تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی

ناوگان حمل و نقل عمومی و خصوصی در کوبا خیلی فرسوده هست. ماشین هایی که بیش از 50 سال از ساختشان می گذرد هنوز در حال ترددند.

     

دو سال می شود که با اعتبار چینی ها توانسته اند برای هاوانا متروبوس هایی تهیه کنند. کرایه آن ها 40 سنتااس(یک صدم پزو کوبایی یک centaos )حدود 16 تومان هست. که نقدی دریافت می کنند.

      

قبل از آن کامیون های ارتشی را تغییر کاربری داده بودند و به حمل مسافر می پرداختند. الان در مسیرهای حاشیه شهر کار می کنند.

          

موتور سیکلت وسیله مورد استفاده خیلی ها هست و البته کلاه ایمنی استفاده می کنند. ولی نمی دانم از ترس پلیس هست یا ...!

         

موتورهای ایژ روسی هم به دلیل رفاقتشان با شوروی خیلی هست حتی مدل های 74 و 75

            

سه چرخه ها هم که صاحبانش بعضی وقتها خیلی به آن  می رسند در جاهای مختلف کار می کنند. کرایه هر نفر 20 پزو کوبایی معادل 800 تومان هست.

      

لازم به ذکر مجدد هست که در کوبا دو واحد پول رایج دارند. پزو کوبایی(moneda nacional ) و پزوی قابل تبدیل ( کک cuc ) . هر 24 پزو کوبایی معادل یک کک هست . حقوق کارمندان به پزو کوبایی پرداخت می شود و خیلی هم حقوق ها پایین هست. مثلا معلمین از 400 پزو شروع می شود تا حدود 700 پزو.

پزوی قابل تبدیل معادل 1.08 دلار آمریکا هست و فقط برای این طراحی شده که به جای دلار آمریکا در جریان باشد. یک زمانی داشتن دلار آمریکا جرم بوده. البته قدرت خرید مردم خیلی پایین هست و اصلا نمی توانند از فروشگاه ها که به کک  خرید و فروش می شود خریدی داشته باشند. چون بالاترین حقوق ها به 30 کک در ماه نمی رسد اما قیمت یک جفت کفش بیشتر از این مبلغ هست. فروشگاه های ملی که با پزو داد و ستد می شود هم جز کالاهای کوپنی چیز به درد بخوری ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 5:6  توسط علیرضا تنهایی  | 

سینما <یارا> فیلم دو قسمتی چه را دو شب متوالی نمایش داد و من هم رفتم و تماشا کردم. چه، همیشه برای من شخصیتی دوست داشتنی بود ولی زیاد درباره اش نمی دانستم. قسمت اول، مبارزات چه  همراه فیدل برای آزادی کوبا بود به همراه فلاش بکهایی به سخنرانی  او در سازمان ملل .

                 

کتابش همیشه همراهش بود و به هر جا می رسیدند به جای استراحت به ویزیت و معالجه بیماران می پرداخت.

 قسمت دوم هم رفتن او به بولیوی و سازماندهی جنگ های چریکی که ناموفق بود و در نهایت هم کشته شد.

هنوز هم کوبایی ها صفی طولانی تشکیل داده بودند برای دیدن فیلم چه گوارا.

با خودم فکر می کردم می توانست در کوبا بماند و در خانه های مصادره ای که به بهشت می ماند و کنار سه بچه ای که در کوبا داشت به زندگی ادامه دهد و ... اما رفت. ولی می شود قضاوت کرد که فردی مثل او نمی توانست در منجلاب فرورود وقتی که یک زمان در اشک شوق مردم فرود آمده بود.

         

وقتی ازسینما بیرون آمدم  در حاشیه خیابان 23(طولانی ترین خیابان هاوانا) و coppelia ( باغ وساختمانی بسیار زیبا با بستنی های مشهور) که همیشه صف های طویل برای ورود به قسمت های چندگانه آن وجود دارد، تعداد زیاد افراد پلیس ،مرا که غرق در افکار خودم بودم از حال و هوای فیلم دور کرد.

برای امثال چه ، همان بهتر که در اوج بمیرند و برای همیشه در قلب مردم زندگی کنند تا بمانند و برای همیشه بخواهند به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند.

