تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی
دوستی پرسیده بود انتخابات در کوبا چه طور بود ؟

اینجا وقتی انتخابات برگزار شد که نیمه شب ایران بود و نتایج تقریبا معلوم.

ولی از ۱۷ رای داده شده    ۷ رای به موسوی    ۷ رای به احمدی نژاد و ۳ رای به رضایی

واین یعنی ما باید در مرحله دوم رئیس جمهورمان را تعیین کنیم!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/03/25ساعت 21:15  توسط علیرضا تنهایی  | 

  روز زن و مادر بر همه زنان و مادران مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/24ساعت 8:28  توسط علیرضا تنهایی  | 

رنگ خدا

شنبه عصر ساعت 8 تلویزیون کوبا فیلم رنگ خدا ساخته مجید مجیدی رو با زیرنویس اسپانیایی پخش کرد. فیلمی که قبلا دیده بودم ولی این بار فرق می کرد. این فیلم ازسری فیلم هایی هست که در سفر سال گذشته رئیس سازمان صدا و سیما به کوبا ، به تلویزیون کوبا داده شده.

نما های زیبای ایران با مضمون عالی فیلم خیلی به قول جوانها حال داد. در هر صورت انجام کارهایی فرهنگی از این قبیل برای معرفی سینمای ایران و ... در جهان رقابتی امروز خیلی لازم هست.

-          موزه لوور در ملکُن (Del Louvre en el Malekon )

مدتی هست که تابلوهایی ازنقاشی های موزه لوور فرانسه در ساحل زیبای ملکن در هاوانا به نمایش گذاشته شده . واقعا زیبا هست.هم ساحل ملکن و هم بازدیدی از این تابلوها.

- و از آخر سیاست : اینجا هم جمعه ، ما در انتخابات ریاست جمهوری شرکت می کنیم. البته توفیق دیدن بحث های جنجالی رو نداریم ولی از طریق خبرگزاری ها کم و بیش می خوانیم. و شاید این بهتر باشد تا کمتر درگیر سیاست شویم اگر چه خیلی تحت تاثیر سیاست هستیم. باید از کشور خارج بود تا بیشتر فهمید که تاثیر یک انتخاب عالی با متوسط چه اثری روی نگاه جامعه جهانی و در نتیجه عظمت ایران و ایرانی دارد. امیدوارم این بار ایرانیان انتخاب خوبی داشته باشند!

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/17ساعت 10:36  توسط علیرضا تنهایی  | 

در هاوانا دو موزه ی هنرهای زیبا وجود دارد. یکی ملی و دیگری بین المللی.

یک روز به دیدن موزه بین المللی رفتیم. ورودی 5 پزو معادل 200 تومان بود. ساختمانی بسیار زیبا و دارای سه طبقه که از لحاظ هندسی بسیار قابل توجه بود. سالن مصر با داشتن بیشترین وسایل قدیمی مربوط به فراعنه و اهرام مصر خودش یک سفر به مصر بود. سالن کشور های دیگر بیشتر تابلوهای نقاشی داشت. مخصوصا سالن انگلیس با داشتن تابلوهایی که به قول عبدالولی (معلم اسپانیایی من) با آن قیافه های جدی و خشک و رسمی باعث می شوند که آدم زودتر آنجا را ترک کند.

اما بیشتر نقاشی های کشورهای مختلف در مورد مسیحیت بود. از تابلوهای جالب یکی مربوط به ختنه کردن مسیح بود! که از عبدل پرسیدم که مگر مسیحیان... گفت مسیح یهودی بوده !البته آن زمان!

چند تابلو هم از آدم و حوا Adan y Eva بود و اشاره به سیب و مار و گناه بیچاره حوا  که فکر می کنم دو کلمه آدم و حوا باید از زبان عبری به دیگر زبان ها رفته باشد.

تابلوی ترینیداد Trinidad (تثلیث) پدر ، پسر و روح القدس هم جالب بود. و از آن مهمتر نام کشور ترینیداد و توباگو بود که حالا معنی اش برایم روشن شد. توباگو هم نام دینی دیگر هست. شهری بسیار زیبا در کوبا هم نامش ترینیداد هست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/03/15ساعت 19:45  توسط علیرضا تنهایی  | 

در محوطه ورودی تمام مکان های دولتی کوبا و از جمله مدارس، مجسمه ای از خوزه مرتی هست. در کتاب های درسی نیز  در مورد او مطلب زیاد هست.

خوزه مرتی (و با تلفظ کوبایی هوزه مرتی) در سال 1852 در کوبا به دنیا آمد. پدرش Jose Mariano Marti  اسپانیایی بود و از اهالی والنسیا ، مادرش Leonor Perez همچنین اسپانیایی و از جزیره ی کاناویاس.

از کودکی باهوش و زرنگ بود.در جوانی زندانی اسپانیایی ها شد و به اردوگاه های کار اجباری  رفت. مجبور به ترک کوبا شد. در کشورهای زیادی ازجمله اسپانیا ، کلمبیا ، مکزیک و گواتمالا و آمریکا زندگی کرد.

او معلم ، شاعر ، نویسنده ، مترجم وسیاستمدار بود.

او از ایالت فلوریدا جنگ برعلیه اسپانیا را سازماندهی کرد. کوبایی ها را در جنگ متحد کرد. در سال 1896 در کوبا کشته شد. او یک فرد آزادی خواه بود و در جنگ برای آزادی کشته شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/03/13ساعت 7:29  توسط علیرضا تنهایی  | 

سیستم آموزشی کوبا مثل نظام قدیم قدیم ایران است. ابتدایی 6 سال ، سیکل اول یا مرحله دوم عمومی سه سال و سه سال هم سیکل دوم که شامل رشته های ریاضی و طبیعی و انسانی و هنرستان ها می شود. رنگ لباس همه مشخص هست : دبستان قرمز، سیکل اول زرد خاکی ، هنرستان شکلاتی و حتی دانشسرای مقدماتی شلوار و دامن آبی با بلوز سفید.

یک روز جمعه با عبدالولی به (مجتمع مدارس آزادی) رفتیم. این ترجمه من از

 CIUDAD ESCOLAR LIBERTAD)   )  هست. از پیش دبستانی تا دانشسرای مقدماتی و عالی را در خود داشت.  

روبروی میدان OBELISCO قرار داشت.  کلمه ابلیسک : به ستون هرمی شکل و سنگی  که در ابتدا در ورودی مقابر مصر باستان برپا می کرده اند می گفته اند . الان در اکثر شهرها ی جهان وجود دارد.( به نقل از کتاب راز داوینچی)

     در زمان باتیستا مرکز آموزش نظامی بوده از همه رسته ها و نیروها. خیلی بزرگ بود. در دانشسرای عالی یکی از دانشجویان دکترا می خواست در مورد تزش حرف بزند که نحوه آموزش زبان اسپانیایی برای پایه چهارم بود. بیشتر استادان زن بودند و عبدالولی هم برای تز خود با بعضی شان درس داشت.

در راهرو تابلوی زیر نصب بود: یادبود خانم ماتا مارتینز : بنیانگذار دانش سرای عالی< انریکه خوزه وارونا>

 استادتمام ، دکترای فلسفه علم،...و در آخر ( وقف کرد زندگی اش را برای انقلاب ، خانواده و شاگردانش)

بعضی ها حتی سه دکترا داشتند و انصافا اگر بیرون از این محیط بود نمی شد تشخیص داد که آیا می توانند اسم خود را بنویسند؟

وقتی از رئیس شان پرسیدم که چه چیز باعث این همه پیشرفت زنان کوبا شده بیدرنگ گفت بعد از انقلاب زنان کوبا فرصت کرده اند که توانایی هاشان را بروز دهند. البته عبدالولی گفت که نماینده پارلمان خلق هم هست و خیلی طرفدار فیدل! و معلوم بود.

حقوق معلمین آن قدر در کوبا پایین هست که افراد اصلا تمایلی به معلمی ندارند و دولت با بحران روبروست.

برای نمونه خانمی با 23 سال سابقه، وقتی کمتر از 20 دلار حقوق می گیرد حاضر است با 100 دلار در ماه نظافتچی سفارت شود!!

 به همین دلیل دولت تعداد زیادی را از کلاس نهم به دانشسرای مقدماتی می آورد و بعد از دو سال به مدارس میروند و سه سال دیگر هم پاره وقت درس می خوانند. در پست پیش نوشته بودم از 400 پزو حقوقشان شروع می شود و عبدالولی گفت که من با 14 سال سابقه کار دارم 400 پزو می گیرم. از کمتر از 300 پزو شروع می شود.

