|
|
|
|
|
یک گروه هم به دیدن موزه آمدند که معلوم شد معلم اند. البته معلمینی بودند که به خاطر بحران نداشتن معلم، حزب کمونیست از نیروهای عضو حزب شاغل در وزارت خانه ای دیگر، برای مدت دو سال به صورت داوطلب استفاده می کند. حقوقشان هم بیشتر از معلمین وزارت آموزش هست. بعضی ها بالای 60 سال داشتند. یکنفر از وزارت ورزش ، دیگری از وزارت بهداشت بود. واز بقیه نپرسیدیم. آموزش کوتاه مدتی هم در تابستان می بینند. یک جمعه هم قصد داریم به دیدن موزه ملی برویم. جمعه قبل هم از موزه انقلاب بازدید کردیم. ساختمانی بسیار زیبا و بزرگ که زمان باتیستا محل اقامت رئیس جمهور و دولت بوده است. ورودی برای کوبایی ها 5 پزو و برای بقیه 3 سی یو سی معادل 75 پزو و برای دوربین هم 3 سی یو سی.( ما هم کارت اقامت داریم و با پزو همه جا می رویم) چیزهای خیلی زیادی داشت. از جمله یادبود کشتی گرانما Granma که خودش را آنجا نگهداری می کردند. این کشتی حامل 82 انقلابی کوبا شامل فیدل و ... از مکزیک به کوبا بوده. گرانما نام تنها روزنامه چهار برگی ارگان حزب کمونیست کوبا هم هست. ساعت 12 هم انگار از آسمان رود سرازیر بود. بارانهای هر روزه اینجا شروع شده. ما هم که قورمه سبزی مان از صبح روی گاز بود مجبور شدیم یک تاکسی بگیریم که راننده ی خانم آن تا نصفه های راه رو بیشتر نیومد و اینقدر ترسیده بود که گفتیم خودمون میریم . پس از 1 ساعتی معطل شدن با اتوبوس اومدیم و بارها در مسیر، آب داخل اتوبوس میومد و ماهم آویزون سقف می شدیم ولی تا زانو بالاخره توی آب رفتیم. جاتون خالی ساعت 2 و نیم که با عبدل به خانه رسیدیم. قرمه سبزی جا افتاده بود و عبدل می گفت بیا توی هاوانا یک رستوران باز کنیم با غذای ایرانی!! |
||