تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی
با کلیک روی لینک زیر می توانید گزارش جلسه مجمع عمومی گروه ها را مطالعه فرمایید.

گزارش گروه(وبلاگ گروه ریاضی راهنمایی استان)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

به نقل از روزنامه اعتماد در ادامه مطلب می تونید مقاله ای رو در باره ی مشکلات پیش روی وزیر جدید بخونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/08/20ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

مطلب جالبی را در وبلاگ یکی از همکاران محترم (مکزیکوسیتی )مطالعه کردم شما را نیز به مطالعه آن دعوت می کنم . به این امید که این روش را سر لوحه  گفتار و کردارمان قرار دهیم تا جامعه ای پر از نشاط ، دوستی و برادری در کشور ایران داشته باشیم. 

 در زمانهای دور دو برادر در کنار هم برسر زمینی که از پدرشان به ارث برده بودند کار می کردند و در نزدیک هم خانه هایی برای خودشان ساخته بودند ، و به خوبی روزگار می گذراندند. بر حسب اتفاق روزی بر سر مسئله ای باهم به اختلاف رسیدند. برادر کوچکتر ما بین زمین ها و خانه هایشان کانال بزرگی حفر کرد و داخل آن آب انداخت تا هیچ گونه ارتباطی با هم نداشته باشند . برادر بزرگتر هم ناراحت شد و از نجاری خواست تا با نصب پرچین های بلند کاری کند تا برادرش را نبیند ، و خودش عازم شهر شد ، هنگام عصر که برگشت با تعجب دید که نجار بجای ساخت دیوار چوبی بلند یک پل بزرگ ساخته است . برادر کوچکتر که از صبح شاهد این صحنه بود پیش خود اندیشید حتما" برادرش برای آشتی دستور ساخت پل را داده است و بی صبرانه منتظر بازگشت او بود . با بازگشت او رفت و برادر بزرگ را در آغوش گرفت و از او معذرت خواهی کرد ........ دو برادر از نجار خواستند چند روزی مهمان آنها باشد اما او گفت پلهای زیادی هستند که او باید بسازد ، و رفت .

برای مطالعه ادامه مطالب اینجا کلیک کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 17  توسط علیرضا تنهایی  | 

هفته گذشته فرصتی پیش آمد تا به مشهد برویم. هم زیارت و هم بازدید از نمایشگاه کتاب.

فرصت کمی بود ولی هردو کار خوب بود.

غرفه نرم افزار و کتاب نوجوان را بیشتر گشتیم. کار جالب یک انتشاراتی مشهدی تولید نرم افزار داستان های قرآن و شاهنمامه فردوسی خیلی جالب بود. بالاخره یکی هم دیدیم که به فکر شاهکار سخن فارسی هم هست!

به دو زبان انگلیسی و فارسی طراحی شده بود.

سالن عمومی پر بود از انتشاراتی های مذهبی و نام های مذهبی. معلوم نیست محتوا هم دارند یا فقط به فکر استفاده از سوبسید دولتی هستند.

امروز هم که تولد امام هشتم هست و ما افسوس می خوریم که کاش می شد این هفته هم می رفتیم.

از برگشت هم یک هفته ای هست که در گیر آنفلوانزا هستیم. البته تمام مدارس اینجا  درگیرند.

اردیبهشت گذشته و شروع بیماری در مکزیک، که همراه بود با حضورمان در نزدیکی مرکز آن ، باعث شده بود همه نگران  باشند و مرتب بهمان پیام دهند، مواظب باشید، ولی الان خودمان انگار در مرکز بیماری هستیم.

      تولد امام رضا (ع) هم مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

چهار شنبه ۱۵ مهر سومین جلسه گروه های آموزشی استان تشکیل شد. در ابتدا آقای نبوی کارشناس مسئول گروه ها در باره طرح های گروه ها صحبت کردند و به معرفی کارشناس تکنولوژی جناب آقای رضایی پرداختند. و مهم این که ایشان واقعا کارشناس تکنولوژی هستند و از عملکرد ایشان هم این مهم معلوم بود.

در ادامه تستی در باره خودشناسی برگزار کردند به مدت ۲۰ دقیقه که خیلی جالب بود و باید در یک پست جداگانه به آن پرداخت 

 

در ادامه از من خواسته بودند در مورد کشور کوبا و همچنین وضعیت آموزش در این کشور گزارشی ارائه دهم که این هفته این کار رو انجام دادم. اگر چه اطلاعات من کافی نبود ولی خودشان خواسته بودند!!...

بقیه رو در ادامه مطالعه فرمایید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/17ساعت 12  توسط علیرضا تنهایی  | 

۱۳ مهر روز جهانی معلم بود. من هم که برای انجام کارهای اداری تهران بودم صبح دوشنبه  با خواندن روزنامه اعتماد از اون باخبر شدم. ضمن تبریک به همه فرهنگیان در ادامه مطلب می تونید مقاله ای در این باره رو به نقل از این روزنامه  بخونید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 7  توسط علیرضا تنهایی  | 

چهارشنبه هفته گذشته اول مهر، به گروه های آموزشی سازمان رفتم. 6ساعت در هفته از 24 ساعت موظفی.

در ابتدا گزارشی از عملکرد سال گذشته گروه های آموزشی سازمان بیان شد. و اینکه جزو 5 گروه برتر آموزشی کشور هستیم. و در طراحی پیک سال گذشته هم برتر بوده ایم.

چهار کمیسیون داریم که هر نفر باید حداقل عضو یکی از آن ها باشد. 1-  یاددهی ، یادگیری 2- ارزشیابی         3- فناوری  4 – آیین نامه ها و ...

بعد هم 14 عضو گروه از درس های مختلف به بیان نظرات و پیشنهادات خود پرداختند.

من هم گفتم که اول بهتر است گروه ها دارای اعتبار بوده و مورد پذیرش معلمین قرار بگیرند و این طور نباشد که برای پر کردن وقت و ... یک روز در هفته دور هم جمع شویم.

همچنین می توان از معلمین و دانش آموزان خواست که به ارتباطات درونی هر ماده درسی و ارتباطات بیرونی مواد درسی پرداخته و از تجربیات خود، دیگران را هم از طریق گروه ها مطلع نمایند.

فردا 8 مهر هم دومین جلسه برگزار می شود.

راستی شروع سال تحصیلی جدید هم بر همه مبارک باد. البته با تاخیر!

عکس از آرشیو عکسهای گل و گیاه کوبا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/07ساعت 16  توسط علیرضا تنهایی  | 

1- ماه رمضان امسال هم در خراسان جنوبی ، پنجمین نمایشگاه کتاب و نرم افزارهای قرآنی برگزار شد. ما هم یکی از شب ها به آن سری زدیم.