البته باید اشاره کنیم که خدمات عمومی در کوبا کاملا رایگان هست مثلا بیمارستانها که اصلا پولی دریافت نمی کنند و خدمات خوبی هم ارائه می دهند ولی  آن را با دریافتهای کلان از دیپلمات ها و توریست ها جبران می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/03/05ساعت 6:32  توسط علیرضا تنهایی  | 

ناوگان حمل و نقل عمومی و خصوصی در کوبا خیلی فرسوده هست. ماشین هایی که بیش از 50 سال از ساختشان می گذرد هنوز در حال ترددند.

     

دو سال می شود که با اعتبار چینی ها توانسته اند برای هاوانا متروبوس هایی تهیه کنند. کرایه آن ها 40 سنتااس(یک صدم پزو کوبایی یک centaos )حدود 16 تومان هست. که نقدی دریافت می کنند.

      

قبل از آن کامیون های ارتشی را تغییر کاربری داده بودند و به حمل مسافر می پرداختند. الان در مسیرهای حاشیه شهر کار می کنند.

          

موتور سیکلت وسیله مورد استفاده خیلی ها هست و البته کلاه ایمنی استفاده می کنند. ولی نمی دانم از ترس پلیس هست یا ...!

         

موتورهای ایژ روسی هم به دلیل رفاقتشان با شوروی خیلی هست حتی مدل های 74 و 75

            

سه چرخه ها هم که صاحبانش بعضی وقتها خیلی به آن  می رسند در جاهای مختلف کار می کنند. کرایه هر نفر 20 پزو کوبایی معادل 800 تومان هست.

      

لازم به ذکر مجدد هست که در کوبا دو واحد پول رایج دارند. پزو کوبایی(moneda nacional ) و پزوی قابل تبدیل ( کک cuc ) . هر 24 پزو کوبایی معادل یک کک هست . حقوق کارمندان به پزو کوبایی پرداخت می شود و خیلی هم حقوق ها پایین هست. مثلا معلمین از 400 پزو شروع می شود تا حدود 700 پزو.

پزوی قابل تبدیل معادل 1.08 دلار آمریکا هست و فقط برای این طراحی شده که به جای دلار آمریکا در جریان باشد. یک زمانی داشتن دلار آمریکا جرم بوده. البته قدرت خرید مردم خیلی پایین هست و اصلا نمی توانند از فروشگاه ها که به کک  خرید و فروش می شود خریدی داشته باشند. چون بالاترین حقوق ها به 30 کک در ماه نمی رسد اما قیمت یک جفت کفش بیشتر از این مبلغ هست. فروشگاه های ملی که با پزو داد و ستد می شود هم جز کالاهای کوپنی چیز به درد بخوری ندارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/30ساعت 5:6  توسط علیرضا تنهایی  | 

سینما <یارا> فیلم دو قسمتی چه را دو شب متوالی نمایش داد و من هم رفتم و تماشا کردم. چه، همیشه برای من شخصیتی دوست داشتنی بود ولی زیاد درباره اش نمی دانستم. قسمت اول، مبارزات چه  همراه فیدل برای آزادی کوبا بود به همراه فلاش بکهایی به سخنرانی  او در سازمان ملل .

                 

کتابش همیشه همراهش بود و به هر جا می رسیدند به جای استراحت به ویزیت و معالجه بیماران می پرداخت.

 قسمت دوم هم رفتن او به بولیوی و سازماندهی جنگ های چریکی که ناموفق بود و در نهایت هم کشته شد.

هنوز هم کوبایی ها صفی طولانی تشکیل داده بودند برای دیدن فیلم چه گوارا.

با خودم فکر می کردم می توانست در کوبا بماند و در خانه های مصادره ای که به بهشت می ماند و کنار سه بچه ای که در کوبا داشت به زندگی ادامه دهد و ... اما رفت. ولی می شود قضاوت کرد که فردی مثل او نمی توانست در منجلاب فرورود وقتی که یک زمان در اشک شوق مردم فرود آمده بود.

         

وقتی ازسینما بیرون آمدم  در حاشیه خیابان 23(طولانی ترین خیابان هاوانا) و coppelia ( باغ وساختمانی بسیار زیبا با بستنی های مشهور) که همیشه صف های طویل برای ورود به قسمت های چندگانه آن وجود دارد، تعداد زیاد افراد پلیس ،مرا که غرق در افکار خودم بودم از حال و هوای فیلم دور کرد.

برای امثال چه ، همان بهتر که در اوج بمیرند و برای همیشه در قلب مردم زندگی کنند تا بمانند و برای همیشه بخواهند به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند.

" من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت"   سهراب سپهری

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 18:12  توسط علیرضا تنهایی  | 

یک روز که از ساحل نزدیک خونه  داشتم غروب زیبای خورشید رو در دریای کارائیب تماشا می کردم کارهای دو زن نظرم رو جلب کرد. با من فاصله ای نداشتند. یکیشون پیر بود و اون یکی تقریبا جوون. تخم مرغی رو به تمام بدن زن جوون می کشیدن و یک سیگار برگ  روشن کرده بودن و دود اونو هم به بدنش فوت می کردن. از آخر هم ، تخم مرغ و سیگار رو با سکه وقتی که دیگه داشت تاریک می شد به دریا پرت کردن.

    

ازشون پرسیدم که چکار می کردین؟ و چه نسبتی با هم دارین؟  گفتن که مادر بزرگ و نوه هستند و این کار را برای سلامتی و دور شدن بلا و چیزهایی که من نمی فهمیدم انجام می دن. در مورد من هم طبق معمول فکر می کردن که عربم وباز من هم مثل همیشه توضیح دادم که ایرانیم ولی مسلمان.

برام جالب بود که حاکمیت 50 ساله ی حزب کمونیست در کوبا نتونسته هیچ تغییری در عقاید و حتی خرافات مردم ایجاد کنه. یکی از چیزهایی که کوبا رو از اول هم برای من جذاب می کرد همین مسایل بود که می خواستم از نزدیک مردم و رفتارهاشون رو ببینم.

 روز بعد با معلمم در این باره مفصل صحبت کردیم و او گفت:

در قرن های 16 و 17 میلادی، اسپانیایی ها برای کار در مزارع نیشکر ، کارگرای سیاه پوست  رو از آفریقا به کوبا میارن و اونا هم  یه مذهبی داشتن که اینجا با مسیحیت مخلوط می شه و مذهب جدید اسمش الان سانتاریا(

santeria

 ) هست و پیروانی از هردو رنگ سیاه و سفید داره .

پیروان این دین دین مشخصه شون الان اینه که یک سال باید تمام پوشاکشون حتی چتر و ... سفید باشه.

حزب کمونیست هم سالهای زیادی با این گونه مراسماشون به شدت برخورد می کرده به حدی که شب ها و پنهانی انجام می دادن. ولی الان آزادن.

و یک جمله ای رو از یک مورخ کوبایی گفت که کوبا یک سوپ یا به قول ما یک آش از تمام رنگها و نژادها هست.سفید و سیاه و زرد و چینی و آفریقایی و ...

و نتیجه اینکه انسان واقعا موجودی ناشناخته هست!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/02/21ساعت 18:5  توسط علیرضا تنهایی  | 

فردا یک شنبه( البته در ایران امروز!) ۱۰ ماه مه ۲۰ اردبیشت روز مادر هست.

من هم از این طریق به همه مادرها این روز رو تبریک می گم. چون هر روز روز مادر هست.

البته روز زن یک روز دیگر هست. که الان یادم نیست ولی قبل از نوروز بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/02/20ساعت 6:5  توسط علیرضا تنهایی  | 

نماز شام غریبان چو گریه آغازم         به مویه های غریبانه قصه پردازم

به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار    که از جهان ره و رسم سفر براندازم

من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب      مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم

خدای را مددی ای رفیق ره تا من        به کوی میکده دیگر علم اندازم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 21:26  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روزها که به پایان سال تحصیلی نزدیک می شویم مدرسه ما هم حال و هوای خاصی دارد. محمد دو هفته هست که برای امتحان نهایی به ایران برگشته و زهرا و امین هم که اکثر کتابهایشان تمام شده دارند دوره می کنند به جز ریاضی شان که هنوز تمام نکرده ایم.  تدریس ریاضی اول ابتدایی واقعا هنر و حوصله می خواهد.(که من ندارم!)

             

عکس مربوط به صبحگاه مدرسه موقعی که هنوز پیش دبستانی ها هم می آمدند. غائبین هم از روی عکس معلوم اند!

کیمیا و ناعمه و مطهره هم که دارند طبق برنامه ای که خودشان طراحی کرده اند تا ساعت 4 و نیم بعد از ظهر در مدرسه می مانند و کتابها را دوره می کنند و امتحان می دهند و خودشان هم تصحیح می کنند. البته من هم نظارت دارم!