" من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت"   سهراب سپهری

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 18:12  توسط علیرضا تنهایی  | 

یک روز که از ساحل نزدیک خونه  داشتم غروب زیبای خورشید رو در دریای کارائیب تماشا می کردم کارهای دو زن نظرم رو جلب کرد. با من فاصله ای نداشتند. یکیشون پیر بود و اون یکی تقریبا جوون. تخم مرغی رو به تمام بدن زن جوون می کشیدن و یک سیگار برگ  روشن کرده بودن و دود اونو هم به بدنش فوت می کردن. از آخر هم ، تخم مرغ و سیگار رو با سکه وقتی که دیگه داشت تاریک می شد به دریا پرت کردن.

    

ازشون پرسیدم که چکار می کردین؟ و چه نسبتی با هم دارین؟  گفتن که مادر بزرگ و نوه هستند و این کار را برای سلامتی و دور شدن بلا و چیزهایی که من نمی فهمیدم انجام می دن. در مورد من هم طبق معمول فکر می کردن که عربم وباز من هم مثل همیشه توضیح دادم که ایرانیم ولی مسلمان.

برام جالب بود که حاکمیت 50 ساله ی حزب کمونیست در کوبا نتونسته هیچ تغییری در عقاید و حتی خرافات مردم ایجاد کنه. یکی از چیزهایی که کوبا رو از اول هم برای من جذاب می کرد همین مسایل بود که می خواستم از نزدیک مردم و رفتارهاشون رو ببینم.

 روز بعد با معلمم در این باره مفصل صحبت کردیم و او گفت:

در قرن های 16 و 17 میلادی، اسپانیایی ها برای کار در مزارع نیشکر ، کارگرای سیاه پوست  رو از آفریقا به کوبا میارن و اونا هم  یه مذهبی داشتن که اینجا با مسیحیت مخلوط می شه و مذهب جدید اسمش الان سانتاریا(

santeria

 ) هست و پیروانی از هردو رنگ سیاه و سفید داره .

پیروان این دین دین مشخصه شون الان اینه که یک سال باید تمام پوشاکشون حتی چتر و ... سفید باشه.

حزب کمونیست هم سالهای زیادی با این گونه مراسماشون به شدت برخورد می کرده به حدی که شب ها و پنهانی انجام می دادن. ولی الان آزادن.

و یک جمله ای رو از یک مورخ کوبایی گفت که کوبا یک سوپ یا به قول ما یک آش از تمام رنگها و نژادها هست.سفید و سیاه و زرد و چینی و آفریقایی و ...

و نتیجه اینکه انسان واقعا موجودی ناشناخته هست!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 18:5  توسط علیرضا تنهایی  | 

فردا یک شنبه( البته در ایران امروز!) ۱۰ ماه مه ۲۰ اردبیشت روز مادر هست.

من هم از این طریق به همه مادرها این روز رو تبریک می گم. چون هر روز روز مادر هست.

البته روز زن یک روز دیگر هست. که الان یادم نیست ولی قبل از نوروز بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 6:5  توسط علیرضا تنهایی  | 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم         به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار    که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب      مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من        به کوی میکده دیگر علم اندازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 21:26  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روزها که به پایان سال تحصیلی نزدیک می شویم مدرسه ما هم حال و هوای خاصی دارد. محمد دو هفته هست که برای امتحان نهایی به ایران برگشته و زهرا و امین هم که اکثر کتابهایشان تمام شده دارند دوره می کنند به جز ریاضی شان که هنوز تمام نکرده ایم.  تدریس ریاضی اول ابتدایی واقعا هنر و حوصله می خواهد.(که من ندارم!)

             

عکس مربوط به صبحگاه مدرسه موقعی که هنوز پیش دبستانی ها هم می آمدند. غائبین هم از روی عکس معلوم اند!

کیمیا و ناعمه و مطهره هم که دارند طبق برنامه ای که خودشان طراحی کرده اند تا ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در مدرسه می مانند و کتابها را دوره می کنند و امتحان می دهند و خودشان هم تصحیح می کنند. البته من هم نظارت دارم!