نکته جالب تخفیف ویژه نمایشگاه بود. تابلویی در قسمت ورودی نصب شده بود با این مضمون: 20 درصد تخفیف فروشندگان . 20 درصد تخفیف بن کتاب. جمعا 40 درصد

می خواستم برای برگزار کننده توضیح دهم که دو تخفیف 20 درصدی 40 درصد نمی شود. می شود 36 درصد!!

2- هفته گذشته برای انجام کارهای اداری به تهران رفته بودم. سری از انتشارات مدرسه زدم.برای تهیه کتب کمک درسی. کتاب ریاضی 2 دبیرستان را برای خانمم خریدم . با فروشنده در مورد کتاب های درسی و کمک درسی صحبتی داشتیم. می گفت خیلی از دبیران نسبت به نگارش جدید کتب ریاضی معترضند! توضیحی نداشتم قانع کننده، ولی به او گفتم ما در برابر هر چیز جدید آنقدر مقاومت می کنیم تا قدیمی شود بعد می شود خوب و قابل استفاده. چه آن چیز وسیله ای مانند پنکه و دوش حمام و ویدئو و ماهواره و... باشد ، چه روشی جدید در آموزش.

3- نمی دانم جریان آقای خسرو داودی رئیس قبلی گروه ریاضی دفتر تالیف کتب درسی چه هست یا بوده که حتی در کتب درسی ریاضی راهنمایی چاپ جدید اسم ایشان و گروه بازنگری از اول کتاب حذف شده. اگر کسی در این زمینه اطلاعی دارد ،ما را هم بی خبر نگذارد.!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/06/26ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

صبح شنبه با پرواز تابان ایر از مشهد به نجف رفتیم. هواپیمای توپولف که نامش برای ما ایرانیان تداعی گر سقوط هست. داخلش شبیه اتوبوس های شهاب . وقتی از مهماندار پرسیدم آیا ایرلاینی در جهان هست که وضعیت داخل هواپیمایش این جوری باشد خندید و گفت: تازه با همین به دبی هم می رویم!

کاروان ما 40 نفر بودیم.به همراه 3 کاروان 40 نفره دیگر که همگی از استان خراسان جنوبی بودند.

من و خانمم و پدر و مادر خانمم نیز یک گروه چهار نفره بودیم.

سرزمین عراق برایم خیلی آشنا بود.داستان گیل گمش قدیمی ترین حکایت مکتوب بشر بر لوحه های گلی در شهر بابل عراق ، تمدن سومر قدیمی ترین تمدن بشری ، شهر کوفه و دوره حکومت امام علی (ع) با جنگهای سه گانه، و بالاخره کربلا و حماسه انسانی امام حسین (ع) و یارانشان و در نهایت جنگ 8 ساله ایران و عراق ، عراق و کویت و آمریکا و عراق.

ساعت 6 عصر اولین زیارت ما بود از حرم امام علی (ع). از درب باب القبله.

آن چنان غرق در گنبد طلا و عظمت لوستر ها می شوید که یادتان می رود انسانی که اینجا آرمیده مظهر ساده زیستی واقعی بوده! البته برای ما ایرانی ها که حرم و بارگاه امام رضا را دیده ایم افسوس می خوریم که امام علی از این لحاظ هم مظلوم واقع شده اند!(این گفته یکی از همراهان بود که با بغض هم می گفت)

اگر من طراح حرم امامان شیعه بودم اتاقی ساده می ساختم بدون تزئینات و کوچک و مربع هایی سرپوشیده به دور آن و قابل گسترش تا بی نهایت.مکانی آرامش بخش و بدون تکلف.سایه بانی خنک برای جسم و روح.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/05/21ساعت 8  توسط علیرضا تنهایی  | 

شنبه دهم مرداد عازم سرزمین <میان دو رود >هستیم .به قصد زیارت و سفر به عتبات عالیات.

از همه دوستان طلب بخشایش داریم و التماس دعا.

با تشکر از وبلاگ شایان

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/09ساعت 0  توسط علیرضا تنهایی  | 

در قسمت سمت چپ پایین زبانه ای قرار داده شده تا با وارد کردن زبان مورد نظر وبلاگ را به حدود ۴۰ زبان ترجمه کنید. البته نرم افزار نسخه الفا هست و دارای مشکلاتی.

برای دوستان کوبایی و من که نمی توانستیم ارتباط کامل داشته باشیم فرصت مناسبی هست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/04/18ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز ۴ شنبه دومین هفته هست که از کوبا به ایران آمده ایم و درگیر دید و بازدید و ... و فرصت نوشتن مطلب نیست ولی مطالب زیادی هست که باید از روی فرصت نوشت. از این بابت از دوستانی که مرتب به ما سر می زنند و از ما خبری نیست عذرخواهم.

اما در ایران هنوز بحث های انتخاباتی داغ هست و در حاشیه دید و بازدیدهای خانوادگی و همکاران خیلی سریع صحبت ها به جنجال کشیده می شود و ...

تحمل همه کم هست و یادشان می رود که برای چه دور هم جمع شده ایم!

امیدوارم که جامعه ما این دوره گذار را با کمترین هزینه و بیشترین منافع پشت سر بگذارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/04/17ساعت 11  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روزها که به پایان سال تحصیلی نزدیک می شویم مدرسه ما هم حال و هوای خاصی دارد. محمد دو هفته هست که برای امتحان نهایی به ایران برگشته و زهرا و امین هم که اکثر کتابهایشان تمام شده دارند دوره می کنند به جز ریاضی شان که هنوز تمام نکرده ایم.  تدریس ریاضی اول ابتدایی واقعا هنر و حوصله می خواهد.(که من ندارم!)

             

عکس مربوط به صبحگاه مدرسه موقعی که هنوز پیش دبستانی ها هم می آمدند. غائبین هم از روی عکس معلوم اند!

کیمیا و ناعمه و مطهره هم که دارند طبق برنامه ای که خودشان طراحی کرده اند تا ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در مدرسه می مانند و کتابها را دوره می کنند و امتحان می دهند و خودشان هم تصحیح می کنند. البته من هم نظارت دارم!

اما نکاتی برای همکارانی که سایت و وبلاگ دارند و نمونه سوال در آن قرار می دهند:(  امسال برای من که کسی در دسترسم نیست و باید از رشته ها و پایه های مختلف سوال تهیه کرده و تصحیح کنم ، مهم ترین منبع اینترنت ، وبلاگ ها و سایت های معلمین هست لذا بر اساس مشکلاتی که  پیش آمده این نکات را لازم می بینم یادآوری کنم)

1-      اینکه در سربرگ مشخص کنیم که از صفحه ... تا ... کتاب درسی

2-      حتما پاسخ نامه را نیز در وبلاگ قرار دهیم. قبلا من فکر می کردم این کار به ضرر دانش آموز هست .

