تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی

مطلب زیر از وبلاگ <از این نگاه>متعلق به استاد طهماسبی می باشد.

____

كسي پرسیده بود:
چگونه بايد به خدا رسيد؟
مي‌گويم:
تو كه بيرون از خدا نيستي،
تو در او هستي،
همان‌گونه كه ماهي به درياست.
تو در او تقلا مي‌كني،
همان‌گونه كه پرنده در هوا.
اينكه ديگر رسيدن نمي‌خواهد.
دشوار، رسيدن به انسان است،
رسيدن به انسانيت
+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/29ساعت 11  توسط علیرضا تنهایی  | 

روز های دوشنبه  در مدرسه راهنمایی هدف روستای هندوالان درس دارم. این روستا در 80 کیلومتری بیرجند قرار دارد و جزو منطقه درمیان ( شهرستان درمیان از توابع بیرجند) می باشد.

مدرسه ای با 4 کلاس در یک خانه اجاره ای در مرکز روستا.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/08/28ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

با کلیک روی لینک زیر می توانید گزارش جلسه مجمع عمومی گروه ها را مطالعه فرمایید.

گزارش گروه(وبلاگ گروه ریاضی راهنمایی استان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

به نقل از روزنامه اعتماد در ادامه مطلب می تونید مقاله ای رو در باره ی مشکلات پیش روی وزیر جدید بخونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

مطلب جالبی را در وبلاگ یکی از همکاران محترم (مکزیکوسیتی )مطالعه کردم شما را نیز به مطالعه آن دعوت می کنم . به این امید که این روش را سر لوحه  گفتار و کردارمان قرار دهیم تا جامعه ای پر از نشاط ، دوستی و برادری در کشور ایران داشته باشیم. 

 در زمانهای دور دو برادر در کنار هم برسر زمینی که از پدرشان به ارث برده بودند کار می کردند و در نزدیک هم خانه هایی برای خودشان ساخته بودند ، و به خوبی روزگار می گذراندند. بر حسب اتفاق روزی بر سر مسئله ای باهم به اختلاف رسیدند. برادر کوچکتر ما بین زمین ها و خانه هایشان کانال بزرگی حفر کرد و داخل آن آب انداخت تا هیچ گونه ارتباطی با هم نداشته باشند . برادر بزرگتر هم ناراحت شد و از نجاری خواست تا با نصب پرچین های بلند کاری کند تا برادرش را نبیند ، و خودش عازم شهر شد ، هنگام عصر که برگشت با تعجب دید که نجار بجای ساخت دیوار چوبی بلند یک پل بزرگ ساخته است . برادر کوچکتر که از صبح شاهد این صحنه بود پیش خود اندیشید حتما" برادرش برای آشتی دستور ساخت پل را داده است و بی صبرانه منتظر بازگشت او بود . با بازگشت او رفت و برادر بزرگ را در آغوش گرفت و از او معذرت خواهی کرد ........ دو برادر از نجار خواستند چند روزی مهمان آنها باشد اما او گفت پلهای زیادی هستند که او باید بسازد ، و رفت .

برای مطالعه ادامه مطالب اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 17  توسط علیرضا تنهایی  | 

هفته گذشته فرصتی پیش آمد تا به مشهد برویم. هم زیارت و هم بازدید از نمایشگاه کتاب.

فرصت کمی بود ولی هردو کار خوب بود.

غرفه نرم افزار و کتاب نوجوان را بیشتر گشتیم. کار جالب یک انتشاراتی مشهدی تولید نرم افزار داستان های قرآن و شاهنمامه فردوسی خیلی جالب بود. بالاخره یکی هم دیدیم که به فکر شاهکار سخن فارسی هم هست!

به دو زبان انگلیسی و فارسی طراحی شده بود.

سالن عمومی پر بود از انتشاراتی های مذهبی و نام های مذهبی. معلوم نیست محتوا هم دارند یا فقط به فکر استفاده از سوبسید دولتی هستند.

امروز هم که تولد امام هشتم هست و ما افسوس می خوریم که کاش می شد این هفته هم می رفتیم.

از برگشت هم یک هفته ای هست که در گیر آنفلوانزا هستیم. البته تمام مدارس اینجا  درگیرند.

اردیبهشت گذشته و شروع بیماری در مکزیک، که همراه بود با حضورمان در نزدیکی مرکز آن ، باعث شده بود همه نگران  باشند و مرتب بهمان پیام دهند، مواظب باشید، ولی الان خودمان انگار در مرکز بیماری هستیم.

      تولد امام رضا (ع) هم مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

چهار شنبه ۱۵ مهر سومین جلسه گروه های آموزشی استان تشکیل شد. در ابتدا آقای نبوی کارشناس مسئول گروه ها در باره طرح های گروه ها صحبت کردند و به معرفی کارشناس تکنولوژی جناب آقای رضایی پرداختند. و مهم این که ایشان واقعا کارشناس تکنولوژی هستند و از عملکرد ایشان هم این مهم معلوم بود.

در ادامه تستی در باره خودشناسی برگزار کردند به مدت ۲۰ دقیقه که خیلی جالب بود و باید در یک پست جداگانه به آن پرداخت 

 

در ادامه از من خواسته بودند در مورد کشور کوبا و همچنین وضعیت آموزش در این کشور گزارشی ارائه دهم که این هفته این کار رو انجام دادم. اگر چه اطلاعات من کافی نبود ولی خودشان خواسته بودند!!...

بقیه رو در ادامه مطالعه فرمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 12  توسط علیرضا تنهایی  | 

۱۳ مهر روز جهانی معلم بود. من هم که برای انجام کارهای اداری تهران بودم صبح دوشنبه  با خواندن روزنامه اعتماد از اون باخبر شدم. ضمن تبریک به همه فرهنگیان در ادامه مطلب می تونید مقاله ای در این باره رو به نقل از این روزنامه  بخونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 7  توسط علیرضا تنهایی  | 

چهارشنبه هفته گذشته اول مهر، به گروه های آموزشی سازمان رفتم. 6ساعت در هفته از 24 ساعت موظفی.

در ابتدا گزارشی از عملکرد سال گذشته گروه های آموزشی سازمان بیان شد. و اینکه جزو 5 گروه برتر آموزشی کشور هستیم. و در طراحی پیک سال گذشته هم برتر بوده ایم.

چهار کمیسیون داریم که هر نفر باید حداقل عضو یکی از آن ها باشد. 1-  یاددهی ، یادگیری 2- ارزشیابی         3- فناوری  4 – آیین نامه ها و ...

بعد هم 14 عضو گروه از درس های مختلف به بیان نظرات و پیشنهادات خود پرداختند.

من هم گفتم که اول بهتر است گروه ها دارای اعتبار بوده و مورد پذیرش معلمین قرار بگیرند و این طور نباشد که برای پر کردن وقت و ... یک روز در هفته دور هم جمع شویم.

همچنین می توان از معلمین و دانش آموزان خواست که به ارتباطات درونی هر ماده درسی و ارتباطات بیرونی مواد درسی پرداخته و از تجربیات خود، دیگران را هم از طریق گروه ها مطلع نمایند.

فردا 8 مهر هم دومین جلسه برگزار می شود.

راستی شروع سال تحصیلی جدید هم بر همه مبارک باد. البته با تاخیر!

عکس از آرشیو عکسهای گل و گیاه کوبا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

1- ماه رمضان امسال هم در خراسان جنوبی ، پنجمین نمایشگاه کتاب و نرم افزارهای قرآنی برگزار شد. ما هم یکی از شب ها به آن سری زدیم.

نکته جالب تخفیف ویژه نمایشگاه بود. تابلویی در قسمت ورودی نصب شده بود با این مضمون: 20 درصد تخفیف فروشندگان . 20 درصد تخفیف بن کتاب. جمعا 40 درصد

می خواستم برای برگزار کننده توضیح دهم که دو تخفیف 20 درصدی 40 درصد نمی شود. می شود 36 درصد!!