اما نکاتی برای همکارانی که سایت و وبلاگ دارند و نمونه سوال در آن قرار می دهند:(  امسال برای من که کسی در دسترسم نیست و باید از رشته ها و پایه های مختلف سوال تهیه کرده و تصحیح کنم ، مهم ترین منبع اینترنت ، وبلاگ ها و سایت های معلمین هست لذا بر اساس مشکلاتی که  پیش آمده این نکات را لازم می بینم یادآوری کنم)

1-      اینکه در سربرگ مشخص کنیم که از صفحه ... تا ... کتاب درسی

2-      حتما پاسخ نامه را نیز در وبلاگ قرار دهیم. قبلا من فکر می کردم این کار به ضرر دانش آموز هست .

3-      و مهم تر اینکه همکاران به صورت جدی تر به مسئله ی تبادل تجربه و ارتباطات از طریق اینترنت بپردازند. بارها شده که من مثلا برای آزمون بین ترم شیمی 1 از سوال همکاری که در گناباد سه روز پیش امتحان گرفته استفاده کرده ام.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/16ساعت 19:28  توسط علیرضا تنهایی  | 

امروز اول ماه مه روز جهانی کار و کارگر هست. کوبا هم که کشوری کمونیستی می باشد در برگزاری این روز سنگ تمام می گذارد. این روز تعطیل رسمی هست و همه گروه ها در آن شرکت می کنند. من هم ساعت 7 و نیم آماده شدم که بروم و ببینم ولی هیچ کس در محل ما نبود . با تاکسی تا نزدیکی میدان نماد انقلاب کوبا (محل برگزاری راهپیمایی) رفتم و بعد هم داخل جمعیت شدم.معلوم شد از ساعت 7 صبح شروع شده بود.

 کاملا مشخص بود که دولتی هست ولی برای من و خیلی از توریست ها و خبرگزاری های جهانی دیدن راهپیمایی روز کارگر در یک کشور کارگری جذابیت دارد.

      Millones de cubanos celebrarán el Primero de Mayo en Cuba

50 سال برگزاری روز جهانی کارگر در کوبا آن را تشخص خاصی داده است. قبلا فیدل که همیشه رکورددار سخنرانی های طولانی هست در این میدان سخنرانی می کرده ولی او اکنون به عنوان آخرین بازمانده ی دست اول نظام های کونیستی سخت مریض هست. دلم می خواست این جور نبود.

به دلیل نداشتن دوربین فقط دیدم. از یک لحاظ خوب بود چون همیشه حواسم پیش عکس و فیلم هست در این جور مراسم ها ،ولی این پست باید از عکس هایی زیبا خالی باشد .

 ولی می تونید از لینک زیر عکس هاش رو ببینید.

                                                  کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/11ساعت 21:56  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز سعی می کنم تفألی به دیوان حافظ بزنم (البته با نرم افزاری که روی سیستم هست):

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش     واز شما پنهان نشاید کرد سر می فروش

گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع   سخت می گردد جهان بر مردمان سخت کوش

بقیه اش رو خودتون می تونید بخونید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21:6  توسط علیرضا تنهایی  | 

از امروز چهارشنبه  اجلاس شروع می شود و آقای متکی هم دیشب به هاوانا آمدند. جلسه ای هم همان دیشب با خانواده های ایرانیان داشتند.البته معاونین ایشان ازجمله دکتر حسینی سخنگوی سابق وزارت خارجه از  شنبه  در کوبا هستند.

دوره ریاست چهارساله کوبا به پایان می رسد و معلوم نیست رئیس بعدی چه کشوری هست که تعیین خواهد شد. البته من نمی دانم که بالاخره این کشورها به چه کسی یا جایی تعهد ندارند که باید از مطلعین بپرسم!!

از دیگر خبرهای کوبا بی خبری از آنفلوانزای خوکی هست. فعلا دولت خبر می دهد که در کوبا موردی یافت نشده است. ولی فاصله کوبا تا مکزیک کم هست و ارتباط هم زیاد. و اینها هم درگیر برگزار اجلاس.

 باید بدانید که در کوبا هر روز یک روزنامه چهاربرگی چاپ می شود به نام< گرانما> که ارگان حزب کمونیست هست و پنج کانال تلویزیونی که در اختیار دولتند و سایت و وبلاگ و این خبرها هم نیست.

ولی نباید از حق گذشت که در آمریکای لاتین رتبه بهداشت عمومی و آموزش کشور کوبا از همه بالاتر است.

در مورد ویروس اچ آی وی (HIV ) که در اسپانیایی< ویا اً چٍ >می گویند هم، اول کار اعلام نمی کرده اند ولی وقتی می پذیرند که در کوبا هم پیدا شده، به سرعت و به خوبی کارهای مختلفی انجام داده اند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/09ساعت 21:1  توسط علیرضا تنهایی  | 

کتاب <بخوانیم> دوم دبستان کوبا درس های زیادی در معرفی نمادهای ملی کوبا و شخصیت های آن دارد.

درسی در مورد Tocororo  پرنده ملی کوبا که فقط در این کشور زندگی می کند . نامش نیز آوازیست که می خواند. (در سمت چپ بالای عکس می توانید ببینید)

        

 سه رنگ قرمز و آبی و سفید  رنگ پرهای این پرنده اند که به همین دلیل پرچم این کشور نیز از این سه رنگ تشکیل شده است.

سه قسمت آبی پرچم به معنی سه ناحیه ی شرقی ، مرکزی و غربی کوبا هست. دو سفید ، یعنی با تمام ملت ها دوستند و یک ستاره یعنی یک ملت واحدند. برخلاف ایلات متحده که متشکل از چندین ایالت هست و روی پرچمش به همان تعداد ستاره.( اینها خیلی خودشان را با آمریکا مقایسه می کنند)

درخت ملی کوبا هم به آن La Palma می گویند در سمت چپ عکس هست.

اما پروانه ای (گلی ) که در سمت راست پایین قرار دارد. Mariposa  ( پروانه) و نام این گل هم هست چون به شکل پروانه هست.  در درس مربوط به آن در کتاب دوم دبستان معلم به بچه ها می گوید که به این دلیل نماد ملی کوبا هست که در جنگ آزادیبخش علیه اسپانیا در سال 1906 زنان کوبایی  آن را روی موهای خود می گذاشتند تا شناخته شوند.

نمادی که در وسط تصویر هست (Escudo de la palma real ) آرم کوبا هست. روی سکه ها و جاهای مختلف استفاده می شود.

       

کلاه نشان جنگهای آزادیبخش و ستاره یعنی کوبا کشوری آزاد است. خورشید یعنی انقلاب کوبا هم می درخشد. کلید یعنی این جزیره کلید خلیج مکزیک هست.

 درخت لا پالما در سمت چپ  نیز نماد ملی کوبا.

تنه های درختی که در پشت نماد به هم بسته شده اند یعنی کوبا یک ملت واحد هست. و گیاه  دو طرف مثل زیتون که در المپیک یونان هم به عنوان تاج پیروزی بود نشان پیروزی ملت کوبا هست.

البته اگر بد نوشتم به دلیل این هست که ترجمه نوشته ها یا گفته های عبدالولی به صورت آزاد صورت گرفته هست!!

این عکس هم از تابلویی در  < خانه دوستی> محل برگزاری جشن نوروز گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/02/03ساعت 22:11  توسط علیرضا تنهایی  | 

همکار خوبم آقای حافظی نسب در پست Capitolio  پرسیده بودند که چرا حصاری  دور درخت  میدان جلوی کاپیتولیو کشیده شده است. و برای خودم هم جالب شد تا اینکه سه شنبه  از معلم      اسپانیولی ام پرسیدم.

               

نام پارک < پارک دوستی  کشورهای آمریکایی> Parque de la fraternidad  هست. در سال 1940 یا 1949 ؟  تمام رئیس جمهورهای قاره آمریکا  مقداری از خاک کشور خود را در این نقطه ریخته و نهالی را به نامCeibe   که از خانواده بوا بوا هست در آن می کارند. اکنون درختی با بیش از 70 سال عمر هست و نشان دوستی ملت های این قاره . ( اگر چه کوبا پس از انقلاب سال 1959 از خیلی از سازمان های همکاری قاره اخراج شد). روی حصار دور آن هم نقوش برجسته ای از رئیس جمهور کشورهای مختلف قاره  وجود دارد. مثل آبراهام لینکلن ( ایالات متحده) سیمون بولیوار ( ونزوئلا) سن مارتین ( شیلی) ایدالگو ( مکزیک) و ...