3-      و مهم تر اینکه همکاران به صورت جدی تر به مسئله ی تبادل تجربه و ارتباطات از طریق اینترنت بپردازند. بارها شده که من مثلا برای آزمون بین ترم شیمی 1 از سوال همکاری که در گناباد سه روز پیش امتحان گرفته استفاده کرده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز سعی می کنم تفألی به دیوان حافظ بزنم (البته با نرم افزاری که روی سیستم هست):

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش     واز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع   سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

بقیه اش رو خودتون می تونید بخونید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز چهارشنبه  اجلاس شروع می شود و آقای متکی هم دیشب به هاوانا آمدند. جلسه ای هم همان دیشب با خانواده های ایرانیان داشتند.البته معاونین ایشان ازجمله دکتر حسینی سخنگوی سابق وزارت خارجه از  شنبه  در کوبا هستند.

دوره ریاست چهارساله کوبا به پایان می رسد و معلوم نیست رئیس بعدی چه کشوری هست که تعیین خواهد شد. البته من نمی دانم که بالاخره این کشورها به چه کسی یا جایی تعهد ندارند که باید از مطلعین بپرسم!!

از دیگر خبرهای کوبا بی خبری از آنفلوانزای خوکی هست. فعلا دولت خبر می دهد که در کوبا موردی یافت نشده است. ولی فاصله کوبا تا مکزیک کم هست و ارتباط هم زیاد. و اینها هم درگیر برگزار اجلاس.

 باید بدانید که در کوبا هر روز یک روزنامه چهاربرگی چاپ می شود به نام< گرانما> که ارگان حزب کمونیست هست و پنج کانال تلویزیونی که در اختیار دولتند و سایت و وبلاگ و این خبرها هم نیست.

ولی نباید از حق گذشت که در آمریکای لاتین رتبه بهداشت عمومی و آموزش کشور کوبا از همه بالاتر است.

در مورد ویروس اچ آی وی (HIV ) که در اسپانیایی< ویا اً چٍ >می گویند هم، اول کار اعلام نمی کرده اند ولی وقتی می پذیرند که در کوبا هم پیدا شده، به سرعت و به خوبی کارهای مختلفی انجام داده اند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

۲۹ فروردین سال ۱۳۸۷ روزی سخت و باورنکردنی بود. اگر چه ۲۲ فروردین را نمی توانم از یاد ببرم.

در طول یک هفته بیم و امید را با هم داشتیم. تا اینکه صبح ۲۹ امیدمان را از دست دادیم.

صحبت از دست دادن  برادرخانمم < محمد رضا علیزاده > هست که اکنون اولین سالگرد درگذشت باورنکردنی او بر اثر یک سانحه تصادف است. او که معلمی توانا بود.فرزندی شایسته و دوستی لایق

      

حال که در این غربت هستم از راه دور به خانواده خاننم و دوستان و آشنایان   اولین سالگرد درگذشت او را تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/28ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

آذرماه امسال وبلاگمان دوساله شد. به همین مناسبت از همه کسانی که از این طریق به ما سر می زنند تشکر می کنیم و امیدواریم ارتباط مان قطع نشود.
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/15ساعت 23  توسط علیرضا تنهایی  | 

اول تا دهم آبان دهه ی ریاضی رو به

 همه ی دوستداران ریاضی تبریک می گیم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/08/08ساعت 5  توسط صدیقه علی زاده  | 

  این عکس رو یک دوست برام ایمیل کرده است.

در این روزا که وقتی برای به روز کردن ندارم این عکس رو جهت خالی نبودن عریضه در وبلاگ گذاشتم.

MIADGAH IS THE BEST

+ نوشته شده در  شنبه 1387/06/16ساعت 15  توسط صدیقه علی زاده  | 

در قسمت پیوندهای روزانه روی لینک  فیزیک سرا  کلیک  کنید تا شما هم مثل من از کارهای خوب همکارمان جناب زمینی دیدن کنید.

برای من که واقعا جالب بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/06/13ساعت 12  توسط علیرضا تنهایی  | 

                                      با تشکر از محبت دوستان(سایت خراشاد) 
 
 "آرتور اشی" قهرمان افسانه‌ای تنیس ویمبلدون به خاطر خونِ آلوده‌ای که در جریان یک عمل جراحی در سال 1983 دریافت کرد، به بیماری ایدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه‌هایی از طرفدارانش دریافت کرد. یکی از طرفدارانش نوشته بود: چرا خدا تو را برای چنین بیماری انتخاب کرد او در جواب گفت:
  در دنیا، 50 میلیون کودک بازی تنیس را آغاز می کنند. 5 میلیون نفر یاد می گیرند که چگونه تنیس بازی کنند. 500 هزار نفر تنیس را در سطح حرفه ای یاد می گیرند. 50 هزار نفر پا به مسابقات می گذارند. 5 هزار نفر سرشناس می شوند. 50 نفر به مسابقات ویمبلدون راه پیدا می کنند، چهار نفر به نیمه نهایی می‌رسند و دو نفر به فینال... و آن هنگام که جام قهرمانی را روی دستانم گرفته بودم، هرگز نگفتم خدایا چرا من؟ و امرز هم که از این بیماری رنج می کشم، نیز نمی گویم خدایا چرا من؟
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/15ساعت 12  توسط علیرضا تنهایی  | 

دومین کنفرانس آموزش ریاضی سال 1376 در کرمانشاه برگزار شد و من هم برای اولین بار در آن شرکت کردم.

فرصت مناسبی بود مخصوصا آشنایی و از نزدیک دیدن افرادی مانند علامه جعفری و دکتر شکوهی اولین وزیر آموزش و پرورش و ...

سخنران خارجی کنفرانس پروفسور رامبرگ از استرالیا بود و موضوع مقاله اش ریاضیات قومی.

از همان سال ها این موضوع مورد توجهم در تدریس بوده است.

این مقدمه را گفتم برای این که دیروز داستان <کتاب فروش کابل> را می خواندم نوشته خانم آسنِ سیِ شتاد با ترجمه زهره خلیلی نشر قطره . موضوع کتاب داستان زندگی یک کتاب فروش در کابل است و نویسنده مدتی با خانواده کتاب فروش زندگی کرده و داستان زندگی آن ها را نوشته است.