2- هفته گذشته برای انجام کارهای اداری به تهران رفته بودم. سری از انتشارات مدرسه زدم.برای تهیه کتب کمک درسی. کتاب ریاضی 2 دبیرستان را برای خانمم خریدم . با فروشنده در مورد کتاب های درسی و کمک درسی صحبتی داشتیم. می گفت خیلی از دبیران نسبت به نگارش جدید کتب ریاضی معترضند! توضیحی نداشتم قانع کننده، ولی به او گفتم ما در برابر هر چیز جدید آنقدر مقاومت می کنیم تا قدیمی شود بعد می شود خوب و قابل استفاده. چه آن چیز وسیله ای مانند پنکه و دوش حمام و ویدئو و ماهواره و... باشد ، چه روشی جدید در آموزش.

3- نمی دانم جریان آقای خسرو داودی رئیس قبلی گروه ریاضی دفتر تالیف کتب درسی چه هست یا بوده که حتی در کتب درسی ریاضی راهنمایی چاپ جدید اسم ایشان و گروه بازنگری از اول کتاب حذف شده. اگر کسی در این زمینه اطلاعی دارد ،ما را هم بی خبر نگذارد.!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

کربلا

ما مصادف با نیمه شعبان و جشن های آن در کربلا بودیم.به قول روحانی کاروان،ثواب زیارت امام حسین(ع) در این ایام خیلی زیاد هست ولی آن قدر جمعیت زیاد بود که اصلا نمی شد به حرم نزدیک شد چه برسد به داخل شدن.

طبق گفته عراقی ها 10 میلیون نفر که اغراق بود ولی بنا به اخباررسمی، بیش از دو میلیون نفر عراقی برای اعیاد شعبانیه به کربلا آمده بودند که جدیت و مدیریت نسبتا خوب عراقی ها چشمگیر بود .باید در نظر داشت که امکانات این شهر از همه لحاظ بسیار پایین هست.

برایم پرچم سرخ حرم امام حسین(ع) یادآور اولین کتاب های دکتر شریعتی بود که چه زیبا معنای آن را شرح داده بود: السلام علیک یا ثارالله وابن ثاره

عوام و خواص در سال 61 هجری به نحوی باعث به وجود آمدن این حادثه تارخی شده اند و اکنون هم در گم شدن هدف و پیام آن، مقصرند. مردم عادی و بزرگان و رهبرانشان.

 بقیه عکسها و مطالب رو در ادامه ببینید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/05/27ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

عراق و صدام

پس از قیام سال 1991 میلادی رژیم صدام دست به جنایت وحشتناکی برعلیه مردم زد که شنیده بودم. عکسی از یک خاندان (بحرالعلوم) در گوشه ای از حرم امام علی وجود داشت که اعدام شده بودند.شامل سه آیت الله ،هفت حجه الاسلام، دو مهندس و چهار جوان کم سن وسال. در گوشه ای دیگر عکسی از آل خوئی شامل سه نفر ،آل خلخالی 5 نفرو ...

خود می توانید قضاوت کنید که این ها خانواده های سرشناس بوده اند پس چه بر سر مردم عادی آمده است.

عراق و امروز

امسال برای اولین بار امنیت داخلی بر عهده نیروهای عراقی بود و تلاش زیادی می شد که به بهترین نحو کار خود را انجام دهند. مخصوصا شهر کربلا که مصادف با نیمه شعبان ،شیعیان عراق با پای پیاده و سواره به آنجا می آمدند(حدود 2 میلیون نفر) و انصافا با تمام کمبودها،مدیریت قابل قبولی داشتند.

به قول یکی از عراقی ها،شیعیان در طول تاریخ خود در عراق ، صاحب حکومت تا قبل از این نبوده اند، ولی من به او گفتم که در حکومت دیکتاتوری هیچ کس صاحب قدرت نیست. اما اکنون هرگروه به نسبت جمعیت خود بخشی از قدرت را دارا هست.(شیعه ی عرب، سنی عرب، کرد سنی و ...)

در هر صورت در عراق پس از یک دیکتاتوری طولانی دارند تمرین دمکراسی می کنند.

کاظمین و سامرا

پس از 3 شب اقامت در نجف، با اتوبوس عازم کاظمین شدیم.مدفن دو امام شیعه. امام موسی کاظم (ع) و امام جواد(ع)  نوه امام کاظم (ع).

امامان شهید شده در این دو شهر در اوج قدرت عباسیان می زیسته اند. اما حکومت با علم به رسوایی ابدی ، باز هم دست به تبعید و زندانی و کشتن مشهورترین و خوش نام ترین افراد جامعه خود زده هست.

سامرا مدفن دو امام  دیگرهست، امام علی النقی(ع) و امام حسن عسگری(ع) که در تبعید در یک پادگان نظامی شهید شده اند.

تا همیشه تاریخ می توان افتخار کرد  پیرو افرادی هستیم که با قدرت< کلمه> طوری بزرگترین قدرت های زمان خود را به وحشت می انداختند که مجبور می شدند دست به هر جنایتی بزنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/05/26ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

مسجد کوفه

مسجدی که خودش یک تاریخ پر عبرت دارد از افرادی که برای مدت کوتاهی در آن خطبه خوانده اند و بلافاصله جای خود به دیگری داده اند.

حدود 5 سال دوره خلافت علی (ع) که این مسجد مرکز ارشاد و قضاوت و عبادت آن حضرت بوده و یک شب هم مسلم در آن بی کسی و تنهایی را تجربه کرده و چه دردناک.

یک بعد از ظهر را ما در این مسجد گذراندیم. مقام های مختلف و برای هر کدام نمازهایی مستحب که جمعا 70 رکعتی می شد!

یک عده ای از اعراب هم از فرصت استفاده کرده بودند و پول می گرفتند و به نیابت اعمال مسجد کوفه را برای غایبین انجام می دادند! که روحانی کاروان تذکر دادند.

از مساجد مهم دیگر کوفه مسجد سهله و مسجد کمیل ابن زیاد هست.

قبرستان وادی السلام

به روایتی بزرگترین قبرستان جهان هست. قبردو پیامبر(هود وصالح) نیز در آن قرار دارد.طول آن حدود 12 کیلومتر می شود. می گویند روح افراد صالح پس از شب اول قبر، به اینجا منتقل می شود و افراد ناصالح به صحرای برهوت.

خانه حضرت علی (ع)

در کنار مسجد کوفه قرار دارد و دیدن آن یاد آور تاریخی غرور انگیز و از طرفی دردناک هست که در کتب تاریخ خوانده ایم و اینجا می توان آن ایام را مجسم کرد.

فروشندگان دوره گرد

باید مواظب بود که اگر حتی نگاهشان هم کنید باید یک چیزی ازشان بخرید!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/05/25ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

صبح شنبه با پرواز تابان ایر از مشهد به نجف رفتیم. هواپیمای توپولف که نامش برای ما ایرانیان تداعی گر سقوط هست. داخلش شبیه اتوبوس های شهاب . وقتی از مهماندار پرسیدم آیا ایرلاینی در جهان هست که وضعیت داخل هواپیمایش این جوری باشد خندید و گفت: تازه با همین به دبی هم می رویم!

کاروان ما 40 نفر بودیم.به همراه 3 کاروان 40 نفره دیگر که همگی از استان خراسان جنوبی بودند.

من و خانمم و پدر و مادر خانمم نیز یک گروه چهار نفره بودیم.

سرزمین عراق برایم خیلی آشنا بود.داستان گیل گمش قدیمی ترین حکایت مکتوب بشر بر لوحه های گلی در شهر بابل عراق ، تمدن سومر قدیمی ترین تمدن بشری ، شهر کوفه و دوره حکومت امام علی (ع) با جنگهای سه گانه، و بالاخره کربلا و حماسه انسانی امام حسین (ع) و یارانشان و در نهایت جنگ 8 ساله ایران و عراق ، عراق و کویت و آمریکا و عراق.

