تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی
                                      با تشکر از محبت دوستان(سایت خراشاد) 
 
 "آرتور اشی" قهرمان افسانه‌ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده‌ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه‌هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد او در جواب گفت:
  در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می‌رسند و دو نفر به فینال... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امرز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت 12  توسط علیرضا تنهایی  | 

دومین کنفرانس آموزش ریاضی سال 1376 در کرمانشاه برگزار شد و من هم برای اولین بار در آن شرکت کردم.

فرصت مناسبی بود مخصوصا آشنایی و از نزدیک دیدن افرادی مانند علامه جعفری و دکتر شکوهی اولین وزیر آموزش و پرورش و ...

سخنران خارجی کنفرانس پروفسور رامبرگ از استرالیا بود و موضوع مقاله اش ریاضیات قومی.

از همان سال ها این موضوع مورد توجهم در تدریس بوده است.

این مقدمه را گفتم برای این که دیروز داستان <کتاب فروش کابل> را می خواندم نوشته خانم آسنِ سیِ شتاد با ترجمه زهره خلیلی نشر قطره . موضوع کتاب داستان زندگی یک کتاب فروش در کابل است و نویسنده مدتی با خانواده کتاب فروش زندگی کرده و داستان زندگی آن ها را نوشته است.

در قسمتی از رمان بحث کتاب های درسی دوره طالبان می شود و تلاش آن ها که از همه چیز برای آموزش ایدئولوژی خود بهره می گرفتند.



ریاضیات قومی و مذهبی را می توانید ببینید:

"در کتاب های ریاضی نیز موضوع محوری جنگ بود.

پسرهای دبستانی – در دوره طالبان فقط پسرها به مدرسه می رفتند و کتاب های درسی فقط برای پسران نوشته می شد- با سیب و کیک حساب یاد نمی گرفتند بلکه با گلوله و کلاشینکف حساب آموزش داده می شد. مثلا :

< عمر کوچولو یک کلاشینکف دارد و سه تا خشاب. در هر خشاب بیست گلوله هست. عمر دو سوم گلوله هایش را مصرف می کند و شصت کافر را می کشد. حساب کنید با هر گلوله چند کافر کشته شده است؟ >"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز یادداشت های قدیمی شامل خلاصه کتاب هایی که قبلا خوانده ام را مرور می کردم:
کتاب کارنامه ناتمام که متن گفتگوهای علی بنو عزیزی با شاهرخ مسکوب (انتشارات نیلوفر) می باشد را در این پست قرار میدهم.
... البته هر کسی که راه برود گمراه هم می شود. آن وقت صداقت لازم است که اگر دید عوضی رفته برگردد.(ص144)
... موافق و مخالف همه شکست خورده ایم. ما قهرمان های شکستیم.(ص162)
... گمان می کنم کمتر ملاحظه حقیقت را می کنند. اساساً برخورد با حقیقت را ما کم بلد هستیم. کار خیلی سهمگینی است.(ص 178)
... ما مردمی هستیم با فزهنگ. اما در زندگی اجتماعی نادان و ناتوان ... هرکس مثل ما فکر نکند یا عمل نکند خائن ویا حداقل گمراه است و باید از میدان بیرونش انداخت. یاد نگرفته ایم مخالف را تحمل کنیم. نافی غیریم.(ص199 و 200)
... بعد از اینکه از زندان بیرون آمدم سعی کردم با خودم صادق باشم تا با دیگران نیز صادق باشم.(ص115)
... آدمی که دست به قلم می برد باید در قبال هستی و در قبال خودش متعهد باشد.(ص126)
و ...


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/05/03ساعت 13  توسط علیرضا تنهایی  |