در قسمتی از رمان بحث کتاب های درسی دوره طالبان می شود و تلاش آن ها که از همه چیز برای آموزش ایدئولوژی خود بهره می گرفتند.



ریاضیات قومی و مذهبی را می توانید ببینید:

"در کتاب های ریاضی نیز موضوع محوری جنگ بود.

پسرهای دبستانی – در دوره طالبان فقط پسرها به مدرسه می رفتند و کتاب های درسی فقط برای پسران نوشته می شد- با سیب و کیک حساب یاد نمی گرفتند بلکه با گلوله و کلاشینکف حساب آموزش داده می شد. مثلا :

< عمر کوچولو یک کلاشینکف دارد و سه تا خشاب. در هر خشاب بیست گلوله هست. عمر دو سوم گلوله هایش را مصرف می کند و شصت کافر را می کشد. حساب کنید با هر گلوله چند کافر کشته شده است؟ >"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/06ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

امام محمد باقر(ع) مي فرمايد؛ «در قلب انسان به همان ميزان که کبر وارد مي شود، عقل خارج مي شود و در حقيقت بين اين دو پيوندي نيست بلکه متضاد است». پس با توجه به اين امر،

انسان متکبر، انسان عاقلي نيست.

گزاره :هر کس کبر دارد   عقل ندارد.

عکس نقیض گزاره ی بالا: هر کس عقل دارد  کبر ندارد.

اما آیا گزاره های زیر هم می توانند همیشه درست باشند؟

۱-هر کس کبر ندارد پس عقل دارد.

۲- ...

متن حدیث بالا را در روزنامه های هفته پیش خواندم و دیدم که چقدر راحت استدلال می کنند آن هم منطقی!

یاد درس منطقی افتادم که در دبیرستان(دوره ما) و دانشگاه خوانده بودم و p و q و گزاره های درست و نادرست و ...


ضمن عذر خواهی از دوستانی که در هفته های گذشته سری به ما زدند و از ما خبری نبود!

درگیر بودیم و هنوز هم هستیم . 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/22ساعت 5  توسط علیرضا تنهایی  | 

در یک رمان  خواندم(  اسمش الان یادم نیست):

از میان بوهای دنیا دو بو قابل وصف نیست

بوی نان تازه     و     بوی مادر

ومن در زیر آن یادداشت کردم که تو حتما بوی نان تازه ای که مادرت پخته باشد را حس نکرده ای.

باتبریک روز زن و مادر به همه ی زنان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/04ساعت 8  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز روز جهانی محیط زیسته. به همه ی دوست داران محیط زیست و تلاشگران این عرصه تبریک می گم .

                

امیدوارم این روز رو به عنوان نماد در نظر بگیریم و همه ی روزها به فکرحفظ و نگهداری محیط زیست باشیم ؛ بدون اینکه منتظر بمونیم کسی و مسئولی بیاد و ما رو امر به این کار بکنه.

 البته می دونیم مثل خیلی از کارهای دیگه در این زمینه  نیاز به فرهنگ سازی داریم.

به طور جدی ابتدا از خونواده ها و سپس از مدارس باید شروع به آموزش غیر مستقیم کنیم چون اگر دیر بجنبیم جبران اون بسیار سخت خواهد بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 14  توسط صدیقه علی زاده  | 

ضمن عذر خواهی از همکاران گروه ریاضی راهنمایی شهرستان بیرجند به دلیل وقفه ی ایجاد شده در برگزاری دوره ی ضمن خدمت بررسی کتاب سوم   طبق برنامه ی ارسال شده به مدارس  شروع مجدد به قرار زیر می باشد:

دوشنبه ۶/۳/۸۷   خواهران   هنرستان رسالت  ساعت ۴ بعد از ظهر

سه شنبه ۷/۳/۸۷    برادران  هنرستان رسالت ساعت ۴ بعد از ظهر

لازم می دانم مجددا از کلیه دوستانی که در این مدت با ما همراهی نمودند تشکر و قدردانی نمایم.

علیرضا تنهایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/02/26ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

و باز هم در ادامه پستی که قولش را داده بودم:

 

هنگامی که دست روزگار سنگین و شب بی آواز است، زمان عشق ورزیدن و اعتماد است. و چه سبک است دست روزگار، و چه پر آواز است شب، هنگامی که آدمی عشق می ورزد و به همگان اعتماد دارد.   صفحه ۴۶

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 6  توسط صدیقه علی زاده  | 

دیروز به نام معلم نامگذاری شده بود. روز کاری من نیز بود درابتدای ورود به هر کلاس بچه ها ابراز احساسات می کردند و تبریک و ...

و سپس من هم به این بهانه برایشان کمی صحبت می کردم.

دو ساعت آخر درمدرسه "عبدالعلی بیرجندی" درس داشتم. فضای جالبی در مدرسه ایجاد کرده بودند. با کلاس 103 درس داشتم. وارد کلاس که شدم جا خوردم؛ بچه ها سنگ تمام گذاشته بودند. یکی از دانش آموزان به نیابت تبریک گفت و من هم همان صحبت هایی که در دو کلاس قبلی ام کرده بودم را برای آنها تکرار کردم. سپس یکی از دانش آموزان مطلب جالبی خواند و بعد از او یکی یگر از بچه ها یک شعرخوب با ریتم و آهنگ بسیار زیبا خواند. سپس شربت  و شیرینی که آماده کرده بودن را تعارف کردند . در آخر تشکر زیادی از آنها کردم و گفتم عمل شما یک نوع بسیار زیبا از تشکر بود. و بنده ای که می تواند از انسانی تشکر کند مطمئنا می تواند شکر خدا را نیز به جا آورد. و اما خلاصه صحبت های من :

من هم شاید بر خلاف عرف باید به شما تبریک بگویم این روز و همه ی روزها را. همانطور که امروز به طور نمادین روز معلم نامگذاری شده است من هم شاید معلمی نمادین باشم. تجربیاتی که سر کلاستان کسب کرده ام از برکت وجود یک یک شما بوده پس به نوعی شما نیز معلمم بوده اید. شما و من به جز معلمینی که پا به کلاس می گذارند ، به مصداق سخن معروف مولا علی ،معلمین زیاد دیگری داشته ایم و داریم که شاید برایمان ناشناخته باقی مانده اند. در رأس آنها پدر و مادرو سپس ... به عنوان مثال در اتوبوس کنار فردی می نشینیم که اسم و رسم او را نمی دانیم ولی نوع نگاه او ،نوع لباس پوشیدنش ، طرز برخوردش و ... به گونه ای ست که ما را تحت تأثیر قرار می دهد حال یا تأثیر مثبت و یا تأثیر منفی . پس او هم دیگر معلممان شده است؛ معلمی ناشناخته. سپس به طور تکراری مختصرا در مورد تعدادی از بزرگ معلمان تاریخ بشریت صحبت کردم و به آن ها گفتم که امیدوارم آنچنان خودمان را تمرین دهیم که یادمان باشد هر روز، روز معلم است و ما هم در حال یادگیری. و...