ساعت 6 عصر اولین زیارت ما بود از حرم امام علی (ع). از درب باب القبله.

آن چنان غرق در گنبد طلا و عظمت لوستر ها می شوید که یادتان می رود انسانی که اینجا آرمیده مظهر ساده زیستی واقعی بوده! البته برای ما ایرانی ها که حرم و بارگاه امام رضا را دیده ایم افسوس می خوریم که امام علی از این لحاظ هم مظلوم واقع شده اند!(این گفته یکی از همراهان بود که با بغض هم می گفت)

اگر من طراح حرم امامان شیعه بودم اتاقی ساده می ساختم بدون تزئینات و کوچک و مربع هایی سرپوشیده به دور آن و قابل گسترش تا بی نهایت.مکانی آرامش بخش و بدون تکلف.سایه بانی خنک برای جسم و روح.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 8  توسط علیرضا تنهایی  | 

شنبه دهم مرداد عازم سرزمین <میان دو رود >هستیم .به قصد زیارت و سفر به عتبات عالیات.

از همه دوستان طلب بخشایش داریم و التماس دعا.

با تشکر از وبلاگ شایان

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/09ساعت 0  توسط علیرضا تنهایی  | 

در قسمت سمت چپ پایین زبانه ای قرار داده شده تا با وارد کردن زبان مورد نظر وبلاگ را به حدود ۴۰ زبان ترجمه کنید. البته نرم افزار نسخه الفا هست و دارای مشکلاتی.

برای دوستان کوبایی و من که نمی توانستیم ارتباط کامل داشته باشیم فرصت مناسبی هست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز ۴ شنبه دومین هفته هست که از کوبا به ایران آمده ایم و درگیر دید و بازدید و ... و فرصت نوشتن مطلب نیست ولی مطالب زیادی هست که باید از روی فرصت نوشت. از این بابت از دوستانی که مرتب به ما سر می زنند و از ما خبری نیست عذرخواهم.

اما در ایران هنوز بحث های انتخاباتی داغ هست و در حاشیه دید و بازدیدهای خانوادگی و همکاران خیلی سریع صحبت ها به جنجال کشیده می شود و ...

تحمل همه کم هست و یادشان می رود که برای چه دور هم جمع شده ایم!

امیدوارم که جامعه ما این دوره گذار را با کمترین هزینه و بیشترین منافع پشت سر بگذارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/17ساعت 11  توسط علیرضا تنهایی  | 

دوستی پرسیده بود انتخابات در کوبا چه طور بود ؟

اینجا وقتی انتخابات برگزار شد که نیمه شب ایران بود و نتایج تقریبا معلوم.

ولی از ۱۷ رای داده شده    ۷ رای به موسوی    ۷ رای به احمدی نژاد و ۳ رای به رضایی

واین یعنی ما باید در مرحله دوم رئیس جمهورمان را تعیین کنیم!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

  روز زن و مادر بر همه زنان و مادران مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/24ساعت 8  توسط علیرضا تنهایی  | 

رنگ خدا

شنبه عصر ساعت 8 تلویزیون کوبا فیلم رنگ خدا ساخته مجید مجیدی رو با زیرنویس اسپانیایی پخش کرد. فیلمی که قبلا دیده بودم ولی این بار فرق می کرد. این فیلم ازسری فیلم هایی هست که در سفر سال گذشته رئیس سازمان صدا و سیما به کوبا ، به تلویزیون کوبا داده شده.

نما های زیبای ایران با مضمون عالی فیلم خیلی به قول جوانها حال داد. در هر صورت انجام کارهایی فرهنگی از این قبیل برای معرفی سینمای ایران و ... در جهان رقابتی امروز خیلی لازم هست.

-          موزه لوور در ملکُن (Del Louvre en el Malekon )

مدتی هست که تابلوهایی ازنقاشی های موزه لوور فرانسه در ساحل زیبای ملکن در هاوانا به نمایش گذاشته شده . واقعا زیبا هست.هم ساحل ملکن و هم بازدیدی از این تابلوها.

- و از آخر سیاست : اینجا هم جمعه ، ما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنیم. البته توفیق دیدن بحث های جنجالی رو نداریم ولی از طریق خبرگزاری ها کم و بیش می خوانیم. و شاید این بهتر باشد تا کمتر درگیر سیاست شویم اگر چه خیلی تحت تاثیر سیاست هستیم. باید از کشور خارج بود تا بیشتر فهمید که تاثیر یک انتخاب عالی با متوسط چه اثری روی نگاه جامعه جهانی و در نتیجه عظمت ایران و ایرانی دارد. امیدوارم این بار ایرانیان انتخاب خوبی داشته باشند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 10  توسط علیرضا تنهایی  | 

در هاوانا دو موزه ی هنرهای زیبا وجود دارد. یکی ملی و دیگری بین المللی.

یک روز به دیدن موزه بین المللی رفتیم. ورودی 5 پزو معادل 200 تومان بود. ساختمانی بسیار زیبا و دارای سه طبقه که از لحاظ هندسی بسیار قابل توجه بود. سالن مصر با داشتن بیشترین وسایل قدیمی مربوط به فراعنه و اهرام مصر خودش یک سفر به مصر بود. سالن کشور های دیگر بیشتر تابلوهای نقاشی داشت. مخصوصا سالن انگلیس با داشتن تابلوهایی که به قول عبدالولی (معلم اسپانیایی من) با آن قیافه های جدی و خشک و رسمی باعث می شوند که آدم زودتر آنجا را ترک کند.

اما بیشتر نقاشی های کشورهای مختلف در مورد مسیحیت بود. از تابلوهای جالب یکی مربوط به ختنه کردن مسیح بود! که از عبدل پرسیدم که مگر مسیحیان... گفت مسیح یهودی بوده !البته آن زمان!

چند تابلو هم از آدم و حوا Adan y Eva بود و اشاره به سیب و مار و گناه بیچاره حوا  که فکر می کنم دو کلمه آدم و حوا باید از زبان عبری به دیگر زبان ها رفته باشد.

تابلوی ترینیداد Trinidad (تثلیث) پدر ، پسر و روح القدس هم جالب بود. و از آن مهمتر نام کشور ترینیداد و توباگو بود که حالا معنی اش برایم روشن شد. توباگو هم نام دینی دیگر هست. شهری بسیار زیبا در کوبا هم نامش ترینیداد هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

در محوطه ورودی تمام مکان های دولتی کوبا و از جمله مدارس، مجسمه ای از خوزه مرتی هست. در کتاب های درسی نیز  در مورد او مطلب زیاد هست.

خوزه مرتی (و با تلفظ کوبایی هوزه مرتی) در سال 1852 در کوبا به دنیا آمد. پدرش Jose Mariano Marti  اسپانیایی بود و از اهالی والنسیا ، مادرش Leonor Perez همچنین اسپانیایی و از جزیره ی کاناویاس.

از کودکی باهوش و زرنگ بود.در جوانی زندانی اسپانیایی ها شد و به اردوگاه های کار اجباری  رفت. مجبور به ترک کوبا شد. در کشورهای زیادی ازجمله اسپانیا ، کلمبیا ، مکزیک و گواتمالا و آمریکا زندگی کرد.

او معلم ، شاعر ، نویسنده ، مترجم وسیاستمدار بود.

