی قابل تبدیل ( کک cuc ) . هر 24 پزو کوبایی معادل یک کک هست . حقوق کارمندان به پزو کوبایی پرداخت می شود و خیلی هم حقوق ها پایین هست. مثلا معلمین از 400 پزو شروع می شود تا حدود 700 پزو. پزوی قابل تبدیل معادل 1.08 دلار آمریکا هست و فقط برای این طراحی شده که به جای دلار آمریکا در جریان باشد. یک زمانی داشتن دلار آمریکا جرم بوده. البته قدرت خرید مردم خیلی پایین هست و اصلا نمی توانند از فروشگاه ها که به کک خرید و فروش می شود خریدی داشته باشند. چون بالاترین حقوق ها به 30 کک در ماه نمی رسد اما قیمت یک جفت کفش بیشتر از این مبلغ هست. فروشگاه های ملی که با پزو داد و ستد می شود هم جز کالاهای کوپنی چیز به درد بخوری ندارند. |
||
|
|
|
|
|
سینما <یارا> فیلم دو قسمتی چه را دو شب متوالی نمایش داد و من هم رفتم و تماشا کردم. چه، همیشه برای من شخصیتی دوست داشتنی بود ولی زیاد درباره اش نمی دانستم. قسمت اول، مبارزات چه همراه فیدل برای آزادی کوبا بود به همراه فلاش بکهایی به سخنرانی او در سازمان ملل . کتابش همیشه همراهش بود و به هر جا می رسیدند به جای استراحت به ویزیت و معالجه بیماران می پرداخت. قسمت دوم هم رفتن او به بولیوی و سازماندهی جنگ های چریکی که ناموفق بود و در نهایت هم کشته شد. هنوز هم کوبایی ها صفی طولانی تشکیل داده بودند برای دیدن فیلم چه گوارا. با خودم فکر می کردم می توانست در کوبا بماند و در خانه های مصادره ای که به بهشت می ماند و کنار سه بچه ای که در کوبا داشت به زندگی ادامه دهد و ... اما رفت. ولی می شود قضاوت کرد که فردی مثل او نمی توانست در منجلاب فرورود وقتی که یک زمان در اشک شوق مردم فرود آمده بود. وقتی ازسینما بیرون آمدم در حاشیه خیابان 23(طولانی ترین خیابان هاوانا) و coppelia ( باغ وساختمانی بسیار زیبا با بستنی های مشهور) که همیشه صف های طویل برای ورود به قسمت های چندگانه آن وجود دارد، تعداد زیاد افراد پلیس ،مرا که غرق در افکار خودم بودم از حال و هوای فیلم دور کرد. برای امثال چه ، همان بهتر که در اوج بمیرند و برای همیشه در قلب مردم زندگی کنند تا بمانند و برای همیشه بخواهند به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند. " من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت" سهراب سپهری |
||
|
|
|
|
|
یک روز که از ساحل نزدیک خونه داشتم غروب زیبای خورشید رو در دریای کارائیب تماشا می کردم کارهای دو زن نظرم رو جلب کرد. با من فاصله ای نداشتند. یکیشون پیر بود و اون یکی تقریبا جوون. تخم مرغی رو به تمام بدن زن جوون می کشیدن و یک سیگار برگ روشن کرده بودن و دود اونو هم به بدنش فوت می کردن. از آخر هم ، تخم مرغ و سیگار رو با سکه وقتی که دیگه داشت تاریک می شد به دریا پرت کردن. ازشون پرسیدم که چکار می کردین؟ و چه نسبتی با هم دارین؟ گفتن که مادر بزرگ و نوه هستند و این کار را برای سلامتی و دور شدن بلا و چیزهایی که من نمی فهمیدم انجام می دن. در مورد من هم طبق معمول فکر می کردن که عربم وباز من هم مثل همیشه توضیح دادم که ایرانیم ولی مسلمان. برام جالب بود که حاکمیت 50 ساله ی حزب کمونیست در کوبا نتونسته هیچ تغییری در عقاید و حتی خرافات مردم ایجاد کنه. یکی از چیزهایی که کوبا رو از اول هم برای من جذاب می کرد همین مسایل بود که می خواستم از نزدیک مردم و رفتارهاشون رو ببینم. روز بعد با معلمم در این باره مفصل صحبت کردیم و او گفت: در قرن های 16 و 17 میلادی، اسپانیایی ها برای کار در مزارع نیشکر ، کارگرای سیاه پوست رو از آفریقا به کوبا میارن و اونا هم یه مذهبی داشتن که اینجا با مسیحیت مخلوط می شه و مذهب جدید اسمش الان سانتاریا( santeria ) هست و پیروانی از هردو رنگ سیاه و سفید داره . پیروان این دین دین مشخصه شون الان اینه که یک سال باید تمام پوشاکشون حتی چتر و ... سفید باشه. حزب کمونیست هم سالهای زیادی با این گونه مراسماشون به شدت برخورد می کرده به حدی که شب ها و پنهانی انجام می دادن. ولی الان آزادن. و یک جمله ای رو از یک مورخ کوبایی گفت که کوبا یک سوپ یا به قول ما یک آش از تمام رنگها و نژادها هست.سفید و سیاه و زرد و چینی و آفریقایی و ... و نتیجه اینکه انسان واقعا موجودی ناشناخته هست!! |
||
|
|
|
|
|
فردا یک شنبه( البته در ایران امروز!) ۱۰ ماه مه ۲۰ اردبیشت روز مادر هست.