 

 

عصر روز پنج شنبه هم به سر خاک برادرم رفتیم . احساس عجیبی داشتم.  سالهایی که رضا مدیر مدرسه بود مرا به بازار می برد و می گفت چون اغلب همکارانم خانم هستند تو کادو انتخاب کن . ولی باید اعتراف کنم سلیقه اش خیلی از من بهتر بود. ... سال گذشته که خود تدریس می کرد بچه ها با نامه هایی که برایش نوشته بودند غوغا کردند و امسال روز معلم جسمش بین ما نبود .نمی دانم شاگردانش چه کردند. ولی من انگار معلمی را از دست داده ام که می توانستم خیلی بیشتر از وجودش استفاده کنم. با روحش عهدی بستم و .....

 

  روح همه ی معلمین از دست رفته شاد و غریق رحمت الهی باد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/02/13ساعت 6  توسط صدیقه علی زاده  | 

در ادامه پستی که قولش رو داده بودم:

دیشب به خود گفتم: ذهن طبیعی گیاه در میانه ی زمستان به یاد تابستان گذشته نیست بلکه متوجه بهاری است که از راه می رسد. حافظه ی طبیعی گیاه روزهایی را که گذشته اند به یاد نمی آورد، بلکه از روزهایی که در پیش اند خبر می دهد. اگر گیاه از آمدن بهار اطمینان دارد، و با رسیدن آن خود از درون خویشتن سربلند می کند، پس چرا من، که گیاهی انسانی هستم، از آمدن بهار مطمئن نباشم، که با سر رسیدن آن خود را به ثمر رسانم؟      

...، شاید بهار، در این زندگانی نیست. این زندگانی شاید چیزی جز زمستان نیست.     صفحه ۱۰۰

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/11ساعت 16  توسط صدیقه علی زاده  | 

در ادامه چند پست قبل (یاد رضا) که قول داده بودم ،گزینه نامه ی زیر را  به نظرم جالب آمد ،شما نیز بخوانید:

 

فکر خدا نزد هر انسانی متفاوت است و هیچ کس هرگز نمی تواند آیین خود را بر دیگری تحمیل کند.       

            صفحه ۲۴

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 19  توسط صدیقه علی زاده  | 

ساعت پنج ونیم عصر است و همه ی اهل خانه به سر مزار برادرم رفته اند و من چون صبح رفتم ماندم تا کمی خلوت کنم. ...

 

 فکر می کنم در این تنهایی سخنم به درازا کشد.؛ پس بقیه را بهتر است در ادامه مطلب بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 19  توسط صدیقه علی زاده  | 

الان از کلاس اول دبیرستان بنت الهدی تعطیل شدم.

حل معادله ی درجه ی دوم را به روش کلی به آنها درس دادم و تقریبا اواخر کلاس بود که نمونه سوال به دانش آموزان دادم حل کنند و یکی یکی پای تخته حل می کردیم. ضمن اینکه بچه ها حل می کردند من راه می رفتم و به آنها سرکشی نیز می کردم. به دیوار ته کلاس دو برگه  A4چسبانده بودند که نظر مرا جلب کرد. چون خیلی ریز نوشته بود باز کردم و خواندم، بعد از حل تمرین آن را برای بچه ها نیز خواندم . یکی از آنها گفت از اول سال آنجا بوده است از کتاب دینی ما هم هست  ولی چطور شما الان متوجه آن شدید؟ و ما هم بیشتر الان آن را فهمیدیم؟ گفتم نشانه های زیادی اطرافمان  است که گاهی دقت انسان به آن ها بیشتر می شود. به این امید که بیشتر به زیباییهای اطرافمان دقت کنیم و در جهت نزدیکتر شدن به کمال از آنها استفاده نماییم.

و اما آن نوشته :

گام نخست:  با نگاهی ژرف به زندگی، می کوشم هدف های خود را بهتر بشناسم و معرفت خود را به خدا افزایش دهم، خدایی که تقرب به او نهایت مقصود است. برای این شناخت هم از خودش یاری می جویم و هم به زندگی کسانی نظر می کنم که او را به خوبی شناختند و در جوار آن محبوب یگانه و معبود حقیقی به سرور و سربلندی جاوید رسیدند، یعنی رسول خدا و اهل بیت پاک آن حضرت که سلام و درود خدا بر همه ی آنان باد.

خدایا سعی خواهم کرد در ترنم عاشقانه ی همه روزه ام این عبارت ملکوتی را با همه ی وجود ادا کنم که: «ایاک نعبد و ایاک نستعین»

 

گام دوم:  می کوشم ایمان و دلبستگی خود را به خدای مهربان که مقصد و مقصود من است ، به راه کمال و سعادت جاودان، و به راهنمایان و اسوه های بزرگ انسانی روز به روز تقویت کنم.

خدایا قلبم را منزلگاه خود قرار ده و جانم را به محبتت آمیخته نما.

 

( این نوشته تقدیم به همه ی معلمینم و شاگردان و در آخر به روح بلند برادرم با اینکه سنش از من کمتر بود ،خیلی چیزها از او فرا گرفتم و به نوعی معلمم بود.)

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/02/10ساعت 12  توسط صدیقه علی زاده  | 

روز 29 فروردین برادرم درکمال ناباوری همگی ما با این دنیا وداع کرد.یک هفته در بیهوشی به سر برد.از روز اول این حادثه تا به امروز در من روحیات مختلف و غیر قابل بیان  ( و شاید باورنکردنی برای بسیاری از اطرافیانم ) ایجاد شده است....

 

                      کنفرانس آموزش ریاضی زاهدان- رضا در حال ارائه پوستر و من در کنار او

ساعت شش ونیم بعدازظهر دوشنبه نهم اردیبهشت است. پدر ، مادر و بقیه ی اعضای خانواده به سر خاک رضا رفته اند و من به اصرار خودم بر خلاف عقیده ی بعضی با آن ها نرفتم. و مشغول خواندن کتابی شدم که دیروز به طور تصادفی پشت ماشین آقای رضا کاظمی <<یکی از صمیمی ترین دوستان رضا >> دیدم .