او از ایالت فلوریدا جنگ برعلیه اسپانیا را سازماندهی کرد. کوبایی ها را در جنگ متحد کرد. در سال 1896 در کوبا کشته شد. او یک فرد آزادی خواه بود و در جنگ برای آزادی کشته شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 7  توسط علیرضا تنهایی  | 

سیستم آموزشی کوبا مثل نظام قدیم قدیم ایران است. ابتدایی 6 سال ، سیکل اول یا مرحله دوم عمومی سه سال و سه سال هم سیکل دوم که شامل رشته های ریاضی و طبیعی و انسانی و هنرستان ها می شود. رنگ لباس همه مشخص هست : دبستان قرمز، سیکل اول زرد خاکی ، هنرستان شکلاتی و حتی دانشسرای مقدماتی شلوار و دامن آبی با بلوز سفید.

یک روز جمعه با عبدالولی به (مجتمع مدارس آزادی) رفتیم. این ترجمه من از

 CIUDAD ESCOLAR LIBERTAD)   )  هست. از پیش دبستانی تا دانشسرای مقدماتی و عالی را در خود داشت.  

روبروی میدان OBELISCO قرار داشت.  کلمه ابلیسک : به ستون هرمی شکل و سنگی  که در ابتدا در ورودی مقابر مصر باستان برپا می کرده اند می گفته اند . الان در اکثر شهرها ی جهان وجود دارد.( به نقل از کتاب راز داوینچی)

     در زمان باتیستا مرکز آموزش نظامی بوده از همه رسته ها و نیروها. خیلی بزرگ بود. در دانشسرای عالی یکی از دانشجویان دکترا می خواست در مورد تزش حرف بزند که نحوه آموزش زبان اسپانیایی برای پایه چهارم بود. بیشتر استادان زن بودند و عبدالولی هم برای تز خود با بعضی شان درس داشت.

در راهرو تابلوی زیر نصب بود: یادبود خانم ماتا مارتینز : بنیانگذار دانش سرای عالی< انریکه خوزه وارونا>

 استادتمام ، دکترای فلسفه علم،...و در آخر ( وقف کرد زندگی اش را برای انقلاب ، خانواده و شاگردانش)

بعضی ها حتی سه دکترا داشتند و انصافا اگر بیرون از این محیط بود نمی شد تشخیص داد که آیا می توانند اسم خود را بنویسند؟

وقتی از رئیس شان پرسیدم که چه چیز باعث این همه پیشرفت زنان کوبا شده بیدرنگ گفت بعد از انقلاب زنان کوبا فرصت کرده اند که توانایی هاشان را بروز دهند. البته عبدالولی گفت که نماینده پارلمان خلق هم هست و خیلی طرفدار فیدل! و معلوم بود.

حقوق معلمین آن قدر در کوبا پایین هست که افراد اصلا تمایلی به معلمی ندارند و دولت با بحران روبروست.

برای نمونه خانمی با 23 سال سابقه، وقتی کمتر از 20 دلار حقوق می گیرد حاضر است با 100 دلار در ماه نظافتچی سفارت شود!!

 به همین دلیل دولت تعداد زیادی را از کلاس نهم به دانشسرای مقدماتی می آورد و بعد از دو سال به مدارس میروند و سه سال دیگر هم پاره وقت درس می خوانند. در پست پیش نوشته بودم از 400 پزو حقوقشان شروع می شود و عبدالولی گفت که من با 14 سال سابقه کار دارم 400 پزو می گیرم. از کمتر از 300 پزو شروع می شود.

البته باید اشاره کنیم که خدمات عمومی در کوبا کاملا رایگان هست مثلا بیمارستانها که اصلا پولی دریافت نمی کنند و خدمات خوبی هم ارائه می دهند ولی  آن را با دریافتهای کلان از دیپلمات ها و توریست ها جبران می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

ناوگان حمل و نقل عمومی و خصوصی در کوبا خیلی فرسوده هست. ماشین هایی که بیش از 50 سال از ساختشان می گذرد هنوز در حال ترددند.

     

دو سال می شود که با اعتبار چینی ها توانسته اند برای هاوانا متروبوس هایی تهیه کنند. کرایه آن ها 40 سنتااس(یک صدم پزو کوبایی یک centaos )حدود 16 تومان هست. که نقدی دریافت می کنند.

      

قبل از آن کامیون های ارتشی را تغییر کاربری داده بودند و به حمل مسافر می پرداختند. الان در مسیرهای حاشیه شهر کار می کنند.

          

موتور سیکلت وسیله مورد استفاده خیلی ها هست و البته کلاه ایمنی استفاده می کنند. ولی نمی دانم از ترس پلیس هست یا ...!

         

موتورهای ایژ روسی هم به دلیل رفاقتشان با شوروی خیلی هست حتی مدل های 74 و 75

            

سه چرخه ها هم که صاحبانش بعضی وقتها خیلی به آن  می رسند در جاهای مختلف کار می کنند. کرایه هر نفر 20 پزو کوبایی معادل 800 تومان هست.

      

لازم به ذکر مجدد هست که در کوبا دو واحد پول رایج دارند. پزو کوبایی(moneda nacional ) و پزوی قابل تبدیل ( کک cuc ) . هر 24 پزو کوبایی معادل یک کک هست . حقوق کارمندان به پزو کوبایی پرداخت می شود و خیلی هم حقوق ها پایین هست. مثلا معلمین از 400 پزو شروع می شود تا حدود 700 پزو.

پزوی قابل تبدیل معادل 1.08 دلار آمریکا هست و فقط برای این طراحی شده که به جای دلار آمریکا در جریان باشد. یک زمانی داشتن دلار آمریکا جرم بوده. البته قدرت خرید مردم خیلی پایین هست و اصلا نمی توانند از فروشگاه ها که به کک  خرید و فروش می شود خریدی داشته باشند. چون بالاترین حقوق ها به 30 کک در ماه نمی رسد اما قیمت یک جفت کفش بیشتر از این مبلغ هست. فروشگاه های ملی که با پزو داد و ستد می شود هم جز کالاهای کوپنی چیز به درد بخوری ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

سینما <یارا> فیلم دو قسمتی چه را دو شب متوالی نمایش داد و من هم رفتم و تماشا کردم. چه، همیشه برای من شخصیتی دوست داشتنی بود ولی زیاد درباره اش نمی دانستم. قسمت اول، مبارزات چه  همراه فیدل برای آزادی کوبا بود به همراه فلاش بکهایی به سخنرانی  او در سازمان ملل .

                 

کتابش همیشه همراهش بود و به هر جا می رسیدند به جای استراحت به ویزیت و معالجه بیماران می پرداخت.

 قسمت دوم هم رفتن او به بولیوی و سازماندهی جنگ های چریکی که ناموفق بود و در نهایت هم کشته شد.

هنوز هم کوبایی ها صفی طولانی تشکیل داده بودند برای دیدن فیلم چه گوارا.

با خودم فکر می کردم می توانست در کوبا بماند و در خانه های مصادره ای که به بهشت می ماند و کنار سه بچه ای که در کوبا داشت به زندگی ادامه دهد و ... اما رفت. ولی می شود قضاوت کرد که فردی مثل او نمی توانست در منجلاب فرورود وقتی که یک زمان در اشک شوق مردم فرود آمده بود.

         

وقتی ازسینما بیرون آمدم  در حاشیه خیابان 23(طولانی ترین خیابان هاوانا) و coppelia ( باغ وساختمانی بسیار زیبا با بستنی های مشهور) که همیشه صف های طویل برای ورود به قسمت های چندگانه آن وجود دارد، تعداد زیاد افراد پلیس ،مرا که غرق در افکار خودم بودم از حال و هوای فیلم دور کرد.

برای امثال چه ، همان بهتر که در اوج بمیرند و برای همیشه در قلب مردم زندگی کنند تا بمانند و برای همیشه بخواهند به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند.

" من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت"   سهراب سپهری

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

یک روز که از ساحل نزدیک خونه  داشتم غروب زیبای خورشید رو در دریای کارائیب تماشا می کردم کارهای دو زن نظرم رو جلب کرد. با من فاصله ای نداشتند. یکیشون پیر بود و اون یکی تقریبا جوون. تخم مرغی رو به تمام بدن زن جوون می کشیدن و یک سیگار برگ  روشن کرده بودن و دود اونو هم به بدنش فوت می کردن. از آخر هم ، تخم مرغ و سیگار رو با سکه وقتی که دیگه داشت تاریک می شد به دریا پرت کردن.