اما نکاتی برای همکارانی که سایت و وبلاگ دارند و نمونه سوال در آن قرار می دهند:(  امسال برای من که کسی در دسترسم نیست و باید از رشته ها و پایه های مختلف سوال تهیه کرده و تصحیح کنم ، مهم ترین منبع اینترنت ، وبلاگ ها و سایت های معلمین هست لذا بر اساس مشکلاتی که  پیش آمده این نکات را لازم می بینم یادآوری کنم)

1-      اینکه در سربرگ مشخص کنیم که از صفحه ... تا ... کتاب درسی

2-      حتما پاسخ نامه را نیز در وبلاگ قرار دهیم. قبلا من فکر می کردم این کار به ضرر دانش آموز هست .

3-      و مهم تر اینکه همکاران به صورت جدی تر به مسئله ی تبادل تجربه و ارتباطات از طریق اینترنت بپردازند. بارها شده که من مثلا برای آزمون بین ترم شیمی 1 از سوال همکاری که در گناباد سه روز پیش امتحان گرفته استفاده کرده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 19:28  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز اول ماه مه روز جهانی کار و کارگر هست. کوبا هم که کشوری کمونیستی می باشد در برگزاری این روز سنگ تمام می گذارد. این روز تعطیل رسمی هست و همه گروه ها در آن شرکت می کنند. من هم ساعت 7 و نیم آماده شدم که بروم و ببینم ولی هیچ کس در محل ما نبود . با تاکسی تا نزدیکی میدان نماد انقلاب کوبا (محل برگزاری راهپیمایی) رفتم و بعد هم داخل جمعیت شدم.معلوم شد از ساعت 7 صبح شروع شده بود.

 کاملا مشخص بود که دولتی هست ولی برای من و خیلی از توریست ها و خبرگزاری های جهانی دیدن راهپیمایی روز کارگر در یک کشور کارگری جذابیت دارد.

      Millones de cubanos celebrarán el Primero de Mayo en Cuba

50 سال برگزاری روز جهانی کارگر در کوبا آن را تشخص خاصی داده است. قبلا فیدل که همیشه رکورددار سخنرانی های طولانی هست در این میدان سخنرانی می کرده ولی او اکنون به عنوان آخرین بازمانده ی دست اول نظام های کونیستی سخت مریض هست. دلم می خواست این جور نبود.

به دلیل نداشتن دوربین فقط دیدم. از یک لحاظ خوب بود چون همیشه حواسم پیش عکس و فیلم هست در این جور مراسم ها ،ولی این پست باید از عکس هایی زیبا خالی باشد .

 ولی می تونید از لینک زیر عکس هاش رو ببینید.

                                                  کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 21:56  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز سعی می کنم تفألی به دیوان حافظ بزنم (البته با نرم افزاری که روی سیستم هست):

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش     واز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع   سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

بقیه اش رو خودتون می تونید بخونید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21:6  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز چهارشنبه  اجلاس شروع می شود و آقای متکی هم دیشب به هاوانا آمدند. جلسه ای هم همان دیشب با خانواده های ایرانیان داشتند.البته معاونین ایشان ازجمله دکتر حسینی سخنگوی سابق وزارت خارجه از  شنبه  در کوبا هستند.

دوره ریاست چهارساله کوبا به پایان می رسد و معلوم نیست رئیس بعدی چه کشوری هست که تعیین خواهد شد. البته من نمی دانم که بالاخره این کشورها به چه کسی یا جایی تعهد ندارند که باید از مطلعین بپرسم!!

از دیگر خبرهای کوبا بی خبری از آنفلوانزای خوکی هست. فعلا دولت خبر می دهد که در کوبا موردی یافت نشده است. ولی فاصله کوبا تا مکزیک کم هست و ارتباط هم زیاد. و اینها هم درگیر برگزار اجلاس.

 باید بدانید که در کوبا هر روز یک روزنامه چهاربرگی چاپ می شود به نام< گرانما> که ارگان حزب کمونیست هست و پنج کانال تلویزیونی که در اختیار دولتند و سایت و وبلاگ و این خبرها هم نیست.

ولی نباید از حق گذشت که در آمریکای لاتین رتبه بهداشت عمومی و آموزش کشور کوبا از همه بالاتر است.

