تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی
عکسی از مراسم سال مولانا در قونیه ( ترکیه)

برگرفته از سایت جواد منتظری ( عکاس مطبوعاتی)

                         

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم                که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم

کریمان جان فدای دوست کردند        سگی بگذار ما هم مردمانیم

چو بر گورم بخواهی بوسه دادن        رخم را بوسه ده که اکنون همانیم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/29ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

جمعه 25 آبان1386 ساعت: 10:31

توسط: عبدالله زاده

معلم و درس کینه و نفرت
معلم نگاهی به کلاس انداخت و به بچه ها گفت : میخوام یه بازی با هم کنیم .
فردا هر کدوم یک کیسه پلاستیکی برداشته و درونش رو
به تعداد آدمهایی که از اونها بدتون میاد سیب زمینی ریخته و به کلاس بیارید .
فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی سر کلاس حاضر شدند .
در کیسه بعضی 2 تا و بعضی 3 و بعضی ها هم بیشتر سیب زمینی بود .
معلم به بچه ها گفت تا یک هفته هر کجا که میرن کیسه پلاستیکی رو هم همراه ببرند .
روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع به شکایت از بوی بد سیب زمینی های گندیده کردند .
بعلاوه اونهائی که سیب زمینی بیشتری در کیسه داشتند از حمل اون خسته شده بودند .

بعد از یک هفته بازی تموم شد و بچه ها راحت شدند .

معلم پرسید : از اینکه سیب زمینی ها رو یک هفته با خود حمل میکردید چه احساسی داشتید ؟
بچه ها از اینکه مجبور بودند سیب زمینی های بد بو و سنگین رو همه جا ببرند شکایت داشتند .
اونوقت معلم منظور اصلی خود رو اینگونه بیان کرد :
این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدمهائی که دوست ندارید  رو در دل نگه می دارید و همه جا با خود می کشید .
بوی بد کینه و نفرت قلب شما رو فاسد میکنه و شما اون رو همه جا با خود حمل می کنید .
حالا که شما بوی بد سیب زمینی ها رو فقط برای یک هفته نتونستید تحمل کنید .
پس چطور میتونید بوی بد نفرت رو برای تمام عمر تحمل کنید

با تشکر از جناب عبدالله زاده

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/26ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  | 

چهارشنبه 23 آبان1386 ساعت: 20:26 توسط:س.ن
برای کشف اقیانوس های جدید، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشیم . این جهان ، جهان تغییر است نه تقدیر.
+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/25ساعت 8  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز سه نفر از دانشجویان تربیت معلم ( سال دوم ریاضی) به مدرسه آمده بودند تا بازدیدی از وسایل کمک آموزشی و ... داشته باشند.

علاقه به معلمی و یادگرفتن روش های دیگران و... خیلی جالب است. اما آیا سیستم آموزشی ما خواهد توانست علاقه ی افراد و انگیزه ی آن ها را بیشتر کند یا !!!

البته هر کس اگر انگیزه های درونی نداشته باشد و از نفس کار خوب لذت نبرد به طور حتم در آموزش و پرورش دچار یاس خواهد شد.

امیدوارم در آینده ی نزدیک همکاران پر انگیزه و خلاقی داشته باشیم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/20ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

دومین کنفرانس یادگیری الکترونیکی از چهارشنبه  تا جمعه (۲۳ تا ۲۵ آبان) در زاهدان برگزار می شود.

عناوين و موضوعات كنفرانس شامل (و نه محدود به) موارد ذيل مي باشد: ( نقل قول از سایت کنفرانسhttp://www.usb.ac.ir/ite07)

  • طراحي سيستم هاي يادگيري الكترونيكي
  • توليد و توسعه محتوي الكترونيكي
  • ابزارهاي بكارگيري سيستم هاي چندرسانه اي
  • معرفي و ارئه فناوريهاي نوين
  • استانداردها
  • يادگيري سيار(Mobile Learning)
  • دانشگاه الكترونيكي و سيستم هاي يادگيري مبتني بر كامپيوتر
  • مديريت محتوي
  • آموزش مجازي
  • كتابخانه هاي مجازي
  • مسائل امنيتي و حقوقي

اما از لینک زیر می توانید در جریان دقیق تر کنفرانس در زمان برگزاری باشید.

(با تشکر از جناب پهلوزاده)

http://ahamidp.ir/ite07.txt        

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/19ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  | 

کتاب بررسی روانشناختی خودکامگی اثر مانس اشپربر ( ترجمه دکتر علی صاحبی چاپ انتشارات روشنگران) را می خوانم. حیفم آمد نتایج و نکات پایانی آن را برای همه ننویسم. اگرچه خواندن کل کتاب نیز زمان زیادی نمی برد.( حتما بخوانید)

(چون من یک معلم هستم  این قسمت برایم جالب تر بود ولی ما به عنوان والدین  در مقابل تربیت فرزندان مسئولیم.)