                     

 بنا به درخواست یکی دیگر از بازدیدکنندگان نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد. از این بابت عذر خواهم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/02/02ساعت 19:57  توسط علیرضا تنهایی  | 

سورواَ شهری است کوچک در غرب هاوانا در استان< پیناردل ریو> که بر خلاف بقیه ی مناطق کوبا، کوهستانی هست و دارای جنگل و آبشار. مدتی پیش، یک روز گروهی به سوروا رفتیم. عکس ها را در ادامه مطلب می توانید ببینید.

         

در ضمن روز 23 فروردین هم به جای 13 فروردین (مثلا سیزده به در) به منطقه ای به نام 

Jaruco (هرووکُ) در شرق هاوانا رفتیم. جایی مرتفع و مشرف بر دشت و دریا. جالب اینکه بنایی داشت به نام al arabe که گنبد و شکل ساختمان نشان می داد بنایی مذهبی مربوط به مسلمانان بوده که حالا تبدیل به  رستوران شده بود.(اینجا مسلمان یعنی عرب) ما همش سعی می کنیم که بگوییم خیلی ها مسلمانند ولی عرب نیستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت 19:8  توسط علیرضا تنهایی  | 

کاپیتولیو بنایی است بسیار زیبا در مرکز هاوانا که می گویند معمار آن ومعمار کاخ سفید یکی بوده است

                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1388/01/21ساعت 20:59  توسط علیرضا تنهایی  | 

جشن نوروز 88 در محل خانه دوستی روز جمعه 14 فروردین برگزار شد. مراسم دیپلماتیکی نبود و چون جشن نوروز مردمی هست و  سراسر هنر و ذوق ایرانی ، بیشتر مردم و هنرمندان دعوت شده بودند. مجری از یک شبکه تلویزیون کوبا بود و فیلم برداری هم می کردند.(حالا تا کی نشان دهند!) 

                    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/17ساعت 18:53  توسط علیرضا تنهایی  | 

عصر یک روز که با عبدالولی اسپانیولی کار می کردیم صحبت از ورزش های قدیمی و رسم و رسومات مردم مخصوصا نوروز بود. با رسم کره  جفرافیایی وتوضیح تغییرات منظم 4 فصل در ایران ، در باره ی نوروز توضیح می دادم.

طول شب و روز از اول فروردین مساوی هست. سه ماه بهار مرتب به روز افزوده و از شب کم می شودو از آنجا سه ماه تابستان از طول روز کم و به شب افزوده می شود تا در اول مهر دو تا برابر می شوند. از آن پس در طول پاییز از روز باز هم کاسته می شود تا شب یلدا بلندترین شب سال فرا می رسد و از صبح آن روز پیروزی نور بر تاریکی آغاز می شود . بالاخره سه ماه زمستان را روز شماری   می کرده اند تا نوروز ، روز تعادل فرا برسد. و البته در کوبا کسی نمی تواند احساس مردمان نیمکره شمالی را درک کند.

او خوب فهمید و بنا شد در کلاس زبان فارسی که شنبه ها در خانه آسیا شرکت می کند برای کوبایی ها توضیح دهد و از فلسفه نوروز صحبت کند.

و در نهایت از کارهایی مختلفی که ایرانیان در این ایام انجام می دهند صحبت می کردیم. صحبت از بازی ها شد و او پرسید که نام ورزش قدیمی ایرانیان چیست. من گفتم چوگان و ورزش باستانی.

پرسید که helado?   (الادو- بستنی به زبان اسپانیایی) خلاصه اول نفهمیدم ولی بعد کلی خندیدیم!

تلفظ بستنی و باستانی...(یک عالمه تمرین کرد که این دو کلمه را درست بیان کند ولی نمی دانم خواهدتوانست یا نه)

سال نو برهمه مبارک

  

کویر شرقی ایران-۱۱ فروردین ۱۳۸۷

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/02ساعت 17:56  توسط علیرضا تنهایی  | 

این روز ها به نوروز نزدیک می شویم و در ایران مدارس تقریبا تعطیل هست. اما در مدرسه ی کوچک ما می شود گفت این خبرها نیست. از لحاظ نوشدن درختان و طبیعت هم که در تمام زمستان ایران ، حیاط مدرسه پر گل و گیاه بود و الان هم هست. جنب و جوش خرید و خانه تکانی و ... هم که نیست.

    

 لا پالما ) نخل( نمادی ملی از کوبا

این مقدمه طولانی برای این بود که می دانم در ایران کسی الان مثل ما بیکار نیست که بنشیند و مطالب ما را بخواند. ولی ...

1-      امسال ریاضی اول و پنجم ابتدایی را درس میدهم. چه خوب بود اگر هر معلم ریاضی راهنمایی مجبور بود یک دوره ریاضی ابتدایی را تدریس می کرد تا می دانست آموخته های قبلی دانش آموز چه هست و او باید چه کار کند. همچنین معلمان دبیرستان تقریبا نمی دانند که دانسته های بچه ها در راهنمایی چه هست.

تقریبا می شود گفت دوره های مختلف تحصیلی در ایران جزیره های جداگانه و دور افتاده ای هستند که از حال همدیگر خبری ندارند. حالا خدا کند مولفین کتب طبق یک برنامه از اوضاع دوره های قبلی خبر داشته باشند.

2-      دانش آموز در ریاضی پنجم مطالب زیادی را یاد می گیرد که در راهنمایی برای او تکرار می شود از جمله : تمام محاسبات اعداد کسری و اعشاری ( به جز تقسیم اعشاری) مساحت و حجم با شیوه ای فعالیت محور ، حتی کشف عدد پی و مطالب جالب دیگری. البته بماند که شیوه ی تدریس و نحوه ارائه  چگونه هست.

3-      استفاده از نرم افزار جئوجبرا نیز نکته ها و دانستنی های زیادی  را به همراه داشت. از هندسه پنجم تا بررسی رفتار توابع در نقاط تعریف نشده درحسابان سوم ریاضی.

همینجا لازم هست  از آقای افشین منش برای ارائه مقاله درباره این نرم افزار در کنفرانس زاهدان و سی دی حاوی نرم افزار  تشکر کنم.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 6:19  توسط علیرضا تنهایی  | 

1- عصر شنبه در جلسه ای که مسلمانان هاوانا به مناسبت های مختلف آخر ماه صفر برگزار کرده بودند شرکت کردیم. خانه ای ساده و حدود 25 تا 30 آدم که یکی شان در همین شب بنا بوداسلام بیاورد .

استاد دانشگاه بود و بعد از صحبت های آقای اعلایی (سفیر ایران در کوبا) خیلی ساده گفت که مسلمان شدم و سعی می کنم که ایمانم نیز قوی شود.

 بعضی از دوستان مسیحی شان نیز در جلسه حضور داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/15ساعت 17:48  توسط علیرضا تنهایی  | 

۱- امروز سه شنبه 6 اسفند هست و تعطیل.  رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن(ع) را به همه تسلیت می گوییم. و از همه ی آن هایی که برای 28 و 30 صفر (شهادت امام رضا (ع)) طبق معمول به مشهد می روند و از کسانی که همیشه آنجا هستند التماس دعا داریم.

2- روز یک شنبه  فرصتی دست داد تا در آخرین روز از هجدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب هاوانا سری بزنیم. این نمایشگاه از 12 تا 22 فوریه در محل قلعه ی قدیمی متعلق به اسپانیایی ها که اکنون موزه هست و محل برگزاری نمایشگاه ها، برگزار شده بود. خیلی شلوغ بود و ما هم نتوانستیم زیاد از غرفه ها سر بزنیم.

                   

خود قلعه هم جایی بسیار بزرگ و دیدنی بود.(باید در یک فرصت دیگر برای دیدن آن رفت) نمای کلی هاوانا و ساحل زیبای ملکون و توپ های قدیمی و سربازانی با قیافه سربازان اسپانیایی قرن 15

قیمت ها  ارزان و مناسب بود. مثل بقیه امور فرهنگی کوبا که  خیلی برای استفاده عموم پایین هست. مثلا بلیط سینما 2 پزو کوبایی(80 تومان) و ...

 ادامه مطلب...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/12/06ساعت 20:39  توسط علیرضا تنهایی  | 

فرصتی دست داد تا روز 22 بهمن 1387 از دانشگاه هاوانا دیدن کنیم.

دانشگاه قدمت 282 ساله دارد. ( تاسیس :1728) و از سال 1906 در مکان فعلی در مرکز هاوانا قدیم بنا شده است.

  

در کلاس آموزش زبان اسپانیایی که برای خانواده های دیپلمات  مقیم هاوانا برگزار می شود هم شرکت کردیم.