    

ازشون پرسیدم که چکار می کردین؟ و چه نسبتی با هم دارین؟  گفتن که مادر بزرگ و نوه هستند و این کار را برای سلامتی و دور شدن بلا و چیزهایی که من نمی فهمیدم انجام می دن. در مورد من هم طبق معمول فکر می کردن که عربم وباز من هم مثل همیشه توضیح دادم که ایرانیم ولی مسلمان.

برام جالب بود که حاکمیت 50 ساله ی حزب کمونیست در کوبا نتونسته هیچ تغییری در عقاید و حتی خرافات مردم ایجاد کنه. یکی از چیزهایی که کوبا رو از اول هم برای من جذاب می کرد همین مسایل بود که می خواستم از نزدیک مردم و رفتارهاشون رو ببینم.

 روز بعد با معلمم در این باره مفصل صحبت کردیم و او گفت:

در قرن های 16 و 17 میلادی، اسپانیایی ها برای کار در مزارع نیشکر ، کارگرای سیاه پوست  رو از آفریقا به کوبا میارن و اونا هم  یه مذهبی داشتن که اینجا با مسیحیت مخلوط می شه و مذهب جدید اسمش الان سانتاریا(

santeria

 ) هست و پیروانی از هردو رنگ سیاه و سفید داره .

پیروان این دین دین مشخصه شون الان اینه که یک سال باید تمام پوشاکشون حتی چتر و ... سفید باشه.

حزب کمونیست هم سالهای زیادی با این گونه مراسماشون به شدت برخورد می کرده به حدی که شب ها و پنهانی انجام می دادن. ولی الان آزادن.

و یک جمله ای رو از یک مورخ کوبایی گفت که کوبا یک سوپ یا به قول ما یک آش از تمام رنگها و نژادها هست.سفید و سیاه و زرد و چینی و آفریقایی و ...

و نتیجه اینکه انسان واقعا موجودی ناشناخته هست!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

فردا یک شنبه( البته در ایران امروز!) ۱۰ ماه مه ۲۰ اردبیشت روز مادر هست.

من هم از این طریق به همه مادرها این روز رو تبریک می گم. چون هر روز روز مادر هست.

البته روز زن یک روز دیگر هست. که الان یادم نیست ولی قبل از نوروز بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم         به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار    که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب      مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من        به کوی میکده دیگر علم اندازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روزها که به پایان سال تحصیلی نزدیک می شویم مدرسه ما هم حال و هوای خاصی دارد. محمد دو هفته هست که برای امتحان نهایی به ایران برگشته و زهرا و امین هم که اکثر کتابهایشان تمام شده دارند دوره می کنند به جز ریاضی شان که هنوز تمام نکرده ایم.  تدریس ریاضی اول ابتدایی واقعا هنر و حوصله می خواهد.(که من ندارم!)

             

عکس مربوط به صبحگاه مدرسه موقعی که هنوز پیش دبستانی ها هم می آمدند. غائبین هم از روی عکس معلوم اند!

کیمیا و ناعمه و مطهره هم که دارند طبق برنامه ای که خودشان طراحی کرده اند تا ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در مدرسه می مانند و کتابها را دوره می کنند و امتحان می دهند و خودشان هم تصحیح می کنند. البته من هم نظارت دارم!

اما نکاتی برای همکارانی که سایت و وبلاگ دارند و نمونه سوال در آن قرار می دهند:(  امسال برای من که کسی در دسترسم نیست و باید از رشته ها و پایه های مختلف سوال تهیه کرده و تصحیح کنم ، مهم ترین منبع اینترنت ، وبلاگ ها و سایت های معلمین هست لذا بر اساس مشکلاتی که  پیش آمده این نکات را لازم می بینم یادآوری کنم)

1-      اینکه در سربرگ مشخص کنیم که از صفحه ... تا ... کتاب درسی

2-      حتما پاسخ نامه را نیز در وبلاگ قرار دهیم. قبلا من فکر می کردم این کار به ضرر دانش آموز هست .

3-      و مهم تر اینکه همکاران به صورت جدی تر به مسئله ی تبادل تجربه و ارتباطات از طریق اینترنت بپردازند. بارها شده که من مثلا برای آزمون بین ترم شیمی 1 از سوال همکاری که در گناباد سه روز پیش امتحان گرفته استفاده کرده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز اول ماه مه روز جهانی کار و کارگر هست. کوبا هم که کشوری کمونیستی می باشد در برگزاری این روز سنگ تمام می گذارد. این روز تعطیل رسمی هست و همه گروه ها در آن شرکت می کنند. من هم ساعت 7 و نیم آماده شدم که بروم و ببینم ولی هیچ کس در محل ما نبود . با تاکسی تا نزدیکی میدان نماد انقلاب کوبا (محل برگزاری راهپیمایی) رفتم و بعد هم داخل جمعیت شدم.معلوم شد از ساعت 7 صبح شروع شده بود.

 کاملا مشخص بود که دولتی هست ولی برای من و خیلی از توریست ها و خبرگزاری های جهانی دیدن راهپیمایی روز کارگر در یک کشور کارگری جذابیت دارد.

      Millones de cubanos celebrarán el Primero de Mayo en Cuba

50 سال برگزاری روز جهانی کارگر در کوبا آن را تشخص خاصی داده است. قبلا فیدل که همیشه رکورددار سخنرانی های طولانی هست در این میدان سخنرانی می کرده ولی او اکنون به عنوان آخرین بازمانده ی دست اول نظام های کونیستی سخت مریض هست. دلم می خواست این جور نبود.

به دلیل نداشتن دوربین فقط دیدم. از یک لحاظ خوب بود چون همیشه حواسم پیش عکس و فیلم هست در این جور مراسم ها ،ولی این پست باید از عکس هایی زیبا خالی باشد .

 ولی می تونید از لینک زیر عکس هاش رو ببینید.

                                                  کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز سعی می کنم تفألی به دیوان حافظ بزنم (البته با نرم افزاری که روی سیستم هست):

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش     واز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع   سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

بقیه اش رو خودتون می تونید بخونید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز چهارشنبه  اجلاس شروع می شود و آقای متکی هم دیشب به هاوانا آمدند. جلسه ای هم همان دیشب با خانواده های ایرانیان داشتند.البته معاونین ایشان ازجمله دکتر حسینی سخنگوی سابق وزارت خارجه از  شنبه  در کوبا هستند.

دوره ریاست چهارساله کوبا به پایان می رسد و معلوم نیست رئیس بعدی چه کشوری هست که تعیین خواهد شد. البته من نمی دانم که بالاخره این کشورها به چه کسی یا جایی تعهد ندارند که باید از مطلعین بپرسم!!

از دیگر خبرهای کوبا بی خبری از آنفلوانزای خوکی هست. فعلا دولت خبر می دهد که در کوبا موردی یافت نشده است. ولی فاصله کوبا تا مکزیک کم هست و ارتباط هم زیاد. و اینها هم درگیر برگزار اجلاس.

 باید بدانید که در کوبا هر روز یک روزنامه چهاربرگی چاپ می شود به نام< گرانما> که ارگان حزب کمونیست هست و پنج کانال تلویزیونی که در اختیار دولتند و سایت و وبلاگ و این خبرها هم نیست.

ولی نباید از حق گذشت که در آمریکای لاتین رتبه بهداشت عمومی و آموزش کشور کوبا از همه بالاتر است.