 

معرفی کتاب : دلواپس شادمانی تو هستم – گزینه نامه های عاشقانه ی جبران خلیل جبران و ماری هاسکل – ترجمه ی مجید روشنگر

 

 مترجم در ابتدای کتاب به معرفی جبران پرداخته و بعد از آن گزینه ی نامه ها را آورده است و در آخر کتاب نیز در چهار صفحه مطلبی تحت عنوان «خاموشی خلیل جبران» را قرار داده است.

تصمیم گرفتم با اجازه ی ناشر، چند تا از صفحات این کتاب را که در این لحظات تنهایی برای خودم یادداشت کردم را به ترتیب در وبلاگ با عنوان خود کتاب  قرار دهم. «مطلب هر صفحه تقریبا کوتاه است.» پیشنهاد می کنم دوست داران کتاب را تهیه کنند. تقدیم می کنم به همه ی دوستان و آزاد مردان و آزاد زنان و به روح بلند برادر بزرگوارم.

 

و اما اولین :

 

انسان می تواند بی آنکه انسانی بزرگ باشد، انسانی آزاده باشد. اما هیچ انسانی نمی تواند، بی آنکه آزاد باشد، انسان بزرگی باشد.        صفحه ی 20

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 20  توسط صدیقه علی زاده  | 

نفس نکشیدن آزاد کردن نفس از جزر و مد بیقرار است چنان که بالا برود و بگسترد و بی هیچ مانعی خدا را بجوید. - جبران خلیل جبران

" تسلیت بر ما ... و تبریک بر او... "

           رفسنجان- در مراسم عروسی برادرم خلیل

با تشکر از همه ی دوستانی که در این مدت ابراز همدردی کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 6  توسط صدیقه علی زاده  | 

از همه دوستانی  که در این چند روز سخت با سرزدن و تلفن و ... با ما همراهی کردند تشکر می کنم و از همه واقعا التماس دعا دارم تا بلکه خداوند(اگر مصلحت می داند) او را به ما باز گرداند.

برای همسرم نیز آرزو دارم که بتواند در هر حالت به تقدیر تمکین کند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/27ساعت 6  توسط علیرضا تنهایی  | 

فرصت نکردم در بازی وبلاگی نوروز ۸۷ جناب آقای پهلوزاده شرکت کنم، واما در این جا لیست کتاب هایی که در سال گذشته مطالعه نمودم را می آورم.پیشنهاد می کنم شما نیز آنها را مطالعه نمایید:

۱- بادبادک باز (قبلاً در یک پست مجزا آن را معرفی کرده ام)

۲- مسیح باز مصلوب (نیکوس کازانتزاکیس)

3- یک عاشقانه آرام (نادر ابراهیمی)

4- سفر به ولایت عزرائیل (جلال آل احمد)

5- مردی در تبعید ابدی (نادر ابراهیمی)

6- آمده بودم با دخترم چای بخورم (شیوا ارسطویی)

۷- راه های مقابله با استرس (دایال هیلز - دکتر نریمان خباز)

۸- نوشتن با دوربین - رو در رو با ابراهیم گلستان (پرویز جاهد)

۹- کیمیاگر (پائلوکوئیلو)

۱۰- ناگفته ها (حسن نراقی)

۱۱- هدیه (... )

کتاب هایی را هم پیشاپیش در نظر گرفتم و بعضی از آن ها را تهیه کردم تا اگر به امید خدا فرصت کردم مطالعه نمایم. ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/21ساعت 19  توسط صدیقه علی زاده  | 

امروز بر خلاف همیشه سر یکی از کلاسهام یه چند دقیقه ای مونده به زنگ کارمون تموم شد و وقت اضافه نصیب مون شد!! .یکی از بچه ها که ظاهراً دوست دار طبیعته گفت باز هم در مورد طبیعت صحبت کنیم (ناگفته نمونه که قبلا در این مورد سر این کلاس بحث کرده بودیم.)من چون وقتمون کم بود فقط یه توصیه بهشون کردم:

" امسال که خشک سالیه بیاین هر نفرمون سرپرستی یک درخت رو به عهده بگیریم و با یک سطل کوچیک که تو خونه همه ی ما هست از آب وضومون (اون هم فقط یک دفعه در روز) نگذاریم این دخت تشنه بمونه.

سعی کنیم این مطلب رو به هر کی می شناسیم و در وجودش یه ذره علاقه به درخت و گل و گیاه و طبیعت می بینیم گوشزد کنیم.

حتماً لذت این کار رو خیلی زود خواهیم چشید."

                        

فرصت نبود که یه محاسبه ی سرانگشتی براشون بکنم که اگه هر فرد خودش رو موظف به این کار بکنه چه فایده ی زیادی حاصل می شه.

بعضی بچه ها استقبال کردن و بعضی هم طبق معمول توش حرفای زیاد آوردن...

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 19  توسط صدیقه علی زاده  | 

از روز شنبه 17/1/87 تا امروز سه شنبه 20/1/87 تعداد زیادی از معلمین بیرجندی در اعتراض به اینکه معوقه هایشان  از مدتها پیش پرداخت نشده بود به کلاس هایشان نرفتند، و در دفتر مدارس تحصن کردند.

 در این بین حرف و حدیث های زیادی رد و بدل می شد:

چرا مدام از رسانه ها اعلام می کردند مطالبات  معوقه ی معلمین تمام و کمال قبل از سال نو پرداخت خواهد شد ولی نشد؟

چرا حق الزحمه کلاس های جبرانی تابستان که پولش را از دانش آموزان جمع می کنند هنوز پرداخت نشده؟

چرا حق الزحمه ی امتحانات خرداد ماه ۸۶ هنوز پرداخت نشده است؟

چرا  و چرا  ؟؟؟....

و در آخر"هم اکنون شنیدم که قسمتی از مطالبات  از صبح امروز در حساب همکاران بوده است ... "

آیا این اعتراضات باعث شد که مسئولین یک شبه پول را پرداخت کنند؟

 آیا   ؟؟؟....

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/20ساعت 18  توسط صدیقه علی زاده  | 

در قسمت پیوند های روزانه لینکی به نام یادداشت های یک سرباز معلم جنوبی وجود دارد که مثال من برای توضیح در باره ویژگیهای دنیای امروز می باشد.

سرباز معلمی که با چهار دانش آموز خود اکنون جهانی شده است.

می توانید مصاحبه رادیو دویچه وله آلمان را با ایشان در زیر ببینید و خود قضاوت کنید.

یادداشت های یک سرباز معلم جنوبی

مصاحبه ی رادیو دویچه وله با معلم مدرسه ده کالو

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/18ساعت 19  توسط علیرضا تنهایی  | 

به پیشنهاد همکار گرامی جناب آقای پهلوزاده قرار شد کارهای زیر را انجام دهیم و چند دوست را هم به بازی دعوت کنیم.