دانشکده های مختلفی مانند ریاضی و کامپیوتر ، حقوق، فیزیک ، روانشناسی ، داروسازی و ... در این دانشگاه وجود دارد.

ورودی اصلی دانشگاه بسیار زیبا هست با چشم انداز عالی و بدون نگهبان !!( برخلاف ایران که انگار فقط قصد افراد از رفتن به دانشگاه خرابکاری هست)

جهانگردهای زیادی در حال بازدید از دانشگاه بودند.

یک تانک هم نمی دانم به چه عنوانی در داخل محوطه بود با توضیحاتی که ما البته نفهمیدیم ولی معلوم بود که یادگار دوره انقلاب کوبا هست.(لازم هست بدانیم که کوبا در اردوگاه بلوک شرق یک زمانی ارتش 2 میلیونی داشته و 11 هزار نیرو در آفریقا و در حال عملیات در اتیوپی و  ... که البته پس از فروپاشی شوروی این بساط برچیده می شود.)

ساختمان کتابخانه و تجهیزات آن هم گسترده و جالب بود. یک خانم از کارکنان کتابخانه مثل بقیه کوبایی ها خیلی پرحوصله با ما صحبت کرد و یک جزوه هم در باره دانشگاه به ما داد. رفتار هایی که باید خیلی از آن الگو گرفت.

 در ادامه مطلب بقیه عکس هارو ببینید.

امیدواریم این دفعه عکس ها دیده شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/25ساعت 19:6  توسط علیرضا تنهایی  | 

بالاخره امتحانات  به پایان رسید و صحیح کردن بعضی از درس ها مثل عربی  و فارسی سوم دبیرستان و ... که بعضی سوالاتش رو از اینترنت گرفته بودیم ،  ما رو  به زحمت انداخته و هنوز هم ادامه داره.

و اما غرض از این نوشته:

داشتم از زهرا (اول ابتدایی –کوچک ترین فرد مدرسه) امتحان ریاضی می گرفتم و محمد (سوم ریاضی – بزرگترین دانش آموز مدرسه) هم کنارم داشت امتحان می داد.

برای زهرا سوالها رو می خوندم و منتظر می موندم که جواب بده. روز گذشته یک نمونه شو محمد با او کار کرده بود.

محمد به من گفت که اگه ناراحت نمی شین من یه انتقاد از شما بکنم. گفتم اگر چه فقط دوست دارم ازم تعریف بشه، ولی بگو.

                   

<گفت: شما فرصت نمی دین که دانش آموز واقعا به زحمت بیفته. و کم کم عادت می کنه که شما جواب رو بهش می گین و کمکش می کنین. بزارین تا خودش جواب رو پیدا کنه. حتی وقتی من فیزیک یا شیمی دارم و شما به من می گین، فکر کن و بگرد و پیدا کن و خودتونو مشغول یه کاری می کنین من بیشتر یاد می گیرم تا وقتی که شما هستین و من مطمئنم که جواب پیدا می شه .>

حرف درستی بود و دیدم واقعا درست هست. مخصوصا درس هایی مثل ریاضی باید گذاشت که خود فرد با زحمت الگوها را کشف کنه و یاد بگیره.

یاد اسلایدی افتادم که همیشه برای همه صحبتش رو می کردم.( در قسمت آرشیو موضوعی – نرم افزار و اسلاید- می توانید ببینید.) ماجرای بیرون آمدن پروانه از پیله و زحمتی که متحمل می شه.

نکته : جالب وقتی هست که شما بگین ناراحت نمی شم و بعد ...!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/11/16ساعت 19:18  توسط علیرضا تنهایی  | 

نزدیک دو هفته است که دانش آموزامون امتحان نوبت اول می دن و کمتر کلاس درس و تدریس و اینجور مسائل داشتیم. و دوستانی که پرسیده بودن چی شده که الان زیاد می نویسید، لابد وضع اینترنتتون بهتر شده یا خودتون خیلی سرخوش هستید!؟ بایستی عرض کنم ، خیر،از بس فرصتمون زیاد شده (همینجور فرصت برامون ریخته است و هیچ غم نیست !!) و همینطور مجبوریم برای سؤال تهیه کردن دروس غیرتخصصی مون از اینترنت، نمونه سؤال بگیریم ،شبها قسمتی ازنوشته رو در منزل و بقیه رو روزها درمدرسه  تایپ می کنیم و روز با یه تیر دو نشونه (یعنی در ضمن کارهای مدسه به وبلاگمون هم سر می زنیم و حدود 10 دقیقه ای به روزش می کنیم .و بایستی عرض نماییم متاسفانه یا خوشبختانه امروز که 23 ژانویه است 10 ساعت اینترنت این ماه مدسه تقریبا تمام شده و بقیه ی ماه هم ما و مدرسه مون رو به خیر و شما رو به سلامت.!!)

به همان دلایل فوق ، دلم برای کلاس لک زده بنابراین برآن شدم این نوشته، یک جلسه درس ریاضی باشه. پس مخاطبش دانش آموزای سال سوم راهنمایی به بالا هستند که مخصوصا به درس و ساعتهای ریاضی علاقمند می باشند. بقیه می تونن نخونن و یا منو ببخشن که جسارتا در حضورشون کلاسمو شروع می کنم. (می تونن نبخشن به حال من فرقی نمی کنه!!)

   پس بریم سر کلاس:

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/11/04ساعت 20:46  توسط صدیقه علی زاده  | 

کلمه ی "دنباله" در ریاضیات معنی فنی خاصی دارد. در زبان روزمره این کلمه برای بیان توالی اشیاء و یا وقایعی به کار می رود که با ترتیبی آرایش یافته اند.

                 خیابان ۵ کوچه ی ۹۶

متفقا این لغت را اصطلاحی می گیرند به صورت زیر:

" دنباله مجموعه ای از اشیایی را مشخص می کند که با ترتیب خاص آراسته شده اند ."

دنباله ممکن است متناهی یا نامتناهی باشد.

 سوالی را در ریاضی تو مبحث دنباله ها داریم به این نحو که :

اگر چند جمله ی اولیه ی یک دنباله نامتناهی را داشته باشیم، آیا می توانیم جمله ی عمومی آن را پیدا کنیم؟

         جواب این سؤال رو می تونید در ادامه ی مطلب بخونید.

قبل از اینکه به ادامه ی مطلب بروید به قول اسپانیایی زبانها ممنت(momento یعنی یه چند لحظه صبر کنید):

با تعریف فوق یه مسئله ای پیش می آد که مطالب مون در وبلاگ یک دنباله هست یا نه؟  بعد از خوندن جواب سؤال ، این مسئله رو حل کنید . بعد هم خودتون به راه حلی که ارائه می دید  با انصاف نمره بدید (یادتون باشه  قرار رو با هم می گذاریم که این امتحان مشورت نداره ومثل همه ی امتحانهای دیگه خدای نکرده تقلب هم نکنید.!!...)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/11/01ساعت 16:40  توسط صدیقه علی زاده  | 

                   آسمان هاوانا-۲۹ دی ماه

 در بعضی از شبهای عزادری حاج آقا سوالی را مطرح می کردند تا همگی به دنبال یافتن جواب آن باشیم و در جلسات بعد جوابها مورد بررسی قرار بگیرد و نهایتا به یک جواب مشترک برسیم.

و اما یکی از شبها سوال این بود : چرا خداوند در سوره ی حمد خودش را "مالک یوم الدین" نامیده است؟

من در چند جلسه حضور نداشتم و متوجه نشدم که آیا پاسخ این سوال گفته شد یا خیر؟ ولی ذهن من روی آن متمرکز شد و بالاخره جوابی برای آن در کتاب " پرتوی از انوار وحی"  یافتم .این کتاب که نوشته ی آقای علی حجتی کرمانی می باشد  تفسیر 3 سوره ی قرآن ، از جمله سوره ی "حمد" است.

و اما مختصری از نوشته ی این کتاب برای تفسیرهمین آیه :

مالک  به معنی توانایی است که می تواند در مال خویش تصرف کند، به گونه ای که کسی نتواند او را از تصرف منع کند.

دین  به معنی جزا و حساب است. البته دربعضی موارد ،معانی دیگری نیز دارد.

در آیات قبل این سوره سیطره ی ربوبی خداوند در پرورش تمام هستی بیان شده است (توحید). و در این آیه به فرجام جهان و جهانیان اشاره می شود (معاد). بنابراین کسی که تمام امور به او منتهی می شود، باید که از قدرتش ترسید و از مخالفتش برحذر بود.