در مورد ویروس اچ آی وی (HIV ) که در اسپانیایی< ویا اً چٍ >می گویند هم، اول کار اعلام نمی کرده اند ولی وقتی می پذیرند که در کوبا هم پیدا شده، به سرعت و به خوبی کارهای مختلفی انجام داده اند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

کتاب <بخوانیم> دوم دبستان کوبا درس های زیادی در معرفی نمادهای ملی کوبا و شخصیت های آن دارد.

درسی در مورد Tocororo  پرنده ملی کوبا که فقط در این کشور زندگی می کند . نامش نیز آوازیست که می خواند. (در سمت چپ بالای عکس می توانید ببینید)

        

 سه رنگ قرمز و آبی و سفید  رنگ پرهای این پرنده اند که به همین دلیل پرچم این کشور نیز از این سه رنگ تشکیل شده است.

سه قسمت آبی پرچم به معنی سه ناحیه ی شرقی ، مرکزی و غربی کوبا هست. دو سفید ، یعنی با تمام ملت ها دوستند و یک ستاره یعنی یک ملت واحدند. برخلاف ایلات متحده که متشکل از چندین ایالت هست و روی پرچمش به همان تعداد ستاره.( اینها خیلی خودشان را با آمریکا مقایسه می کنند)

درخت ملی کوبا هم به آن La Palma می گویند در سمت چپ عکس هست.

اما پروانه ای (گلی ) که در سمت راست پایین قرار دارد. Mariposa  ( پروانه) و نام این گل هم هست چون به شکل پروانه هست.  در درس مربوط به آن در کتاب دوم دبستان معلم به بچه ها می گوید که به این دلیل نماد ملی کوبا هست که در جنگ آزادیبخش علیه اسپانیا در سال 1906 زنان کوبایی  آن را روی موهای خود می گذاشتند تا شناخته شوند.

نمادی که در وسط تصویر هست (Escudo de la palma real ) آرم کوبا هست. روی سکه ها و جاهای مختلف استفاده می شود.

       

کلاه نشان جنگهای آزادیبخش و ستاره یعنی کوبا کشوری آزاد است. خورشید یعنی انقلاب کوبا هم می درخشد. کلید یعنی این جزیره کلید خلیج مکزیک هست.

 درخت لا پالما در سمت چپ  نیز نماد ملی کوبا.

تنه های درختی که در پشت نماد به هم بسته شده اند یعنی کوبا یک ملت واحد هست. و گیاه  دو طرف مثل زیتون که در المپیک یونان هم به عنوان تاج پیروزی بود نشان پیروزی ملت کوبا هست.

البته اگر بد نوشتم به دلیل این هست که ترجمه نوشته ها یا گفته های عبدالولی به صورت آزاد صورت گرفته هست!!

این عکس هم از تابلویی در  < خانه دوستی> محل برگزاری جشن نوروز گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 22  توسط علیرضا تنهایی  | 

همکار خوبم آقای حافظی نسب در پست Capitolio  پرسیده بودند که چرا حصاری  دور درخت  میدان جلوی کاپیتولیو کشیده شده است. و برای خودم هم جالب شد تا اینکه سه شنبه  از معلم      اسپانیولی ام پرسیدم.

               

نام پارک < پارک دوستی  کشورهای آمریکایی> Parque de la fraternidad  هست. در سال 1940 یا 1949 ؟  تمام رئیس جمهورهای قاره آمریکا  مقداری از خاک کشور خود را در این نقطه ریخته و نهالی را به نامCeibe   که از خانواده بوا بوا هست در آن می کارند. اکنون درختی با بیش از 70 سال عمر هست و نشان دوستی ملت های این قاره . ( اگر چه کوبا پس از انقلاب سال 1959 از خیلی از سازمان های همکاری قاره اخراج شد). روی حصار دور آن هم نقوش برجسته ای از رئیس جمهور کشورهای مختلف قاره  وجود دارد. مثل آبراهام لینکلن ( ایالات متحده) سیمون بولیوار ( ونزوئلا) سن مارتین ( شیلی) ایدالگو ( مکزیک) و ...

                     

 بنا به درخواست یکی دیگر از بازدیدکنندگان نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد. از این بابت عذر خواهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

سورواَ شهری است کوچک در غرب هاوانا در استان< پیناردل ریو> که بر خلاف بقیه ی مناطق کوبا، کوهستانی هست و دارای جنگل و آبشار. مدتی پیش، یک روز گروهی به سوروا رفتیم. عکس ها را در ادامه مطلب می توانید ببینید.

         

در ضمن روز 23 فروردین هم به جای 13 فروردین (مثلا سیزده به در) به منطقه ای به نام 

Jaruco (هرووکُ) در شرق هاوانا رفتیم. جایی مرتفع و مشرف بر دشت و دریا. جالب اینکه بنایی داشت به نام al arabe که گنبد و شکل ساختمان نشان می داد بنایی مذهبی مربوط به مسلمانان بوده که حالا تبدیل به  رستوران شده بود.(اینجا مسلمان یعنی عرب) ما همش سعی می کنیم که بگوییم خیلی ها مسلمانند ولی عرب نیستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

۲۹ فروردین سال ۱۳۸۷ روزی سخت و باورنکردنی بود. اگر چه ۲۲ فروردین را نمی توانم از یاد ببرم.

در طول یک هفته بیم و امید را با هم داشتیم. تا اینکه صبح ۲۹ امیدمان را از دست دادیم.

صحبت از دست دادن  برادرخانمم < محمد رضا علیزاده > هست که اکنون اولین سالگرد درگذشت باورنکردنی او بر اثر یک سانحه تصادف است. او که معلمی توانا بود.فرزندی شایسته و دوستی لایق

      

حال که در این غربت هستم از راه دور به خانواده خاننم و دوستان و آشنایان   اولین سالگرد درگذشت او را تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

کاپیتولیو بنایی است بسیار زیبا در مرکز هاوانا که می گویند معمار آن ومعمار کاخ سفید یکی بوده است

                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/21ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  | 

جشن نوروز 88 در محل خانه دوستی روز جمعه 14 فروردین برگزار شد. مراسم دیپلماتیکی نبود و چون جشن نوروز مردمی هست و  سراسر هنر و ذوق ایرانی ، بیشتر مردم و هنرمندان دعوت شده بودند. مجری از یک شبکه تلویزیون کوبا بود و فیلم برداری هم می کردند.(حالا تا کی نشان دهند!) 

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

عصر یک روز که با عبدالولی اسپانیولی کار می کردیم صحبت از ورزش های قدیمی و رسم و رسومات مردم مخصوصا نوروز بود. با رسم کره  جفرافیایی وتوضیح تغییرات منظم 4 فصل در ایران ، در باره ی نوروز توضیح می دادم.

طول شب و روز از اول فروردین مساوی هست. سه ماه بهار مرتب به روز افزوده و از شب کم می شودو از آنجا سه ماه تابستان از طول روز کم و به شب افزوده می شود تا در اول مهر دو تا برابر می شوند. از آن پس در طول پاییز از روز باز هم کاسته می شود تا شب یلدا بلندترین شب سال فرا می رسد و از صبح آن روز پیروزی نور بر تاریکی آغاز می شود . بالاخره سه ماه زمستان را روز شماری   می کرده اند تا نوروز ، روز تعادل فرا برسد. و البته در کوبا کسی نمی تواند احساس مردمان نیمکره شمالی را درک کند.

او خوب فهمید و بنا شد در کلاس زبان فارسی که شنبه ها در خانه آسیا شرکت می کند برای کوبایی ها توضیح دهد و از فلسفه نوروز صحبت کند.

و در نهایت از کارهایی مختلفی که ایرانیان در این ایام انجام می دهند صحبت می کردیم. صحبت از بازی ها شد و او پرسید که نام ورزش قدیمی ایرانیان چیست. من گفتم چوگان و ورزش باستانی.

پرسید که helado?   (الادو- بستنی به زبان اسپانیایی) خلاصه اول نفهمیدم ولی بعد کلی خندیدیم!