من هم از این طریق به همه مادرها این روز رو تبریک می گم. چون هر روز روز مادر هست. البته روز زن یک روز دیگر هست. که الان یادم نیست ولی قبل از نوروز بود. |
||
|
|
|
|
|
نماز شام غریبان چو گریه آغازم به مویه های غریبانه قصه پردازم به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار که از جهان ره و رسم سفر براندازم من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم خدای را مددی ای رفیق ره تا من به کوی میکده دیگر علم اندازم |
||
|
|
|
|
|
این روزها که به پایان سال تحصیلی نزدیک می شویم مدرسه ما هم حال و هوای خاصی دارد. محمد دو هفته هست که برای امتحان نهایی به ایران برگشته و زهرا و امین هم که اکثر کتابهایشان تمام شده دارند دوره می کنند به جز ریاضی شان که هنوز تمام نکرده ایم. تدریس ریاضی اول ابتدایی واقعا هنر و حوصله می خواهد.(که من ندارم!) عکس مربوط به صبحگاه مدرسه موقعی که هنوز پیش دبستانی ها هم می آمدند. غائبین هم از روی عکس معلوم اند! کیمیا و ناعمه و مطهره هم که دارند طبق برنامه ای که خودشان طراحی کرده اند تا ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در مدرسه می مانند و کتابها را دوره می کنند و امتحان می دهند و خودشان هم تصحیح می کنند. البته من هم نظارت دارم! اما نکاتی برای همکارانی که سایت و وبلاگ دارند و نمونه سوال در آن قرار می دهند:( امسال برای من که کسی در دسترسم نیست و باید از رشته ها و پایه های مختلف سوال تهیه کرده و تصحیح کنم ، مهم ترین منبع اینترنت ، وبلاگ ها و سایت های معلمین هست لذا بر اساس مشکلاتی که پیش آمده این نکات را لازم می بینم یادآوری کنم) 1- اینکه در سربرگ مشخص کنیم که از صفحه ... تا ... کتاب درسی 2- حتما پاسخ نامه را نیز در وبلاگ قرار دهیم. قبلا من فکر می کردم این کار به ضرر دانش آموز هست . 3- و مهم تر اینکه همکاران به صورت جدی تر به مسئله ی تبادل تجربه و ارتباطات از طریق اینترنت بپردازند. بارها شده که من مثلا برای آزمون بین ترم شیمی 1 از سوال همکاری که در گناباد سه روز پیش امتحان گرفته استفاده کرده ام. |
||
|
|
|
|
|
امروز اول ماه مه روز جهانی کار و کارگر هست. کوبا هم که کشوری کمونیستی می باشد در برگزاری این روز سنگ تمام می گذارد. این روز تعطیل رسمی هست و همه گروه ها در آن شرکت می کنند. من هم ساعت 7 و نیم آماده شدم که بروم و ببینم ولی هیچ کس در محل ما نبود . با تاکسی تا نزدیکی میدان نماد انقلاب کوبا (محل برگزاری راهپیمایی) رفتم و بعد هم داخل جمعیت شدم.معلوم شد از ساعت 7 صبح شروع شده بود. کاملا مشخص بود که دولتی هست ولی برای من و خیلی از توریست ها و خبرگزاری های جهانی دیدن راهپیمایی روز کارگر در یک کشور کارگری جذابیت دارد. 50 سال برگزاری روز جهانی کارگر در کوبا آن را تشخص خاصی داده است. قبلا فیدل که همیشه رکورددار سخنرانی های طولانی هست در این میدان سخنرانی می کرده ولی او اکنون به عنوان آخرین بازمانده ی دست اول نظام های کونیستی سخت مریض هست. دلم می خواست این جور نبود. به دلیل نداشتن دوربین فقط دیدم. از یک لحاظ خوب بود چون همیشه حواسم پیش عکس و فیلم هست در این جور مراسم ها ،ولی این پست باید از عکس هایی زیبا خالی باشد . ولی می تونید از لینک زیر عکس هاش رو ببینید. |
||
|
|
|
|
|
از امروز سعی می کنم تفألی به دیوان حافظ بزنم (البته با نرم افزاری که روی سیستم هست): دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش واز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش بقیه اش رو خودتون می تونید بخونید. |
||
|
|
|
|
|
از امروز چهارشنبه اجلاس شروع می شود و آقای متکی هم دیشب به هاوانا آمدند. جلسه ای هم همان دیشب با خانواده های ایرانیان داشتند.البته معاونین ایشان ازجمله دکتر حسینی سخنگوی سابق وزارت خارجه از شنبه در کوبا هستند. دوره ریاست چهارساله کوبا به پایان می رسد و معلوم نیست رئیس بعدی چه کشوری هست که تعیین خواهد شد. البته من نمی دانم که بالاخره این کشورها به چه کسی یا جایی تعهد ندارند که باید از مطلعین بپرسم!! از دیگر خبرهای کوبا بی خبری از آنفلوانزای خوکی هست. فعلا دولت خبر می دهد که در کوبا موردی یافت نشده است. ولی فاصله کوبا تا مکزیک کم هست و ارتباط هم زیاد. و اینها هم درگیر برگزار اجلاس. باید بدانید که در کوبا هر روز یک روزنامه چهاربرگی چاپ می شود به نام< گرانما> که ارگان حزب کمونیست هست و پنج کانال تلویزیونی که در اختیار دولتند و سایت و وبلاگ و این خبرها هم نیست. ولی نباید از حق گذشت که در آمریکای لاتین رتبه بهداشت عمومی و آموزش کشور کوبا از همه بالاتر است. در مورد ویروس اچ آی وی (HIV ) که در اسپانیایی< ویا اً چٍ >می گویند هم، اول کار اعلام نمی کرده اند ولی وقتی می پذیرند که در کوبا هم پیدا شده، به سرعت و به خوبی کارهای مختلفی انجام داده اند.
|
||