پس در این آیه  به دومین اصل مهم اسلام و رستاخیز اشاره می شود و تعبیر به مالکیت خداوند در آن نشانگر غایت سیطره و نفوذ او بر همه چیز و همه کس است. البته مالکیتی که در اینجا به آن اشاره می شود اعتباری نیست بلکه حقیقی می باشد.
                    غروب دیروز هاوانا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 17:24  توسط صدیقه علی زاده  | 

یکی از خوانندگان سوالاتی پرسیده بود که جواب تعدادی از اونها  در پستهای قبلی اومده؛ ولی به طور خلاصه:

 1-  مدرسه ی کوچک ما 7 دانش آموز داره (زهرا اول دبستان- امین پنجم دبستان- کیمیا دوم راهنمایی- مطهره و ناعمه اول دبیرستان- ثمین دوم انسانی- محمد سوم ریاضی) درسهایی که توان تدریس اونها روداشتیم بین سه نفرمون تقسیم کردیم؛ بعضی از درسها رو هم بچه ها خودشون می خونن و ما ازشون امتحان می گیریم.

                   فروشگاه پالکو

2- مدت 3 ماه هست که ما به اینجا اومدیم و از همان موقع همه اش شاهد فصل بهار هستیم. هر روز با هوای بسیار خوب و گلها و گیاهان و درختان بسیار زیبا و پرندگان خوش صدای زیادی روبرو می شویم که فکر می کنم بعضی خاص اینجا هستند. به عنوان مثال یه درخت بلندی هست که چند روزیه گل میده. گلهای نارنجی به شکل گل لاله که به صورت کپه کپه است یعنی در هر قسمت چهار تا از این لاله ها کنار هم (البته این درخت با این گلهای زیبا رو شاید همه نتونن ببینن و یا اگه ببینند خیلی از دیدنش لذت نبرند مخصوصا اونهایی که همیشه در روی زمین دنبال یافتن بهترینها هستند.) از این درخت به تعداد زیاد اینجا هست و همه ی اونها هم پر گله. دوست داشتم یه عکس از این درخت براتون اینجا بذارم ولی با بزرگی این درخت و کوچکی دوربین مون نتونستم عکس خوبی براتون بگیرم و دیدم شاید با دیدن عکس ، تصویری زیبا که شما در ذهنتون می سازین خراب شه.

بقیه رو در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/27ساعت 18:45  توسط صدیقه علی زاده  | 

 Javier De la Cruz(خاویر دلا کروس) کشیش ادونتیست که در پست های قبلی هم صحبت از ایشان کرده بودیم ،هنگام مراجعت حاج آقا رضایی نامه ای به ایشان دادند که آن را در مقابل حرم امام حسین از طرف او بخوانند.

در زیر عکسی از نامه و ترجمه ای که به کمک خودش(انگلیسی رو تقریبا خوب یاد دارد) و البته ناقص، به فارسی شده،  را می توانید ببینید.

                             

به نام خدا

خدایا سپاسگزارم از تو به خاطر کلمه خدا (عیسی مسیح) و به خاطر انجیل.

خدایا سپاسگزارم از تو برای رسولت محمد (ص) که عرب بود و رسالت عیسی مسیح و سایر پیامبران گذشته را قبول داشت.

خدایا سپاسگزارم از تو برای اهل البیت محمد(ص)

خدایا به حق این پیامبران، که رسالتی به ایشان دادی ، دعای ما را قبول کن . قلب ما را پاک گردان و ذهن ما را به راه راست هدایت کن.

خدایا بنده ی تو ، امام حسین (ع) برای ما الگویی هست  و زندگی اش را در راه تو داد.

یا حسین ، من مسیحی هستم. سلام می کنم برتو و امیدوارم ببینیم همدیگر را در آخرت نزدیک عیسی مسیح.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت 16:45  توسط علیرضا تنهایی  | 

مثل همیشه چقدر زود گذشت ،قبلا نوشته بودم که از شب 5 محرم مراسم عزاداری امسالمون با حضور حاج آقای رضایی شروع شد. و با یک سری وقفه هایی که پیش می آمد شب  15 محرم به پایان رسید.به جرأت می تونم بگم و تقریبا می شنیدم که دیگر دوستان نیز این نظر را دارند که بهترین استفاده را از مراسم امسال بردیم. شاید هر کس به میزانی که می خواست.

                          

 شب آخر هم "حاج آقا" طبق قرار قبلی یک امتحان با3 سوال سه گزینه ای و یک سوال تشریحی در فضای بسیار جالب و صمیمی با حضور حداقل اعضا ، از خطبه ی "غرا" نهج البلاغه برگزار کردند که به صورت مشورتی جواب دادیم و آخر سر خودمان با راهنمایی ایشان تصحیح کردیم. سپس هم یک برگه ارزیابی از جلسات که بسیار مختصر و مفید و با ایده ای جالب طراحی شده بود به عمل آوردند.در پایان هم به طور شفاهی حاضرین نظر خود را مطرح کردند و دوباره خودش یک کلاس درسی شد که تقریبا بر خلاف کلاسهای درسی ما مدرسه ایها و بعضا سطوح بالاتر کسی دوست نداشت تمام شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 20:58  توسط صدیقه علی زاده  | 

۱- این روزها  پنجاهمین سالگرد انقلاب کوبا هم هست. تابلوهایی در بعضی نقاط شهر وجود دارد. در سال 1959 فیدل کاسترو روس، با همراهی 80 نفر از یارانش، پادگانی در سانتیاگو دکوبا را  اشغال می کنند و این سرآغاز انقلاب مردم کوبا برعلیه دیکتاتوری باتیستا می شود. (برای اطلاعات بیشتر در باره کوبا می توانید به کتاب ارزشمند <فیدل کاسترو،آخرین بازمانده جنگ سرد،انتشارات اطلاعات ، مختاری،1386> مراجعه نمایید.)

۲- ادونتیست ها از شاخه های پروتستان هستند که مراسم مذهبی شان در روز شنبه برگزار می شود.

به قول خودشان اهل شریعت هستند و طبق آن گوشت خوک و مشروب نمی خورند.

کلا پروتستان ها نسبت به سخت گیری کاتولیک ها معترض بوده اند و شاخه ای از آن ها در سال 1864 در انگلستان گروه ادونتیست ها را تشکیل می دهند.این آیین در سال 1906 در کوبا توسط یک زوج پرستار آمریکایی رواج پیدا می کند که در کلینیک خودشان مردم را دعوت می کرده اند.

اعتقادشان این است :( برخلاف باور خیلی از مسیحیان) هر کس به خدا اعتقاد داشته باشد رستگار می شود نه هر کس مسیحی باشد.

در مورد کتاب مقدس اعتقاد دارند که بعضی احکام شریعت در آن تغییر کرده(تحریف شده) ولی این گروه به کتاب مقدسی که توسط مسلمانان در شمال آفریقا حفظ شده دسترسی یافته اند و به آن عمل می کنند.

در حدود 13 میلیون ادونتیست در جهان هستند که 10 درصد آن ها در کوبا زندگی می کنند.

مدرسه ای در هاوانا دارند که خوابگاه و امکانات رایگان دارد و ما هم روز شنبه از آن بازدید کردیم و خاویربرایمان توضیح داد.(به همراه رئیس و معاون)

      

بعد از انقلاب کمونیستی مدرسه شان تعطیل می شود ولی بعد از فروپاشی شوروی و آزادی هایی که دولت برای  مذاهب قائل می شود در سال 1998 دوباره  راه اندازی می شود.

حدود 20 کلیسا در هاوانا دارند و رئیسشان فردی نروژی است که در مریلند آمریکا زندگی می کند و هر 4 سال یکبار انتخابات دارند.

۳- تلویزیون کوبا خیلی اخبار فلسطین را پوشش می دهد و همچنین شبکه های خارجی مخصوصا سی ان ان (انگلیسی و اسپانیایی) با برنامه کریسمس در خاورمیانه جنایات اسرائیلی ها در غزه را نشان می دهند و این برای ما جالب هست.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/23ساعت 16:16  توسط علیرضا تنهایی  | 

روز شنبه به کلیسای ادونتیستها در هاوانا رفتیم.

            

این گروه از مسیحیان معتدلی هستند که معتقدند انجیل واقعی نزد آن هاست و نفر سمت چپ هم یکی از کشیش ها بود که برای ما توضیح می داد.

   تشکیل کلاس های آموزشی برای گروه های مختلف در طول برگزاری مراسم و همراهی جوانان در برگزاری مراسم هم فکر خوبی بود.

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/20ساعت 1:27  توسط علیرضا تنهایی  | 

روز جمعه روز خوبی برای مدرسه کوچک ما بود.

 

      

همه افراد مدرسه همراه حاج آقا رضایی.