 

از اینجا به بعد آموزش و پرورش است ( علی رغم تمام محدودیت هایش) که باید تمام توان و امکاناتش را به کار گیرد تا کودکان در حال رشد را از خطر حرص قدرت طلبی محفوظ نگه دارد و اجازه ندهد که نوجوانان اسیر ترس و هراس ، به ویژه «هراس پرخاش گرانه» شوند. این نوع هراس افرادی را بار می آورد که هم برای خود و هم برای دیگران خطرناکند.

اما لازم است بعضی کلمات را با توجه به متن کتاب توضیح دهیم:

ترس : رایج ترین دریافت حسی که عموم مردم آن را تجربه می کنند.( ترس زاده ی ادراک است.)

هراس : انعکاس وضعیت انسان در یک موقیت خاص به صورت ناقص و مخدوش .( ممکن است آن موقعیت الزاما خطرناک نباشد.)

دو نوع هراس : هراس معطوف به اجتماع و هراس پرخاش گرانه

 نکات مهم :

1-     احساس ارزشمندی واقعی ، با «هراس پرخاش گرانه» سرو کار ندارد.

2-     آگاهی از ضعف ها و کمبودها و پذیرش مسالمت آمیز آن ها مانع «هراس پرخاش گرانه» است.

3-     فردی که از زندگی عادی راضی است و از هم سطح دیگران بودن ، خشنود است «هراس پرخاش گرانه» آزارش نمیدهد.

4-     فردی که به انسان ها علاقه مند و نوع دوست است از شر چنین مشکلی در امان می باشد.

 

 

واقعا  وظیفه تربیت انسان چه در مقام معلم یا والدین خیلی سخت است. نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/08/13ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

کتاب خاطره های پراکنده از خانم گلی ترقی ( چاپ نیلوفر) را می خوانم. (ص ۱۷۸)

چه کیفی داشت وقتی زیرِ عبای پدر می خزید و روی کولش سوار می شد روی بلندترین قله ی عالم   فراسوی زمین و خانه های کوچک گِلی و آدمهای قدِ مورچه  ناچیز و حقیر. از پنجره ی هواپیما هم که نگاه می کرد همین منظره را می دید و به نظرش می رسید که باز روی شانه های پدر نشسته است و دست کسی بهش نمیرسد.

نه دست مادرش که توبیخ و سرزنشش می کرد   

نه خانم معلم بداخلاق حساب که از ضرب و تقسیم های ابدی می گفت

نه پاسبان سر کوچه که گوشش را می کشید و نه شوهرش که محدود و مقهورش می کرد

نه ....

نه ....

نه آنهایی که با خط کش کوتاه هندسه و اندازه های مفلوکِ ریاضی   مرز نگاه و حدود شعورش را تخمین می زدند.


با خودم فکر می کنم که چرا ما راحت بایکی دو امتحان و سوال و جواب از دانش آموزان به خود اجازه می دهیم در باره ی استعداد و مرز نگاه و ... آنها نظر بدهیم. آنهم قطعی .....

 

+ نوشته شده در  شنبه 1386/08/12ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

پنجشنبه 10 آبان1386 ساعت: 9:10 توسط:عبدالله زاده
آفتاب زرد و غمگين، پله‌هاي رو به پايين
سقف‌هاي سرد و سنگين، آسمان‌هاي اجاري

با نگاهي سرشکسته، چشم‌هايي پينه بسته
خسته از درهاي بسته، خسته از چشم انتظاري

صندلي‌هاي خميده، ميزهاي صف کشيده
خنده‌هاي لب پريده، گريه‌هاي اختياري

عصر جدول‌هاي خالي، پارک‌هاي اين حوالي
پرسه‌هاي بي‌خيالي، نيمکت‌هاي خماري

رونوشت روزها را روي هم سنجاق کردم
شنبه‌هاي بي‌پناهي، جمعه‌هاي بي‌قراري

عاقبت پرونده‌ام را با غبار آرزوها
خاک خواهد بست روزي، باد خواهد برد باري

روي ميز خالي من، صفحه باز حوادث
در ستون تسليت‌ها، نامي از ما يادگاري
+ نوشته شده در  جمعه 1386/08/11ساعت 11  توسط علیرضا تنهایی  | 

با تشکر از بچه هایی که تلاش کردند تا معما را حل کنند حتی اگر نتوانستند. اما تعدادی هم پاسخ های درست دادند که فردا سه شنبه به قید قرعه جوایزی به آنها اهدا خواهد شد.

اما دوست دارم پاسخ دانش آموز عبدالرزاق نژاد (کلاس ۱) را شما هم ببینید.

                                       

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/08/07ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  |