تلفظ بستنی و باستانی...(یک عالمه تمرین کرد که این دو کلمه را درست بیان کند ولی نمی دانم خواهدتوانست یا نه)

سال نو برهمه مبارک

  

کویر شرقی ایران-۱۱ فروردین ۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 17  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روز ها به نوروز نزدیک می شویم و در ایران مدارس تقریبا تعطیل هست. اما در مدرسه ی کوچک ما می شود گفت این خبرها نیست. از لحاظ نوشدن درختان و طبیعت هم که در تمام زمستان ایران ، حیاط مدرسه پر گل و گیاه بود و الان هم هست. جنب و جوش خرید و خانه تکانی و ... هم که نیست.

    

 لا پالما ) نخل( نمادی ملی از کوبا

این مقدمه طولانی برای این بود که می دانم در ایران کسی الان مثل ما بیکار نیست که بنشیند و مطالب ما را بخواند. ولی ...

1-      امسال ریاضی اول و پنجم ابتدایی را درس میدهم. چه خوب بود اگر هر معلم ریاضی راهنمایی مجبور بود یک دوره ریاضی ابتدایی را تدریس می کرد تا می دانست آموخته های قبلی دانش آموز چه هست و او باید چه کار کند. همچنین معلمان دبیرستان تقریبا نمی دانند که دانسته های بچه ها در راهنمایی چه هست.

تقریبا می شود گفت دوره های مختلف تحصیلی در ایران جزیره های جداگانه و دور افتاده ای هستند که از حال همدیگر خبری ندارند. حالا خدا کند مولفین کتب طبق یک برنامه از اوضاع دوره های قبلی خبر داشته باشند.

2-      دانش آموز در ریاضی پنجم مطالب زیادی را یاد می گیرد که در راهنمایی برای او تکرار می شود از جمله : تمام محاسبات اعداد کسری و اعشاری ( به جز تقسیم اعشاری) مساحت و حجم با شیوه ای فعالیت محور ، حتی کشف عدد پی و مطالب جالب دیگری. البته بماند که شیوه ی تدریس و نحوه ارائه  چگونه هست.

3-      استفاده از نرم افزار جئوجبرا نیز نکته ها و دانستنی های زیادی  را به همراه داشت. از هندسه پنجم تا بررسی رفتار توابع در نقاط تعریف نشده درحسابان سوم ریاضی.

همینجا لازم هست  از آقای افشین منش برای ارائه مقاله درباره این نرم افزار در کنفرانس زاهدان و سی دی حاوی نرم افزار  تشکر کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

1- عصر شنبه در جلسه ای که مسلمانان هاوانا به مناسبت های مختلف آخر ماه صفر برگزار کرده بودند شرکت کردیم. خانه ای ساده و حدود 25 تا 30 آدم که یکی شان در همین شب بنا بوداسلام بیاورد .

استاد دانشگاه بود و بعد از صحبت های آقای اعلایی (سفیر ایران در کوبا) خیلی ساده گفت که مسلمان شدم و سعی می کنم که ایمانم نیز قوی شود.

 بعضی از دوستان مسیحی شان نیز در جلسه حضور داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 17  توسط علیرضا تنهایی  | 

۱- امروز سه شنبه 6 اسفند هست و تعطیل.  رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن(ع) را به همه تسلیت می گوییم. و از همه ی آن هایی که برای 28 و 30 صفر (شهادت امام رضا (ع)) طبق معمول به مشهد می روند و از کسانی که همیشه آنجا هستند التماس دعا داریم.

2- روز یک شنبه  فرصتی دست داد تا در آخرین روز از هجدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب هاوانا سری بزنیم. این نمایشگاه از 12 تا 22 فوریه در محل قلعه ی قدیمی متعلق به اسپانیایی ها که اکنون موزه هست و محل برگزاری نمایشگاه ها، برگزار شده بود. خیلی شلوغ بود و ما هم نتوانستیم زیاد از غرفه ها سر بزنیم.

                   

خود قلعه هم جایی بسیار بزرگ و دیدنی بود.(باید در یک فرصت دیگر برای دیدن آن رفت) نمای کلی هاوانا و ساحل زیبای ملکون و توپ های قدیمی و سربازانی با قیافه سربازان اسپانیایی قرن 15

قیمت ها  ارزان و مناسب بود. مثل بقیه امور فرهنگی کوبا که  خیلی برای استفاده عموم پایین هست. مثلا بلیط سینما 2 پزو کوبایی(80 تومان) و ...

 ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  | 

فرصتی دست داد تا روز 22 بهمن 1387 از دانشگاه هاوانا دیدن کنیم.

دانشگاه قدمت 282 ساله دارد. ( تاسیس :1728) و از سال 1906 در مکان فعلی در مرکز هاوانا قدیم بنا شده است.

  

در کلاس آموزش زبان اسپانیایی که برای خانواده های دیپلمات  مقیم هاوانا برگزار می شود هم شرکت کردیم.

دانشکده های مختلفی مانند ریاضی و کامپیوتر ، حقوق، فیزیک ، روانشناسی ، داروسازی و ... در این دانشگاه وجود دارد.

ورودی اصلی دانشگاه بسیار زیبا هست با چشم انداز عالی و بدون نگهبان !!( برخلاف ایران که انگار فقط قصد افراد از رفتن به دانشگاه خرابکاری هست)

جهانگردهای زیادی در حال بازدید از دانشگاه بودند.

یک تانک هم نمی دانم به چه عنوانی در داخل محوطه بود با توضیحاتی که ما البته نفهمیدیم ولی معلوم بود که یادگار دوره انقلاب کوبا هست.(لازم هست بدانیم که کوبا در اردوگاه بلوک شرق یک زمانی ارتش 2 میلیونی داشته و 11 هزار نیرو در آفریقا و در حال عملیات در اتیوپی و  ... که البته پس از فروپاشی شوروی این بساط برچیده می شود.)

ساختمان کتابخانه و تجهیزات آن هم گسترده و جالب بود. یک خانم از کارکنان کتابخانه مثل بقیه کوبایی ها خیلی پرحوصله با ما صحبت کرد و یک جزوه هم در باره دانشگاه به ما داد. رفتار هایی که باید خیلی از آن الگو گرفت.

 در ادامه مطلب بقیه عکس هارو ببینید.

امیدواریم این دفعه عکس ها دیده شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

بالاخره امتحانات  به پایان رسید و صحیح کردن بعضی از درس ها مثل عربی  و فارسی سوم دبیرستان و ... که بعضی سوالاتش رو از اینترنت گرفته بودیم ،  ما رو  به زحمت انداخته و هنوز هم ادامه داره.

و اما غرض از این نوشته:

داشتم از زهرا (اول ابتدایی –کوچک ترین فرد مدرسه) امتحان ریاضی می گرفتم و محمد (سوم ریاضی – بزرگترین دانش آموز مدرسه) هم کنارم داشت امتحان می داد.

برای زهرا سوالها رو می خوندم و منتظر می موندم که جواب بده. روز گذشته یک نمونه شو محمد با او کار کرده بود.

محمد به من گفت که اگه ناراحت نمی شین من یه انتقاد از شما بکنم. گفتم اگر چه فقط دوست دارم ازم تعریف بشه، ولی بگو.

                   

<گفت: شما فرصت نمی دین که دانش آموز واقعا به زحمت بیفته. و کم کم عادت می کنه که شما جواب رو بهش می گین و کمکش می کنین. بزارین تا خودش جواب رو پیدا کنه. حتی وقتی من فیزیک یا شیمی دارم و شما به من می گین، فکر کن و بگرد و پیدا کن و خودتونو مشغول یه کاری می کنین من بیشتر یاد می گیرم تا وقتی که شما هستین و من مطمئنم که جواب پیدا می شه .>

حرف درستی بود و دیدم واقعا درست هست. مخصوصا درس هایی مثل ریاضی باید گذاشت که خود فرد با زحمت الگوها را کشف کنه و یاد بگیره.