در مورد ویروس اچ آی وی (HIV ) که در اسپانیایی< ویا اً چٍ >می گویند هم، اول کار اعلام نمی کرده اند ولی وقتی می پذیرند که در کوبا هم پیدا شده، به سرعت و به خوبی کارهای مختلفی انجام داده اند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21:1  توسط علیرضا تنهایی  | 

کتاب <بخوانیم> دوم دبستان کوبا درس های زیادی در معرفی نمادهای ملی کوبا و شخصیت های آن دارد.

درسی در مورد Tocororo  پرنده ملی کوبا که فقط در این کشور زندگی می کند . نامش نیز آوازیست که می خواند. (در سمت چپ بالای عکس می توانید ببینید)

        

 سه رنگ قرمز و آبی و سفید  رنگ پرهای این پرنده اند که به همین دلیل پرچم این کشور نیز از این سه رنگ تشکیل شده است.

سه قسمت آبی پرچم به معنی سه ناحیه ی شرقی ، مرکزی و غربی کوبا هست. دو سفید ، یعنی با تمام ملت ها دوستند و یک ستاره یعنی یک ملت واحدند. برخلاف ایلات متحده که متشکل از چندین ایالت هست و روی پرچمش به همان تعداد ستاره.( اینها خیلی خودشان را با آمریکا مقایسه می کنند)

درخت ملی کوبا هم به آن La Palma می گویند در سمت چپ عکس هست.

اما پروانه ای (گلی ) که در سمت راست پایین قرار دارد. Mariposa  ( پروانه) و نام این گل هم هست چون به شکل پروانه هست.  در درس مربوط به آن در کتاب دوم دبستان معلم به بچه ها می گوید که به این دلیل نماد ملی کوبا هست که در جنگ آزادیبخش علیه اسپانیا در سال 1906 زنان کوبایی  آن را روی موهای خود می گذاشتند تا شناخته شوند.

نمادی که در وسط تصویر هست (Escudo de la palma real ) آرم کوبا هست. روی سکه ها و جاهای مختلف استفاده می شود.

       

کلاه نشان جنگهای آزادیبخش و ستاره یعنی کوبا کشوری آزاد است. خورشید یعنی انقلاب کوبا هم می درخشد. کلید یعنی این جزیره کلید خلیج مکزیک هست.

 درخت لا پالما در سمت چپ  نیز نماد ملی کوبا.

تنه های درختی که در پشت نماد به هم بسته شده اند یعنی کوبا یک ملت واحد هست. و گیاه  دو طرف مثل زیتون که در المپیک یونان هم به عنوان تاج پیروزی بود نشان پیروزی ملت کوبا هست.

البته اگر بد نوشتم به دلیل این هست که ترجمه نوشته ها یا گفته های عبدالولی به صورت آزاد صورت گرفته هست!!

این عکس هم از تابلویی در  < خانه دوستی> محل برگزاری جشن نوروز گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 22:11  توسط علیرضا تنهایی  | 

همکار خوبم آقای حافظی نسب در پست Capitolio  پرسیده بودند که چرا حصاری  دور درخت  میدان جلوی کاپیتولیو کشیده شده است. و برای خودم هم جالب شد تا اینکه سه شنبه  از معلم      اسپانیولی ام پرسیدم.

               

نام پارک < پارک دوستی  کشورهای آمریکایی> Parque de la fraternidad  هست. در سال 1940 یا 1949 ؟  تمام رئیس جمهورهای قاره آمریکا  مقداری از خاک کشور خود را در این نقطه ریخته و نهالی را به نامCeibe   که از خانواده بوا بوا هست در آن می کارند. اکنون درختی با بیش از 70 سال عمر هست و نشان دوستی ملت های این قاره . ( اگر چه کوبا پس از انقلاب سال 1959 از خیلی از سازمان های همکاری قاره اخراج شد). روی حصار دور آن هم نقوش برجسته ای از رئیس جمهور کشورهای مختلف قاره  وجود دارد. مثل آبراهام لینکلن ( ایالات متحده) سیمون بولیوار ( ونزوئلا) سن مارتین ( شیلی) ایدالگو ( مکزیک) و ...

                     

 بنا به درخواست یکی دیگر از بازدیدکنندگان نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد. از این بابت عذر خواهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 19:57  توسط علیرضا تنهایی  |