خیلی از چیزها هست که آدمی ممکن است در مواقع خاصی اهمیت آن را درک کند.

مثلا عزاداری امام حسین در دیار غربت با افراد اندک و با حضور فردی که نگاه و دید خوبی نسبت به پدیده های مختلف دارد.

انشاالله گزارش این روزها اگر عمری بود در پست های بعدی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/16ساعت 19:51  توسط علیرضا تنهایی  | 

شب گذشته با حضور ایرانیان مقیم هاوانا ، مراسم عزاداری اباعبدالله در مدرسه سفارت ج.ا.ایران برگزار شد. ( قرائت قرآن ،سخنرانی حاج آقا رضایی ،قرائت زیارت عاشورا و ذکر مصیبت و شام )

چکیده سخنرانی :

  • بعضی از انسان ها نشانه و آیه ی خدا می شوند مثلا یک انسان کریم جلوه ی کرم خداست. یک انسان مهربان مانند مادر، جلوه ی تام رحمت الهی است.
  • انسان کلمه ی خداست یعنی تجلی اوست و هر نشانه ای که دارد از اوست. حضرت عیسی کلمه الله است.
  • سعی کنیم انس با کلمات خدا و  با بندگان خدا به خاطر خدا داشته باشیم چنان که در دعای جوشن کبیر می خوانیم :

                            یا اَنیس مَن لا انیس لَه

                           یا رفیقَ مَن لا رفیق لَه

                           یا شَفیقَ مَن لا شَفیقَ لَه 

بقیه در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/10/13ساعت 16:55  توسط صدیقه علی زاده  | 

محرم از راه رسید.به این امید که محرکی باشد برای مطالعه و یادگیری بیشتر در مورد فلسفه ی قیام عاشورا.

عرض تسلیت و التماس دعا داریم.

 

 یک روحانی از قم به کوبا آمده اند که به امید خدا از فرداشب در محل مدرسه، ایرانیان مقیم هاوانا و اندک شیعیان اینجا مراسم عزاداری برگزار خواهند کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/11ساعت 15:49  توسط صدیقه علی زاده  | 

صنعت گردشگری کوبا در سال 2005 به بیش از 2300000 نفر بازدید کننده رسید(با 8% رشد). در طول 12 ماه از سال ، بخش توریسم  در کوبا فعال هست.

مهم ترین قطب های این شاخه در جزیره عبارت اند از : شهر هاوانا ، بارادرو ، کایو کوکو ، هولگین ، سانتا لوسیا ، کایولار جنوبی و سانتیاگو دکوبا

سهم توریسم در تراز بازرگانی کوبا 41% می باشد.(آمار سال 2005)

و اما دلیل توضیحات بالا این بود که ما یک شنبه 8 دی ماه  به  بارادرو رفتیم. شهری بسیار زیبا و دیدنی در فاصله 140 کیلومتری شرق هاوانا.

بارادرو به صورت یک باریکه خشکی در داخل دریا پیش رفته (یک نوار تقریبا باریک) که از دو طرف هتل و پلاژ دارد. مهم اینکه ساخت بناها اصلا در دید دریا و ساحل مشکل ایجاد نمی کند.

                   

از برگشت هم به یک خانه روستایی در کناره جاده رفتیم و با افراد خانواده و زندگی آنها از نزدیک آشنا شدیم. وقتی فهمیدند از ایران هستیم (اول طبق معمول با عراق اشتباه گرفتند) با خوشحالی گفتند :

Iran-amigo de Cuba ایران دوست کوبا

                   

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/10ساعت 16:14  توسط علیرضا تنهایی  | 

مراسم شب یلدا در محل اقامتگاه سفیر ایران در هاوانا برگزار شد. شب سرد و طولانی یلدا ی ایرانی درکوبا در زیر آلاچیق و پنکه سقفی و دمای 28 درجه سانتی گراد. شب خوبی بود.مخصوصاً فال های حافظ که آقای مختاری  خیلی خوب برای همه افراد حاضر خواندند.

       

یک اسلاید در باره تاریخچه و رسومات ایرانیان هم تهیه کرده بودیم که وسایل آماده نشد و چند کلمه ای شفاهی صحبت کردیم.

شب یلدا در کوبا مصادف صبح اول دی ماه در ایران هست.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/02ساعت 20:50  توسط علیرضا تنهایی  | 

شب چهارشنبه در محل مدرسه جشنی برپاشد با حضور کلیه ایرانیان و اندک کوبایی های شیعه.(حدوداً 15 نفر)

 دانش آموزان هم کار  تزئین و آماده سازی را به عهده داشتند. ابتداسفیر و سپس یکی از افراد در باره غدیر صحبت کردند. در فواصل هم بچه های پیش دبستانی و اول دبستان سوره هایی را از حفظ خواندند. کیمیا هم قطعه ای را با ارگ اجرا کرد.

صحبت ها توسط مترجم سفارت ترجمه می شد.

همچنین حسن فلیکس (کوبایی شیعه که دو سالی هم در ایران درس خوانده) چند جمله ای در وصف غدیر گفت.

روز عید هم به خارج هاوانا رفتیم.(Matanzas) شهری در فاصله 90 کیلومتری شرق هاوانا. از کناره ساحل جاده ای زیبا و دو بانده دارد.  دریا بسیار آرام و فیروزه ای بود.(گرچه ساحل هاوانا  هم زیباست ولی زیبایی های ساحل ماتانزاس وصف ناشدنی است و فقط باید از نزدیک دید و لذت برد و...)

      

بخشی از تاسیسات نفتی کوبا هم در همین منطقه بود.( کوبا نفت زیادی ندارد ولی اخیرا در خلیج مکزیک میدان هایی کشف کرده اند که ذخیره نفتی آن قابل توجه است)

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/29ساعت 20:32  توسط علیرضا تنهایی  | 

درخت انبه (منگو)ی مدرسه کوچک ما به گل نشسته است.

برای ما که تا کنون  در مناطق سردسیر بوده ایم  خیلی جالب است که در پایان فصل پاییز مدرسه ای پر گل و گیاه داشته باشیم.                    

لازم هست بدانید که مدرسه ما یک منزل استیجاری است در منطقه ای زیبا و پر گل و گیاه در شهر هاوانا به نام آتابی . دارای ۴ اتاق و یک سالن و یک پارکینگ (که ما امسال به آزمایشگاه تبدیلش کرده ایم) با حیاطی پر از درختان متنوع با گلهای زیبا.

در ادامه عکسی از حیاط مدرسه رو ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/24ساعت 0:55  توسط علیرضا تنهایی  | 

این هفته به مدت ۴ روز نمایشگاه صنایع دستی در هاوانا از ملیت های مختلف برگزار شد. ما هم یک روز عصر از آن بازدید کردیم. سوریه هم غرفه داشت.(اگر بقیه رو نتونستیم بخونیم عکس بزرگ بشار اسد رو تونستیم ببینیم)

     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/22ساعت 19:29  توسط علیرضا تنهایی  | 

     مسیر آمستردام- هاوانا(نمایش توسط مونیتور داخل هواپیما)

         

         

 

در ادامه مطلب  چند عکس  دیگه  که موقع آمدن به کوبا در هلند و مسیر  راه گرفتیم  را ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 23:15  توسط علیرضا تنهایی  | 

                         

دیروز شنبه به ابتکار همسران سفرا و دیپلماتهای مقیم در کوبا بازاری در هتل هاوانا لیبره برپا  بود که هدف آن کمک به طوفان زده های کوبا اعلام شده بود.البته این بازار هرساله برگزار می شود.

هر کشوری در دو بخش (فروش کالا و غذا) میز داشت. ایران هم در هر دو شرکت کرد.

از ساعت 9 صبح تا 4 عصر . ساعت 1 هم قرعه کشی بلیط هایی بود که به 1 دلار فروخته بودند . هر کشور جایزه ای در نظر گرفته بود.

         قرعه کشی جوایز

اجرای زنده برنامه های هنری ،توسط کشورهای مختلف جالب بود.

           گروهی از هنرمندان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/10ساعت 21:20  توسط صدیقه علی زاده  | 

این عکس رو امروز توی راه مدرسه گرفتیم. طبیعی هست و واقعی!!

 چشماشو با هم مقایسه کنید.

                   

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت 16:23  توسط صدیقه علی زاده  | 

هفته ی گذشته در مجموع خوب گذشت.

شب پنج شنبه 30 آبان (20 نوامبر)هفته فیلم ایران با نمایش فیلم مریم مقدس در سینما ریویرا و سخنرانی سفیر شروع شد وتا 26 نوامبر ادامه دارد. دو فیلم مهمان ناخوانده و به نام گل رز رو هم نمایش داده اند. شب اول برای افتتاحیه مهمانان زیادی را دعوت کرده بودند.مثلا اندک کوباییهای مسلمان که آشنایی با آنها برایمان جالب بود و شب به یاد ماندنی داشتیم.