یاد اسلایدی افتادم که همیشه برای همه صحبتش رو می کردم.( در قسمت آرشیو موضوعی – نرم افزار و اسلاید- می توانید ببینید.) ماجرای بیرون آمدن پروانه از پیله و زحمتی که متحمل می شه.

نکته : جالب وقتی هست که شما بگین ناراحت نمی شم و بعد ...!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

 Javier De la Cruz(خاویر دلا کروس) کشیش ادونتیست که در پست های قبلی هم صحبت از ایشان کرده بودیم ،هنگام مراجعت حاج آقا رضایی نامه ای به ایشان دادند که آن را در مقابل حرم امام حسین از طرف او بخوانند.

در زیر عکسی از نامه و ترجمه ای که به کمک خودش(انگلیسی رو تقریبا خوب یاد دارد) و البته ناقص، به فارسی شده،  را می توانید ببینید.

                             

به نام خدا

خدایا سپاسگزارم از تو به خاطر کلمه خدا (عیسی مسیح) و به خاطر انجیل.

خدایا سپاسگزارم از تو برای رسولت محمد (ص) که عرب بود و رسالت عیسی مسیح و سایر پیامبران گذشته را قبول داشت.

خدایا سپاسگزارم از تو برای اهل البیت محمد(ص)

خدایا به حق این پیامبران، که رسالتی به ایشان دادی ، دعای ما را قبول کن . قلب ما را پاک گردان و ذهن ما را به راه راست هدایت کن.

خدایا بنده ی تو ، امام حسین (ع) برای ما الگویی هست  و زندگی اش را در راه تو داد.

یا حسین ، من مسیحی هستم. سلام می کنم برتو و امیدوارم ببینیم همدیگر را در آخرت نزدیک عیسی مسیح.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

۱- این روزها  پنجاهمین سالگرد انقلاب کوبا هم هست. تابلوهایی در بعضی نقاط شهر وجود دارد. در سال 1959 فیدل کاسترو روس، با همراهی 80 نفر از یارانش، پادگانی در سانتیاگو دکوبا را  اشغال می کنند و این سرآغاز انقلاب مردم کوبا برعلیه دیکتاتوری باتیستا می شود. (برای اطلاعات بیشتر در باره کوبا می توانید به کتاب ارزشمند <فیدل کاسترو،آخرین بازمانده جنگ سرد،انتشارات اطلاعات ، مختاری،1386> مراجعه نمایید.)

۲- ادونتیست ها از شاخه های پروتستان هستند که مراسم مذهبی شان در روز شنبه برگزار می شود.

به قول خودشان اهل شریعت هستند و طبق آن گوشت خوک و مشروب نمی خورند.

کلا پروتستان ها نسبت به سخت گیری کاتولیک ها معترض بوده اند و شاخه ای از آن ها در سال 1864 در انگلستان گروه ادونتیست ها را تشکیل می دهند.این آیین در سال 1906 در کوبا توسط یک زوج پرستار آمریکایی رواج پیدا می کند که در کلینیک خودشان مردم را دعوت می کرده اند.

اعتقادشان این است :( برخلاف باور خیلی از مسیحیان) هر کس به خدا اعتقاد داشته باشد رستگار می شود نه هر کس مسیحی باشد.

در مورد کتاب مقدس اعتقاد دارند که بعضی احکام شریعت در آن تغییر کرده(تحریف شده) ولی این گروه به کتاب مقدسی که توسط مسلمانان در شمال آفریقا حفظ شده دسترسی یافته اند و به آن عمل می کنند.

در حدود 13 میلیون ادونتیست در جهان هستند که 10 درصد آن ها در کوبا زندگی می کنند.

مدرسه ای در هاوانا دارند که خوابگاه و امکانات رایگان دارد و ما هم روز شنبه از آن بازدید کردیم و خاویربرایمان توضیح داد.(به همراه رئیس و معاون)

      

بعد از انقلاب کمونیستی مدرسه شان تعطیل می شود ولی بعد از فروپاشی شوروی و آزادی هایی که دولت برای  مذاهب قائل می شود در سال 1998 دوباره  راه اندازی می شود.

حدود 20 کلیسا در هاوانا دارند و رئیسشان فردی نروژی است که در مریلند آمریکا زندگی می کند و هر 4 سال یکبار انتخابات دارند.

۳- تلویزیون کوبا خیلی اخبار فلسطین را پوشش می دهد و همچنین شبکه های خارجی مخصوصا سی ان ان (انگلیسی و اسپانیایی) با برنامه کریسمس در خاورمیانه جنایات اسرائیلی ها در غزه را نشان می دهند و این برای ما جالب هست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/23ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

روز شنبه به کلیسای ادونتیستها در هاوانا رفتیم.

            

این گروه از مسیحیان معتدلی هستند که معتقدند انجیل واقعی نزد آن هاست و نفر سمت چپ هم یکی از کشیش ها بود که برای ما توضیح می داد.

   تشکیل کلاس های آموزشی برای گروه های مختلف در طول برگزاری مراسم و همراهی جوانان در برگزاری مراسم هم فکر خوبی بود.

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20ساعت 1  توسط علیرضا تنهایی  | 

روز جمعه روز خوبی برای مدرسه کوچک ما بود.

 

      

همه افراد مدرسه همراه حاج آقا رضایی.

خیلی از چیزها هست که آدمی ممکن است در مواقع خاصی اهمیت آن را درک کند.

مثلا عزاداری امام حسین در دیار غربت با افراد اندک و با حضور فردی که نگاه و دید خوبی نسبت به پدیده های مختلف دارد.

انشاالله گزارش این روزها اگر عمری بود در پست های بعدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

صنعت گردشگری کوبا در سال 2005 به بیش از 2300000 نفر بازدید کننده رسید(با 8% رشد). در طول 12 ماه از سال ، بخش توریسم  در کوبا فعال هست.

مهم ترین قطب های این شاخه در جزیره عبارت اند از : شهر هاوانا ، بارادرو ، کایو کوکو ، هولگین ، سانتا لوسیا ، کایولار جنوبی و سانتیاگو دکوبا

سهم توریسم در تراز بازرگانی کوبا 41% می باشد.(آمار سال 2005)

و اما دلیل توضیحات بالا این بود که ما یک شنبه 8 دی ماه  به  بارادرو رفتیم. شهری بسیار زیبا و دیدنی در فاصله 140 کیلومتری شرق هاوانا.

بارادرو به صورت یک باریکه خشکی در داخل دریا پیش رفته (یک نوار تقریبا باریک) که از دو طرف هتل و پلاژ دارد. مهم اینکه ساخت بناها اصلا در دید دریا و ساحل مشکل ایجاد نمی کند.

                   

از برگشت هم به یک خانه روستایی در کناره جاده رفتیم و با افراد خانواده و زندگی آنها از نزدیک آشنا شدیم. وقتی فهمیدند از ایران هستیم (اول طبق معمول با عراق اشتباه گرفتند) با خوشحالی گفتند :

Iran-amigo de Cuba ایران دوست کوبا

                   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

مراسم شب یلدا در محل اقامتگاه سفیر ایران در هاوانا برگزار شد. شب سرد و طولانی یلدا ی ایرانی درکوبا در زیر آلاچیق و پنکه سقفی و دمای 28 درجه سانتی گراد. شب خوبی بود.مخصوصاً فال های حافظ که آقای مختاری  خیلی خوب برای همه افراد حاضر خواندند.

       

یک اسلاید در باره تاریخچه و رسومات ایرانیان هم تهیه کرده بودیم که وسایل آماده نشد و چند کلمه ای شفاهی صحبت کردیم.

شب یلدا در کوبا مصادف صبح اول دی ماه در ایران هست.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  |