تبليغاتX
http://RiyaziMadrese.Blogfa.Com - ارنستو چه گوارا
یادداشت های روزانه و نکات آموزشی درس ریاضی

سینما <یارا> فیلم دو قسمتی چه را دو شب متوالی نمایش داد و من هم رفتم و تماشا کردم. چه، همیشه برای من شخصیتی دوست داشتنی بود ولی زیاد درباره اش نمی دانستم. قسمت اول، مبارزات چه  همراه فیدل برای آزادی کوبا بود به همراه فلاش بکهایی به سخنرانی  او در سازمان ملل .

                 

کتابش همیشه همراهش بود و به هر جا می رسیدند به جای استراحت به ویزیت و معالجه بیماران می پرداخت.

 قسمت دوم هم رفتن او به بولیوی و سازماندهی جنگ های چریکی که ناموفق بود و در نهایت هم کشته شد.

هنوز هم کوبایی ها صفی طولانی تشکیل داده بودند برای دیدن فیلم چه گوارا.

با خودم فکر می کردم می توانست در کوبا بماند و در خانه های مصادره ای که به بهشت می ماند و کنار سه بچه ای که در کوبا داشت به زندگی ادامه دهد و ... اما رفت. ولی می شود قضاوت کرد که فردی مثل او نمی توانست در منجلاب فرورود وقتی که یک زمان در اشک شوق مردم فرود آمده بود.

         

وقتی ازسینما بیرون آمدم  در حاشیه خیابان 23(طولانی ترین خیابان هاوانا) و coppelia ( باغ وساختمانی بسیار زیبا با بستنی های مشهور) که همیشه صف های طویل برای ورود به قسمت های چندگانه آن وجود دارد، تعداد زیاد افراد پلیس ،مرا که غرق در افکار خودم بودم از حال و هوای فیلم دور کرد.

برای امثال چه ، همان بهتر که در اوج بمیرند و برای همیشه در قلب مردم زندگی کنند تا بمانند و برای همیشه بخواهند به هر قیمتی قدرت را حفظ کنند.

" من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت"   سهراب سپهری

+ نوشته شده در  جمعه 1388/02/25ساعت 18  توسط علیرضا تنهایی  |