            زنان مسلمان کوبایی

شنبه هم ملاقاتی با آقای رحیمی( مدیرکل آموزش  دبستانی و پیش دبستانی وزارت آموزش و پرورش) داشتیم. ایشان همراه گروهی متشکل از نمایندگان وزارت بهداشت و ... از طرف یونیسف به کوبا  آمده بودند. ما هم مشکلات مختلف فرهنگیان اعزامی به کوبا رو به ایشان منتقل کردیم و قول دادند که در تهران پیگیری نمایند.

ملاقات با ایشان برای ما خیلی جالب بود . نه تنها از منظر دیدار با یک مقام آموزش و پرورش بلکه گفتگو با یک ایرانی  که بسیار از هم صحبتی با ایشان استفاده معنوی کردیم و دو قرآن کوچک با معنی به ما هدیه کردند و در آخر هم ایشان را نایب الزیاره حرم حضرت معصومه کردیم زیرا ایشان ساکن قم هستند.

همچنین ایشان ما را با مترجم گروه شان آشنا کردند که یک فرد کوبایی به نام "یوآندرسن"بود. او 6 سال در ایران فارسی خوانده و کاملا مسلط به زبان فارسی است و در اینجا در موسسه دولتی آسیا هم زبان فارسی تدریس می کند.

این روزها هوای کوبا هم بسیار لطیف و بهاری است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 22:59  توسط صدیقه علی زاده  | 

درس دادن درسهای مختلف یک خوبی دارد و آن هم اینکه دیدن ارتباطات درونی دروس مختلف باهم و مخصوصا کاربردهای ریاضی در درس های دیگر برای یک معلم ریاضی لازم هست.

و نکته دوم دیدن کتاب ریاضی پنجم ودرس دادن آن برای یک معلم ریاضی راهنمایی خیلی ضروریست که همه این ها امسال برایم آماده شده است.

کتاب هایی که امسال درس می دهم عبارت اند از : ریاضی پنجم ابتدایی – ریاضی و علوم و حرفه ی دوم راهنمایی – زیست و شیمی اول دبیرستان – اقتصاد دوم انسانی- شیمی سوم ریاضی

نکاتی که تاکنون از درس های مختلف متوجه شده ام:

1-      ریاضی پنجم یک خوبی دارد که بین مطالب ریاضی و هندسه جدایی نیست  ولی در راهنمایی جدا شده و بعضی ها تا به هندسه می رسند اخم می کنند!!

             امین کلاس پنجم

2-      مطالب متنوع و زیادی در کتاب پنجم هست که اگر اصولی تدریس شود ما معلمین راهنمایی کارمان آسان خواهد بود ولی ...

3-      از مسئله های تناسب و تسهیم به نسبت در کتاب پنجم زیاد آمده و بعضی ها واقعا غیر لازم، مثل تفاضل نسبت ها و محیط مستطیل . امثال این ها اگر نمی آمد، در راهنمایی برای دانش آموزان جذابیت بیشتری داشت. چون در ابتدایی از روی رفع تکلیف و قاعده گویی حل می شوند و مشکل به بار می آورند.

4-      علوم دوم راهنمایی از جبر در فصل های ابتدای کتاب استفاده می شود ولی ما جبر را برای اولین بار در دوران تحصیل دانش آموز  در نوبت دوم  درس می دهیم. اما می توان برای ایجاد انگیزه در شروع درس جبر از دانش آموزان خواست در کتاب علوم خود استفاده از زبان علائم را پیدا کنند.

5-      شیمی اول دبیرستان هم کتاب جالبی هست. عناصر چهارگانه حیات از نگاه یونانیان باستان (آب و باد و خاک و آتش) فصلهای مختلف آن هستند و برای من خیلی جذاب. نمودار های آماری داخل کتاب و نمودار هایی که دانش آموز رسم می کند، فرمول های جبری ، تبدیل واحدها و توان دانش آموز در محاسبات پایه همگی ارتباطات بیرونی دروس مختلف با ریاضی را نشان می دهد.

ادامه این بحث ها باشد برای مجالی دیگر.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/09/03ساعت 22:38  توسط علیرضا تنهایی  | 

یک ماه شد که ساکن کوبا هستیم.

بعضی از دوستان پرسیده بودند مگر هزینه اینترنت در کوبا چقدر است که شما کم پیدا هستید.

در بیرجند یک ساعت استفاده از کافی نت 700 تومان است و در اینجا  هتل ها این سرویس را ارائه می دهند با قیمت ساعتی(cuc) 8 . هر cuc قیمتی معادل 1.08 دلار آمریکا دارد.  در مقابل دلار آمریکا کمی گرانتر است!!!!

لازم هست بدانید که cuc پزوی قابل تبدیلی است که فقط در کوبا رسمیت دارد . هر 24 پزوی کوبا یک پزوی قابل تبدیل هست.

دو ماه قبل از آمدن ما یک طوفان در کوبا آمده بود که دلیل خیلی از کمبود های روزمره معرفی می شود. روز یک شنبه طوفانی دیگر در کوبا آمد که این دفعه بخش های غربی را در نوردید و خسارت زیادی به بار آورد ولی نه به اندازه ی قبلی.

.......  بالاخره دیروز توانستیم با مساعدت های سفارت  ماهانه 10 ساعت اینترنت برای مدرسه آماده کنیم . پس از کلی فرم پرکردن و امضا ونامه از سفارت و کارت اقامت و ...

 15  سی یو سی قیمت 10 ساعت + هزینه تلفن ساعتی حدود 5 سی یو سی و هر ساعتی که بیشتر از 10 ساعت شد نیز به مبلغ 5 سی یو سی.

( در ایران کافی است که شما از یک سوپرمارکت کارت اینترنت بخرید و ...)

                     

یک درخت موز که به ثمر نشسته است. لایه لایه اشک پایین که در تصویر می بینید باز می شود و یک

دسته موز می دهد.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/24ساعت 22:16  توسط علیرضا تنهایی  | 

دیروز شنبه جاتون خالی به یه آکواریوم زیبا رفتیم. نمایش فکها و دلفینها بسیار زیبا بود.

        

امروز هم به کلیسایی نزدیک سفارت روسیه رفتیم و از ابتدا تا انتهای مراسم رو دیدیم. در آخر دست و پا شکسته با کشیش صحبت کردیم.

به این ترتیب تعطیلی این هفته ی ما به پایان رسید. فردا بعد از مدرسه قراره اگه خدا بخواد به خونه ای که اجاره کردیم نقل مکان کنیم.

البته الان که مطلب رو قرار می دیم یک هفته گذشته و ساعت 7 شب یکشنبه هفته ی بعد است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 2:58  توسط صدیقه علی زاده  | 

دیروز کلاس اسپانیولی داشتیم. جلسه ی چهارم بود و با تدریس خوب "سیومارا" تقریبا  خوندن رو یاد گرفتیم. حالا مونده اصل کار ...

چون سیومارا هیچی فارسی یا حتی انگلیسی نمی دونه.  برای درک معنی هر کلمه بسیار به زحمت می افتیم، البته جالب نیز هست. ناگفته نماند که در زبان اسپانیولی برای هرچیز مذکر و مونث وجود دارد که ما باید یاد بگیریم مثلا "کتاب" مذکر است و " مدرسه" مونث و در صحبت کردن و جمله سازی از حرف تعریف مخصوص آن استفاده کنیم.

صرف فعل آنها نیز مشکل است و ....

در مدرسه هم با درسهایی مثل فیزیک سوم ریاضی و ... بسیار درگیریم.

هوای کوبا این روزها برای ما بسیار عالیست. و برای کوبایی ها که عادت به گرما دارند فصل پوشیدگی هست. خیلی هاشون سرما خوردن ( بازه ی دما در کوبا 18 تا 30 درجه هست.) 

                 

دوستان پرسیده بودن آیا سر کلاس گچ داریم یا وایت بورد عرض کنم که وایت بورد هست ولی ما تدریس خصوصی داریم و با خودکار روی کاغذ برا شاگردمون درس می دیم.!   

یه مطلب دیگه موندش اینکه هر جا می ریم فکر می کنن ما عربیم و السلام علیکم میگن و باز ما باید براشون با مشقت توضیح بدیم ایرانی و فارسیم.          

..........

..........

ببخشید که نوشته مون خیلی قاطی پاتی شد. به پای گرونی اینترنت و در دسترس نبودن اون بذارید.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/10ساعت 5:5  توسط صدیقه علی زاده  |