|
|
|
|
|
سورواَ شهری است کوچک در غرب هاوانا در استان< پیناردل ریو> که بر خلاف بقیه ی مناطق کوبا، کوهستانی هست و دارای جنگل و آبشار. مدتی پیش، یک روز گروهی به سوروا رفتیم. عکس ها را در ادامه مطلب می توانید ببینید. در ضمن روز 23 فروردین هم به جای 13 فروردین (مثلا سیزده به در) به منطقه ای به نام Jaruco (هرووکُ) در شرق هاوانا رفتیم. جایی مرتفع و مشرف بر دشت و دریا. جالب اینکه بنایی داشت به نام al arabe که گنبد و شکل ساختمان نشان می داد بنایی مذهبی مربوط به مسلمانان بوده که حالا تبدیل به رستوران شده بود.(اینجا مسلمان یعنی عرب) ما همش سعی می کنیم که بگوییم خیلی ها مسلمانند ولی عرب نیستند. ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
۲۹ فروردین سال ۱۳۸۷ روزی سخت و باورنکردنی بود. اگر چه ۲۲ فروردین را نمی توانم از یاد ببرم.
در طول یک هفته بیم و امید را با هم داشتیم. تا اینکه صبح ۲۹ امیدمان را از دست دادیم. صحبت از دست دادن برادرخانمم < محمد رضا علیزاده > هست که اکنون اولین سالگرد درگذشت باورنکردنی او بر اثر یک سانحه تصادف است. او که معلمی توانا بود.فرزندی شایسته و دوستی لایق حال که در این غربت هستم از راه دور به خانواده خاننم و دوستان و آشنایان اولین سالگرد درگذشت او را تسلیت می گویم. |
||
|
|
|
|
|
کاپیتولیو بنایی است بسیار زیبا در مرکز هاوانا که می گویند معمار آن ومعمار کاخ سفید یکی بوده است
ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
جشن نوروز 88 در محل خانه دوستی روز جمعه 14 فروردین برگزار شد. مراسم دیپلماتیکی نبود و چون جشن نوروز مردمی هست و سراسر هنر و ذوق ایرانی ، بیشتر مردم و هنرمندان دعوت شده بودند. مجری از یک شبکه تلویزیون کوبا بود و فیلم برداری هم می کردند.(حالا تا کی نشان دهند!) ادامه مطلب |
||
|
|
|
|
|
عصر یک روز که با عبدالولی اسپانیولی کار می کردیم صحبت از ورزش های قدیمی و رسم و رسومات مردم مخصوصا نوروز بود. با رسم کره جفرافیایی وتوضیح تغییرات منظم 4 فصل در ایران ، در باره ی نوروز توضیح می دادم. طول شب و روز از اول فروردین مساوی هست. سه ماه بهار مرتب به روز افزوده و از شب کم می شودو از آنجا سه ماه تابستان از طول روز کم و به شب افزوده می شود تا در اول مهر دو تا برابر می شوند. از آن پس در طول پاییز از روز باز هم کاسته می شود تا شب یلدا بلندترین شب سال فرا می رسد و از صبح آن روز پیروزی نور بر تاریکی آغاز می شود . بالاخره سه ماه زمستان را روز شماری می کرده اند تا نوروز ، روز تعادل فرا برسد. و البته در کوبا کسی نمی تواند احساس مردمان نیمکره شمالی را درک کند. او خوب فهمید و بنا شد در کلاس زبان فارسی که شنبه ها در خانه آسیا شرکت می کند برای کوبایی ها توضیح دهد و از فلسفه نوروز صحبت کند. و در نهایت از کارهایی مختلفی که ایرانیان در این ایام انجام می دهند صحبت می کردیم. صحبت از بازی ها شد و او پرسید که نام ورزش قدیمی ایرانیان چیست. من گفتم چوگان و ورزش باستانی. پرسید که helado? (الادو- بستنی به زبان اسپانیایی) خلاصه اول نفهمیدم ولی بعد کلی خندیدیم! تلفظ بستنی و باستانی...(یک عالمه تمرین کرد که این دو کلمه را درست بیان کند ولی نمی دانم خواهدتوانست یا نه) سال نو برهمه مبارک کویر شرقی ایران-۱۱ فروردین ۱۳۸۷
|
||