          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/28ساعت 14  توسط علیرضا تنهایی  | 

بعضی از کلاس هام امروز جلسه ی آخر در سال 86 بود. سریعتر کارم رو تموم کردم. گچ رو کنار گذاشتم و گفتم : و اما تکلیف مخصوص روز سیزده نوروز و کمی مکث کردم. طبق معمول عده ای از بچه ها شکوه کردند.

گفتم روز 13  معمولا اکثر ما ایرانی ها به دامن طبیعت می رویم.

 

              

وقتی همه خانواده آماده رفتن شدند شما یک کیسه زباله برای جمع آوری زباله هایتان  بردارید و در طول این روز مواد غیر قابل برگشت به چرخه طبیعت را جمع آوری کنید.

نیاز به توصیه ی دیگران هم نیست. خودتان این کار را انجام دهید.

در مورد اثری که هر ماده ی پلاستیکی و امثال آن می تواند روی یک گیاه و رشد آن بگذارد صحبت شد و تعداد ایرانی هایی که در این روز به طبیعت می روند و تعداد تقریبی زباله ها و تخریبی که به گل ها و گیاهان با دور انداختن ظروف یک بار مصرف و بطری نوشابه و ... وارد می شود.

هر فرد  مقداراندک زباله ی خود را در تعداد افراد زیادی که در آن روزمی بیند ضرب کند ومساحتی که در مجموع اشغال می کند را در نظر بگیرد.

شاید تعیین این تکلیف برای بعضی ها ناخوشایند بود( از چهره ی آن ها معلوم می شد)

ولی با توضیحات فوق و محاسبات بالا و یادآوری فرهنگ بعضی کشورهای پیشرفته  و بیان تجربیات عملی خودم در پاکسازی طبیعت  به شوق می آمدند.

در پایان بچه ها انجام این کار را دون شأن خود نمی دانستند و مصمم به انجام آن به نظر می رسیدند.

به امید آنکه این تکلیف را به همه دانش آموزان بدهیم و آنها نیز آن را انجام دهند.

و در نهایت اینکه << در روز طبیعت به طبیعت ظلم نکنیم و در مقابل هدیه های فراوان آن نا سپاسی نکنیم>>


جناب استاد طهماسبی  در قسمت نظرات ما را مورد لطف قرار داده اند که در زیر می توانید ببینید.

یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت: 0:3 توسط:علی طهماسبی
سلام:
این یاد داشت و این توصیه به دانش آموزان را یکی از بهترین هدیه های نوروزی به فرهنگ این سرزمین می دانم. اگر چه اغلب مردمان این ملک از اینگونه اندیشیدن فارغ اند. اما تو با این اندیشه انگار در آن سرزمین نیمه کویری، درختی هستی که طرح جنگلی بزرگ به دل دارد
زنده باشید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/23ساعت 22  توسط صدیقه علی زاده  | 

دین اسلام برای علم اندوزی ارزش فراوانی قائل شده است.اسلام با اقرِِأ (بخوان) شروع شده.بعلاوه این که وقتی سخن از علم می باشد پروردگار خود را اکرام خطاب می کند نه کریم(اقرأ و ربک الاکرم)و صفت تفضیلی به کار می برد.

در جایی دیگر به نوشتن و قلم و ارزش آن سوگند یاد می کند

(ن،و القلم و ما یسطرون).

در بین علوم به ریاضیات در این دین آسمانی توجه خاصی شده که موارد زیر را می توان بر شمرد.

حق سبحانه در چندین جای قرآن،خود را به علم حساب وصف فرموده:

"و هو سریع الحساب" (انعام/۶۳)

"ان الله سریع الحساب" (عمران/۱۹۹)

"و ان کان مثقال حبه من خردل ایتنابها و کفی بنا حاسبین" (انبیاء/۴۷) 

 و آیات دیگر در ترغیب به فرا گرفتن عدد و حساب فرموده:

"هو الذی جعل الشمس ضیاء و القمر نورا قدره منازل

لتعلموا عدد السنین و الحساب" (یونس/۶)

و نیز آیه ی ۱۴ سوره ی اسری

این مطلب بس جای سخن دارد ، فقط خواستم شروعی برای خودم و دیگر دوستان باشد تا بیشتر به دنبال عمق بخشیدن اطلاعات مان راجع به این کتاب آسمانی باشیم...

+ نوشته شده در  شنبه 1386/12/04ساعت 20  توسط صدیقه علی زاده  | 

دیشب سینما۴ فیلمی از  بیست و ششمین جشنواره ی فیلم فجر را با عنوان پروفسور و معادله محبوبش پخش کرد. فیلمی معنا گرا از سینمای ژاپن(تاکاشی کویزومی دستیار کوروساوا- محصول ۲۰۰۶)

فیلم را حتما ببینید.ما هم دیشب این فیلم رادیدیم خیلی جالب بود.

پروفسور ریاضی بر اثر تصادف  گذشته را به یاد دارد و حافظه کوتاه مدت اش فقط ۸۰ دقیقه را نگه می دارد.

اما نکات جالب:

کشاورزی خیلی شبیه ریاضی است. شما انتخاب می کنید می کارید و دانه تان رشد می کند. ریاضی دانان رشته شان را انتخاب می کنند. سعی می کنند آن را پرورش دهند و دانه ها خودشان رشد می کنند.

سعی کن یک خط مستقیم بکشی. آرومت می کنه.( خطاب به مادر root وقتی بیرون اتاق عمل نگران است) یک حقیقت ابدی غیر قابل دیدن. تنها چیز مهم زمان حاله. این خطی که تو کشیدی یک شروع و یک پایان داره . حد فاصل بین دو نقطه ی کوتاه رو به هم وصل می کنه.

دنیای نادیدنی دنیای دیدنی رو حمایت می کند.

هدف ریاضی به دست آوردن اطلاعات صحیح برای رسیدن به حقیقت است.

اعداد صلح آمیز مثل ۲۲۰( تاریخ تولد پرستار) و ۲۸۴( شماره روی برگ فارغ التحصیلی پروفسور) که با طراحی خداوند با هم جفت شده اند.

هر کدام مساوی مجموع مقسوم علیه های دیگری است.

۱+۲+۴+۵+۱۰+۱۱+۲۰+۲۲+۴۴+۵۵+۱۱۰=۲۸۴

۱+۲+۴+۷۱+۱۴۲=۲۲۰

فراست مهمه. با فراست اعداد رو از درون قلبت بگیر.

اعداد کامل هم مثل انسان های کامل نادرند.( اعدادی که مساوی مجموع مقسوم علیه های خود هستند.

۶=۳+۲+۱

۲۸=۱۴+۷+۴+۲+۱

عشق یک معادله است. او شاگرد مکتب عشق می شود.( دلش یرای یک بچه ی ۱۰ ساله می سوزد که مبادا تنها باشد و برایش اتفاقی بیفتد.)

من پنهانی دفترچه ی آفرینش رو نگاه کردم و از روش یادداشت کردم.

ریاضیات رو دوست داشته باشید و کار کنید.

عدد i ریشه ی عدد ۱- و نکات جالب فرمول اویلر و ارتباط سه مفهوم عدد پی ( از جهان نامحدود) و i ( که به آرومی حرکت می کنه) و عدد e عدد نپر. که اگر انسان یک چیز رو به اون اضافه کنه تغییر شکل می ده و صفر می شه.( سرزمین نیستی)

                  

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت 9  توسط علیرضا تنهایی  | 

هفته گذشته در یکی از دبیرستان های شهرمان دانش آموزی با یک دبیر برای نمره درگیر می شود .(۵/۰ نمره میخواسته که به ۱۰ برسه)

سپس با کمک افرادی از بیرون مدرسه دبیر را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.

پس از چند روز بالاخره فرد را بازداشت می کنند اما :

۱- آیا اداره ی آموزش و پرورش به عنوان مدعی العموم به خاطر شخصیت حقوقی معلم که زیر سوال رفته است شکایتی تسلیم دادگستری کرده یا نه؟

۲- آیا خود قوه قضائیه به عنوان مدعی العموم شاکی پرونده خواهد شد یا نه؟ چون علاوه بر شخص به جامعه نیز خساراتی وارد می شود.

۳- اگر این به اصطلاح دانش آموز  پس از مدتی دوباره سر کلاس حاضر شود و ...

۴- اگر  داشتن سلاح گرم برای افراد آزاد باشد فکر می کنید چه اخباری از مدارس ما به جهان مخابره خواهد شد؟

۵- ...

۶- ...

... ... ...

این ذره را نوشتم چون دو روز است که انگار این صدمات به جسم و روان خودم وارد شده و نمی توانم به هیچ عنوان آرام بگیرم.

بنی آدم اعضای یکدیگرند      که در آفرینش زیک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار


نظر یک همکار :    
دوشنبه 22 بهمن1386 ساعت: 7:7 توسط:محسن كاهني
دلنوشته معلم در آواي بيرجند مطالب جالبي داشت
گر خردمند از اوباش جفايي بيند                       تا دل خويش نيازارد و در هم نشود
سنگ بد گوهر اگر كاسه زرين شكند             قيمت سنگ نيافزايد و زر كم نشود
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/15ساعت 20  توسط علیرضا تنهایی  | 

دانش آموزان خوب راهنمایی شاهد و دیگر دانش آموزانی که وبلاگ نویس هستند برای معرفی وبلاگ خود به آدرس زیر مراجعه کنند و نظر بدهند تا وبلاگشان معرفی شود.

اگر سوال ریاضی یا وبلاگی هم دارند مطرح کنند تا در اسرع وقت در صورت امکان جواب آن درج شود.

در قسمت پیوندهای روزانه هم لینک آن وجود دارد.

       کلاس آموزش ریاضی و وبلاگ نویسی راهنمایی شاهد

+ نوشته شده در  جمعه 1386/10/21ساعت 11  توسط علیرضا تنهایی  | 

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

                                       [سرها در گریبان است.]

کسی سر بر نیارد پاسخ گفتن و دیدار یاران را.

نگه جز پیش پا را دید نتواند

که ره تاریک و لغزان است.

وگر دست محبت سوی کس یازی

به اکراه آورد دست از بغل بیرون

که سرما سخت سوزان است.

نفس کز گرمگاه سینه میاید برون   ابری شود تاریک.

چو دیوار ایستد در پیش چشمانت.

نفس کاینست      پس دیگر چه داری چشم

زچشم دوستان دور یا نزدیک؟

مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین!

هوا بس ناجوانمردانه سردست ... آی ...

دمت گرم و سرت خوش باد!

سلامم را تو پاسخ گوی     در بگشای!   

                                                           مهدی اخوان ثالث

امروز با بارش برف در این شهر کویری یکی از زیباترین روزهای خوب خدا رقم خورد. یکی دو ساعت سوار ماشین دور شهر گشت زدیم و از دیدن مناظر زیبا لذت بردیم.(این عکسها رو هم با گوشی موبایل گرفتیم.)  

 

بقیه عکس ها رو در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/17ساعت 21  توسط علیرضا تنهایی  | 

دیروز جمعه متن یک فعالیت تلفیقی را به ایمیل گروه ریاضی دفتر تالیف هم فرستادم.

امروز شنبه آن را در قسمت مطالب جالب ریاضی قرار داده اند.

در قسمت پیوندهای روزانه می توانید مستقیم به این قسمت سایت سر بزنید.

در زیر  متن ارسال شده در بخش نظرات که توسط دفتر ارسال شده را ببینید .


 

شنبه 15 دی1386 ساعت: 14:28 توسط:مدیریت وب سایت گروه درسی ریاضی
با عرض سلام و وقت به خیر.
مطلب شما در بخش مطالب جالب ریاضی با آدرس
http://math-dept.talif.sch.ir/index.php?page_id=78&menu_id=1&menu_item_id=11
قرار داده شد.
لطفا در وبلاگ خود این بخش سایت ما را معرفی کنید و ازسایر دوستان و همکاران خود بخواهید تا مطالب خود را برای ما ای میل کنند.قطعا ذکرسرعت رسیدگی به پاسخ نامه شما تشویق مضاعفی برای سایر همکاران شما خواهد بود.
با سپاس
بهار کیان پور
مدیریت وب سایت گروه درسی ریاضی

+ نوشته شده در  شنبه 1386/10/15ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز دفتر ریاضی یک دانش آموز دوم دبستان را ورق می زدم و به صفحه ای رسیدم که عکس آن را می بینید.    

     

یادم افتاد چه قدر در کلاس به دانش آموزان تذکر می دهم که این گونه نماد تساوی را نادست به کار نبرند اما چه فایده...

وقتی معلم او زیر این اشتباهش در سنین پایین تیک میزند( یعنی درست) دیگر این اشتباهات عادت وی می شود و مگر می توان به راحتی آن را از بین برد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/10/10ساعت 22  توسط علیرضا تنهایی  |